Friday, 22 September 2017
جمعه ۳۱ شهريور ۱۳۹۶
 

بخش هایی از کتاب شهروندی در گفت و گو با رامین جهانبگلو

در غیبت آموزش و پرورش دموکراسی خواه - و بخشی از یک کتاب درباره شهروندی
چند سالی است که با تاریخ ایران و به خصوص تاریخ معاصر ایران درگیرم . تحلیل های بسیار از شکست های پی در پی دموکراسی خواهی در ایران خوانده ام و خودم هم در حوادث تاریخ معاصر ایران تامل کرده ام . از مدت ها پیش به این نتیجه رسیده بودم که یکی از عوامل شکست دموکراسی خواهی در ایران همه گیر نشدن این مفاهیم و نا آگاهی عمومی از این مفاهیم است .


شاید به خاطر دغدغه ادبیات کودک و نوجوانی ام ، بیش تر آموزش و پرورش را دراین ماجرا دخیل می دانم و به نظرم برنامه های درسی ما نه تنها دموکراسی خواهانه نیست که به نحوی ضد دموکراسی هم هست . به نظرم ما در غیبت آموزش و پرورشی دموکراسی خواه ، هیچ چاره ای نداریم جز این که خود کمر همت بندیم و به همگانی کردن دموکراسی و حقوق بشر بپردازیم . یکی از راه هایش گسترش این مفاهیم و آگاهی بخشی است ، اما راه دیگرش نوعی ویرایش سخنان دوستان است . بسیاری از دوستان اصلاح طلب در سال های اخیر هر گاه از حقوق بشر سخن گفته اند به حوادث تلخ سیاسی اشاره کرده اند و مردم چنان گمان برده اند که حقوق بشر و دموکراسی مفاهیمی اند نامربوط به زندگی آنان و صرفا سیاسی است و به درد کنش گران سیاسی می خورد و لاغیر .
من به سهم خودم از سال گذشته طرح انتشار کتاب هایی در این زمینه را برای دانش آموزان دبیرستانی پی گرفته ام و هم اکنون شش عنوان آن منتشر شده است . از آن جا که نوشتن برای بچه ها کار آسانی نیست و برخی که به زبان آنان سخن گفتن را بلدند ، از دغدغه های این چنینی فارغ اند و آن ها که این دغدغه ها را دارند ، برایشان به زبان آنان سخن گفتن آسان نیست ، روش گفت و گو را انتخاب کرده ام . با چند تن از روشنفکران و صاحب نظرانی که لطفی داشتند ، نشسته ایم و سعی کرده ایم به زبان ساده این مفاهیم را توضیح بدهیم . در چند روز آتی بخش هایی از هر کتاب را برای نمونه و احتمالا استفاده تقدیم می کنم . این کتاب ها را نشر اگر منتشر کرده است .
بخش هایی از کتاب شهروندی در گفت و گو با رامین جهانبگلو :

ما وقتي از شهروند حرف مي زنيم،این پرسش پیش می آید که آيا يك روستايي هم مي تواند شهروند باشد؟
بله، روستايي هم مي تواند شهروند باشد، به شرطي كه در فعاليت هاي اجتماعي و سياسي جايي كه زندگي مي كند، شركت مستقيم و فعال داشته باشد.
پس شهروند فقط به معني ساكن شهر نيست. اين اصطلاح از كي و چگونه پيدا شده است؟
براي اولين بار در تاريخ، يوناني ها از كلمه شهروند استفاده كرده اند. براي اولين بار ارسطو در كتاب سياست از شهروند صحبت مي كند.
آن موقع شهروندي چه معنايي داشت؟
شهروند به كساني گفته مي شد كه در امور سياسي و اجتماعي" دولت- شهر" شركت مستقيم داشتند.
دولت شهر يعني چه؟
"دولت- شهر" عبارت بود از فضاي واحد سياسي و اجتماعي كه آتني ها براي خود شان در دوره باستان درست كرده بودند. دولت- شهر، شهري بود كه از نظر سياسي و اجتماعي استقلال داشت.

........
شهروندي {در دوره جدید }دوباره كي مطرح مي شود؟
ايده شهروندي در دوره جديد براي اولين بار با نقد شهروندي قرون وسطي و با برگشت به تجربه روم و يونان در دوره رنسانس آغاز می شود.رنسانس دوره بسيار مهمي است و در اين دوره اولين جمهوري هاي اروپا يعني رم، ونيز و فلورانس تشكيل شد.
جمهوري به چه معني؟
به اين معني كه در اين مناطق، حكومت پادشاهي که نسل به نسل منتقل می شد، تمام مي شود. در اين شهرها که تجارت به شکل جدید انجام مي شود. مي توان گفت اخلاق رومي رفته رفته جاي اخلاق قرون وسطي را مي گيرد. در اين دوره الگوي جديدي از شهروندي به جاي الگوي قرون وسطي جايگزين مي شود، الگويي مدرن كه بر اساس آن “ قرارداد اجتماعي” و “ استقلال سياست” مطرح مي شود و سياست از كليسا مستقل مي شود.
قرارداد اجتماعي يعني چه؟
در دوره باستان وقتي از حاكميت و حكومت صحبت مي شد، آن را امري طبيعي مي دانستند ومعتقد بودند انسان به خاطر طبيعتش، سياسي است. در دوره جديد به اين نتيجه مي رسند كه دولت و حاكميت طبيعي نيست و بايد آنها را ساخت و قراردادهاي اجتماعي اين كار را انجام مي دهند. در واقع قراردادهاي اجتماعي براي گذر از وضع طبيعي به وضع مدني است.
اين یعنی چه و این اتفاق چگونه مي افتد؟
ببينيد! در دوره جديد، شما تا وقتي كه در وضعيت طبيعي هستيد، شهروند نيستيد. شما براي اين كه به شهروند تبديل شويد، بايد وضعيت مدني ايجاد كنيد. وضعيت مدني احتياج به پيمان يا قرارداد دارد كه با حکومت يا بين تمام شهروندان و اعضاي جامعه بسته مي شود.
....

به نظر شما اگر الآن بخواهيم بگوييم براي شهروندان نوجوان ايراني كه مي خواهند همزمان شهروند جهاني هم باشند، مهم ترين مسئوليت ها چيست؟ چه مي گوييد؟
من فكر مي كنم كه درك ميراث قومی و درك ميراث جهاني مهم ترين چيز است كه محيط زيست هم جز آن قرار مي كيرد.
چگونه؟
يعني اين كه شما الان نسبت به هويت تان بي تفاوت نباشيد. شما كاملا متوجه بشويد كه ايراني بودن يعني چه؟ شما متوجه باشيد كه انسان بودن در قرن بيست ويكم يعني چه؟ و هر كدام از اين ها چه مسئوليت هايي دارد و ما چه وظايفي داريم؟ ما بايد به اين فكر كنيم كه چگونه مي توانيم در دنياي امروز ايراني باشيم؟ ما بايد هم ايراني بودن را بشناسