Saturday, 18 November 2017
شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶
 

نامه دکتر فريبرز بقايی به اتحاد جمهوری خواهان ملی ايران( پيرامون مفهوم اتحاد و اتحاديه ها)

دوستان عزيز سلام

فرانکفورت 25 آوريل 2005

ارسال پست الکترونيکی (E-mail) توسط دوست عزيز سياوشي مرا بر آن داشت تا به سهم خود برای وسيع تر شدن بحث ها در طيف برداشت های جاری در اتحاد جمهوری خواهان ملی ايران (ا.ج.م.ا) گامی بردارم و آن را در دسترس علاقمندان اين بحث بگذارم.

ديدگاه خودم و به عبارتی طرح بحث هايم را به اختصار و فهرست وار از نظر می گذرانم:

ما چه نوع سازمانی هستيم؟ جبهه، اتحاديه، حزب يا چيز ديگری؟ می بايد به چنين پرسشی پاسخ داده شود يعنی ما که هستيم؟ چه می خواهيم بکنيم، و بالاخره چه مي خواهيم باشيم؟ در کنار هر يک از اين پرسش ها بايد توجه داشت که آيا ضرورتی برای اين تشکل در جامعه کنونی ايران وجود دارد؟ از سوی ديگر بايد توجه داشت که ظرف و مظروف می بايد متناسب يکديگر باشند.

ما که هستيم؟

در طرح سند ساختار تشکيلاتی به درستی قيد شده است که: « ا.ج.م.ا تشکل فعالان سياسی جمهوری خواه دمکرات ايران است که با افق های فکری گوناگون و پيشينه های سياسی متفاوت، به هم پيوسته اند تا به عنوان نيروی مستقل، کارآمد و مؤثر، در صحنه سياسی ايران برای تحقق ديدگاه ها و کارپايه سياسی خود تلاش ورزند».

با این مصالح ساختاری که ما در اختیار داریم، آيا افرادی با افق های فکریِ گوناگون - بر پاية مقوله های مورد توافق نظرِ کلیه عناصر تشکیل دهنده در آن- می توانند در چنين تشکلی اعلام موجوديت نمايند؟ و از همه مهمتر اين تشکل پا بر جا بماند و حتی بالنده شده و عناصر جدیدی را به سمت خود سوق دهد؟

خوشبختانه تاریخ معاصر ما حداقل یک تجربة موفق برای ما بجای گذاشته است که می توان از آن برای ادارة ا.ج.م.ا درسهايي آموخت. تأسيس و فعاليت کنفدراسيون جهانی دانشجويان را بخاطر بیاورید. تا زمانيکه اين تشکل فعاليت های خود را روی شعار ضد ديکتاتوری مورد توافق همه عناصر تشکيل دهنده آن تشکل متمرکز کرده بود، بقدری موفق بود که حتی به جرأت مي توان ابراز داشت که به عنوان مرجع مبارزه ضد ديکتاتوری نه فقط در ايران، بلکه در سطح جهان شناخته شده بود. حال تصور کنيد، اگر اين تشکل در سال های 1356-57 وجود می داشت، چه نقشی را می توانست در انقلاب بهمن 1357 ايفا کند. متأسفانه با آوردن شعارهای انقلابی و از همه مهمتر متفاوت نه فقط ماهيت اين تشکل را بلکه خود تشکل را نيز به باد داد.

به هر روی، با اين مصالح ساختاری که ذکر آن رفت، بحث در مورد تبديل اين تشکل به يک حزب، بحثی است عبث. ولی اين بدان معنا نيست که همواره چنين خواهد ماند. چنانچه در آينده عناصر تشکيل دهنده ا.ج.م.ا. در کليه مسايل اتفاق نظر پيدا کنند - که من آنرا تقريباً محال مي بينم- ولی می تواند در دستورکار آن قرار گيرد. طبیعی است که در هر زمان، افرادی از ا.ج.م.ا که هدف و راهبردی مشترک پيدا نمايند، می توانند حزب خود را همانند آنچه هم اکنون در تأسیس حزب لیبرال دمکرات ایران رخ داده، حزبی تشکیل دهند. تبديل ا.ج.م.ا به جبهه و نيز بحث بر سر اينکه چگونه سازمانی است صحبتم را پی می گيرم.

اتحاد جمهوری خواهان ملی ايران چگونه سازمانی است؟

به باور من همان گونه که مؤسسین خردمند ا.ج.م.ا در اسناد آورده اند و با عنايت به افراد متشکل در این تشکل می توان چنين گرايش های گوناگونی را فقط يک اتحاد يا اتحادیه ارزيابی کرد. مسئله عمده و ضروری در اين است که در يک اتحادیه با افرادی با گرایش های گوناگون در آن تنها زمانی مؤثر، پابرجا و موفق و در عین حال محکم و استوار به صورت یک پیکر واحد می تواند عمل کند که چنين تشکلی سياست روز خود را مبتنی بر مسائلی معطوف دارد که مورد توافق همه افراد متشکل در این تشکل باشد. در مورد مشخص ا.ج.م.ا متکی به اسناد مورد تصویب همایش اول چنين تصريح شد که: « تاکید بر تمامیت ارضی ایران، جمهوری پارلمانی، دمکراسی متکی بر هر فرد یک رأی و بالمآل مخالفت با حقوق ویژه برای هر کس، هر طبقه، هر مذهب، هر جنس و هر قوم در ایران، قانون اساسی مبتنی بر حقوق بشر مصوبه سازمان ملل متحد و الحاقات آن».

چنانچه دیده می شود، کلیه مطالبات ا.ج.م.ا بسیار مدرن و نيز می تواند مورد تأیید جامعه بین المللی و بخش اعظم مردم ایران قرار گيرد. این بزرگترین ثروت ا.ج.م.ا است که نه فقط امروز بلکه تا آنجا که قابل تشخیص است، می تواند برای دوران مديدی جزو مطالبات جامعه ایران باشد. بدون خود ستايی مي توان اذعان داشت که ا.ج.م.ا اولين تشکلی است که چنين انديشه های مدرن را به صورت اهداف خود در معرض داوری جامعه ايران قرار داده است. بنابراين از اين منظر می توان آنرا در سياست ورزی خود بمثابه انديشة پايه ای به جامعه ايران بشناساند.

به طوری که مي دانيم ا.ج.م.ا در عرصة سياست ورزی آن چنان که تصور مي رفت موفق نبوده است و در نتيجه علاقه مندان و دلسوزان اين تشکل را بر آن داشت تا علت آنرا جستجو نمايند. در جريان علت يابی، عده ای به اين نتيجه رسيده اند که معضل اصلی فقدان رهبری با نظر واحد، امکان سياست ورزی مؤثر و سريع را از ا.ج.م.ا گرفته است. بنابراين، چاره چنين مشکلی را در وجود فراکسيون های متعدد ببينند. از ديدگاه اين بخش، بايستی فراکسيون اکثریـت سُکان رهبری را در اختيار بگيرد تا با سياست ورزی متناسب و واکنش های به موقع و سريع قادر باشد اِعمال سياست نمايد، زيرا نظريات اکثريت در بين اعضاء نيز ذینفود است. و نيز چون حق و حقوق فراکسيون های اقليت در ا.ج.م.ا به رسميت شناخته مي شود، بنابراين اصل دمکراسی نيز در اين سازمان نقض نخواهد شد. اما، پيامد چنين استدلالی - وجود فراکسيون ها- عملاً وجود احزاب را در درون ا.ج.م.ا طلب می کند. نتيجة اين استدلال يعنی ايجاد فراکسیون ها و وجود جبهه را در ا.ج.م.ا الزاماً می پذیرد. به دیگر سخن، وجود فراکسیون ها معلول وجود گرایش های سازمان داده شده - احزاب- می باید وجود داشته باشند. حال این پرسش مطرح است، افرادی که هیچگونه پیوستگی به فراکسیونی نداشته و بخواهند صرفاً از روی انديشه و ديدگاه خود تصمیم گیری و حرکت نمايند، چگونه می توانند از حقوق خود دفاع کنند؟ بنا بر اين، گوهر اصلی جبهه در وجود فراکسيون ها نهفته است. به باور من تبديل ا.ج.م.ا به جبهه به دلايل زير آنرا از تحقق اهداف بر شمرده بالا باز می دارد.

الف - در جبهه، عناصر یا تشکل های عضو در ابتدا روی چارچوبی در مورد اهداف و شیوة راهبرد بسوی هدف را تعیین می کنند و اعضاء متشکل در جبهه ملزم به این چهارچوب در فعالیت خود هستند. آیا در مورد ا.ج.م.ا راهبردی بسوی جمهوری عرفی، توافق وجود دارد؟ تجربه بویژه پس از شکست اصلاح طلبان حکومتی نشان داده است که چنین چارچوبی وجود ندارد. عده ای از ما بر این باورند که ا.ج.م.ا باید یک تشکل رفرمیستی- اصلاح طلب- باشد. عده ای از ما نيز بر این باورند که ا.ج.م.ا بایستی تشکلی انقلابی ولی با روش مسالمت آمیز باشد و بالاخره عده ای نیز بر این باورند که ا.ج.م.ا بایستی تلفیقی از این دو باشد. بر پاية چنين پديده ای، حال تصور کنید سیاست ورزی چنین تشکلی با اکثریت یافتن هر یک از این شیوه راهبردی، ا.ج.م.ا را به چه سمت و سويی می کشاند و هر چند حقوق اقلیت به رسمیت شناخته شود؟ در صورت برابر بودن نیروی این سه شیوه سیاست ورزی، آيا چنین تشکلی در سياست ورزی خود با اعوجاج در بيرون و تلاطم در درون مواجه نخواهد شد؟ بنابر آنچه آمد، تشکیل جبهه و موجب آن فراکسيون ها - اکثریت، اقلیت - نخواهد توانست ما را از معضل کنو نی نجات دهد.

ب- اگر عناصر تشکیل دهندة ا.ج.م.ا را به صورت فرد فرد در نظر بگیریم، زمانی این تشکل می تواند کارسازی داشته باشد که افراد بتوانند فارغ از نظرات سازمانهای خود - حتی خلاف و یا ضد نظرات سازمانی خود- عمل کنند. من در این برهه از تاریخ کمتر کسی را سراغ دارم که چنین عمل کند. در نتیجه ا.ج.م.ا دچار همان برداشت هايی خواهد شد که سازمانهاي سياسی شان به افراد تلقین می کنند.

چاره چیست؟

به نظر می رسد می بايد بحثی در دو مورد و نيز در سه زمینه بطور وسیع در میان ما انجام گیرد.

الف- ا.ج.م.ا چه راهبردی را برای رسیدن به اهداف خود در پیش می گیرد. به باور من، ا.ج.م.ا باید یک تشکل اصلاح طلب سکولار باشد. دلایل چنین گزینشی بطور اجمال ولی عینی به یافته های زیر بر می گردد: تحول کیفی در ساختار جمعیت در ایران، شهر نشینی، سطح بالای فرهنگی جامعه، افزایش چشمگیر دانشگاهیان، نقش زنان و جوانان و نيز افزایش خواسته های بسیار متنوع و بحق آنان، سپری شدن دوران انقلاب ها و شرایط بین المللی. علاوه بر همه اینها، ا.ج.م.ا می تواند آن سازمان سیاسی اصلاح طلب سکولار باشد که امید پیروزی را در دل جوانان، زنان و فرهیختگان کشور ما بگشاید. نباید این را لحظه ای از نظر دور داشت که نتیجه سازمان های سکولار انقلابی تاکنون جز شکست، کارنامه ای درخور ارائه نکرده اند.

ب- ا.ج.م.ا بایستی برنامه سیاسی خود را بنا بر تحولات بر شمرده در بالا بداند.

پ - بدون قید و شرط، پایبندی خود را به تمامیت ارضی کشور تأکيد کند و نيز موضع خود را نسبت به اقتصاد باز و سرمایه گذاری خارجی به طور شفاف بیان نماید.

ت - ا.ج.م.ا بایستی بطور شفاف رابطه با امریکا را بر پایه منافع متقابل و حمایت از سیاست دو کشور اسراییل و فلسطین اعلام نماید.

پیشنهاد هايی در مورد تشکیلات

از نظر سازمان یافتگی، ا.ج.م.ا را می توان در ردیف اتحادیه ها قرار داد مانند اتحادیه کارگران، اتحادیه کتابفروشان، اتحاديه سرمايه گذاران و ... اما ا.ج.م.ا با این اتحادیه ها تفاوت هايي دارد که از این قرارند: اتحادیه ها اصولاً صنفی هستند و در رابطه با قدرت (حکومتی) هرگز نمی خواهند قدرت حکومتی را بدست بياورند ویا در آن سهیم شوند. اینان وظایف را به عهده احزاب خود واگذار می کنند. در کشور ما به علت شرایط اقتصادی و اجتماعی اش ایجاب می کند که هیچ چیز و هیچ کس در موقعيت و جای خاص خود قرار نداشته باشد. مثلاً پزشک رئیس حزب سياسی می شود و یا وزیر امور خارجه می گردد. مطبوعات مجبور می شوند وظایف احزاب را به عهده بگیرند و غيره. در مورد ا.ج.م.ا این امر نیز صادق است. ا.ج.م.ا به علت افراد درون خود - افراد با گرایش های سیاسی گوناگون- باید اتحادی استوار بر روی مسایل مورد اتفاق نظر کلیه گرایش های درون خود باشد و همانند یک حزب سیاسی با نظرداشت به کسب قدرت، یعنی اظهار نظر در موارد جاری سیاست، اتخاذ تاکتیک های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت انجام وظیفه کند. پاشنه آشیل ا.ج.م.ا در این دوگانگی نهفته است. موفقیت و يا عدم موفقیت ا.ج.م.ا در این است که رهبری این تشکل قادر باشد برای اظهار نظر سیاسی جاری و یا تاکتیکی سیاسی و نيز برای دستیابی به موفقیت های لحظه ای به استخوان بندی موارد توافق عام لطمه ای وارد نسازد. بنظر می رسد، برای درک بیشتر این مطلب بيان دو نمونه گویا باشد. در طرح موسوم به سند هشت نفره از جمله می خوانیم « برای گشودن راه آزادی ودمکراسی تغییر ساختار سیاسی وقانون اساسی موجود اجتناب نا پذیر است». در ابتدا فرض را بر این بگذاریم که این حکم درست است. اما چیزی که علم سیاست آن را رد می کند، آن است که پیش زمینه آزادی و دمکراسی در بطن هر اجتماعی که رشد معینی کرده است مثلاً در مورد ایران از دهه ها پيش زمينه آن وجود دارد. و با تغییر ساختاری ضد استیلا می توان به گسترش و رشد آن سرعت بخشید و نه راه را برای آنها باز کرد. حال بر پايه فرض پيش گفته، آوردن چنین حکمی معنای حقوقی و سیاسی آن چیزی جز براندازی (انقلاب) نیست. در یک تشکل رفرمیستی و معتقد به مبارزه پارلمانی و مسالمت آمیز، آيا اين چیزی جز نادیده گرفتن اصول مورد توافق می تواند باشد؟ ظرافت سیاست ورزی در هر تشکلی حساسیت نشان دادن تعادل بین ظرف و مظروف است.

مثال دوم را در رابطه با معقوله رفراندم مطرح می کنم. جوهرة رفراندم يعنی نفی نظام موجود و برپایی نظامی نو می باشد. آیا تشکلی همانند ا.ج.م.ا می تواند مدافع مبارزه پارلمانی، انتخابات و سياست مسالمت آمیز باشد و نيز در رفراندمی شرکت کند که همین نظامِ پا بر جا را رد می کند؟ چنانچه به این پرسش جواب آری داده شود، نتیجه منطقی آن این خواهد شد که ما مبارزه پارلمانی را در این نظام قبول نداشته وکاربرد آنرا به نظام دلخواه خود موکول می کنیم. البته هنگام فروپاشی نظامی از جمله پارلمانش نیز فروپاشیده و دیگر مبارزه پارلمانی و انتخابات در آن نظام فروپاشیده محلی از اعراب ندارد. آیا ما در چنین شرایطی هستیم؟ بنابراین، تنها جواب مطابق توافق عمومی در شرایط کنونی بایستی منفی باشد. اما خواست ا.ج.م. ا می تواند تحت فرمول بندی دیگری عنوان شود و از آن نیز دفاع کرد. این فرمول بندی از جانب فعالین سیاسی و اندیشه ورزان درون کشور به جامعه سیاسی کشور ارائه شده است يعنی در سند 565 نفر. در آن بيانيه از خواست مردم ایران برای انطباق قانون اساسی جمهوری اسلامی با منشور حقوق بشر مصوبه سازمان ملل و الحاقات آن صحبت شده است. روشن است که انطباق بین دو چیز انجام می گیرد. پس یکی جایگزین دیگری نمی شود بلکه هر آنچه منطبق است می ماند. به عنوان مثال، ممنوعیت شکنجه برای گرفتن اعتراف و امثالهم. آنچه حذف می شود، اَعمالی است که با منشور مطابق نیست. آیا این انطباق از نظر حقوقی با رد قانون اساسی فعلی یکی است و یا بقولی، اولی رادیکال تر از دومی است؟

خوشبختانه در حال حاظر ناظر بر این نکته هستیم که در اسناد ا.ج.م.ا از فرمول بندی انطباق که آنرا مدیون کار خلاق 565 اندیشمند درون کشور هستیم به عاریت گرفتیم و بنابراين بیش از پیش کاربرد پیدا می کند. من تنها به همین خاطر خود را موظف می بینم تا سپاس خود را از این عزیزان ابراز دارم.

پس از آنکه اهداف و راهبرد بسوی اهداف مشخص شد، بایستی برای نشان دادن شکل تشکیلات به دو پرسش دیگر پاسخ داد:

الف - چه کسانی در شرایط موجود در ا.ج.م.ا متشکلند؟

ب- چه افراد و گروههای اجتماعی مخاطب ا.ج.م.ا هستند.

بطوریکه می دانیم، اکثریت بالایی از افراد متشکل در ا.ج.م.ا در میان سالگی به بالا، دارای اشتغال و عموماً در سطوح متوسط و بالای اشتغال دانشگاهی و یا تولیدی وخدماتی اند. اغلب آنان در کشورها و شهرهای مختلف می زیند و غالباً با دوستان و همکاران، دوره هایی دارند. این امر بر خلاف سال های دهه 1960و1970 میلادی است که اغلب فعالین کنفدراسیون را دانشجویان تشکیل می دادند. بنابراين، این دانشجویان می توانستند در بین دانشجویان فعالیت کرده و آنان را متشکل نموده و آکسیون های اعتراضی گوناگون در دانشگاه ها و يا شهرهای خود - به علت تحرک جوانی در سایرشهرها، مناطق و یا کشورها بطور دستجمعی - شرکت کنند. متأسفانه در اين دوران چنین امکانی برای ا.ج.م.ا وجود ندارد. علاوه بر مشکل سنی وشغلی، فعالین ا.ج.م.ا با دشواری دیگری چون سیاست زدگی دانشجویان نيز مواجه اند و اين را نيز نباید از یاد برد. بدون داشتن هسته های دانشجویی نمی توان اندیشه ها و اهداف ا.ج.م.ا را به دانشگاه ها و از آن طريق به جامعه انتقال داد. به نظر می رسد، در این مورد سازمان های سیاسی درون کشور تا کنون موفق تر از ما بوده اند. البته نوپایی ا.ج.م.ا را نباید از یاد برد. با این وجود، سکولار بودن اهداف و اندیشه های ا.ج.م.ا می تواند در دانشگاه ها رشد معين خود را داشته باشد. به باور من یکی از مبرم ترین وظایف تشکیلاتی، ایجاد هسته های دا نشجویی در مرحله نخست در خارج از کشور است. در این مورد بایستی از کلیه افراد متشکل در ا.ج.م.ا همه پرسی انجام گیرد تا امکانات فرد فرد از سوی کمیسیونی برآورد شده و کاری در خور توانايی هايی هایشان به آنها واگذار گردد. آن توانایی ها می تواند طیفی از راه اندازی دسته های تفریحی - گردشی تا گروه های پژوهشی در رشته های گوناگون را ایجاد کند. بایستی افراد موجود را تشویق نمود در سازمانهای صنفی و مطالباتی محل کار یا سکونت کشور میزبان عضو شده و در حین کار آموزی، آنان را با فرهنگ و مسایل خود آشنا سازند و در صورتی که به حدی از تجربه رسیده شده باشند به ایجاد چنین سازمان هايی در بین ايرانیان بپردازند. باید افراد را تشویق کرد که در سازمانهای سیاسی ا.ج.م.ا در محل و فرامحلی بنا به ذوق و علاقه خود فعال شوند تا با فراگیری کار های خُرد و بزرگ بتوانند در مواقع لزوم از این سازمان ها برای مسایل ویژه خود و کشور همیاری بطلبند. بطور خلاصه باید برای معرفی ا.ج.م.ا از همه افراد استفاده شایان کرد و از لاک خود در آمد و ديدگاه خود را به درون کشور میزبان در هر سطحی به همکاری و همیاری پرداخت. اگر ما بتوانیم به جامعه میزبان از راه های برشمرده خود را در سطوح مختلف در کشور میزبان خود بشناسانیم، خود این امر موجب می شود که توجه ایرانیان دیگر به ا.ج.م.ا جلب شده و احتمالاً به آن به پیوندند. همین افراد خود با رفت و آمدهای خود ناقل اندیشه هایشان به درون کشور می شوند. البته امکانات ارتباطی نو و امکان انتقال این افکار امروزه بيش از پيش وجود دارد. در اینجا من مطلب را خلاصه می کنم، مهم این نیست که چند نفر در هیئت سیاسی، هیئت اجرایی و یا شورای هماهنگی عضویت دارند و چگونه انتخاب می شوند. آنچه واقعاً ما به آن نیازمندیم، یافتن افرادی است که جامعه مدرن، باز و دمکرات و مکانیسم اجتماعی آنرا بشناسند تا ما هم بتوانیم از توانمندی های تک تک افراد به نفع همه از جمله ا.ج.م.ا استفاده بهینه بریم.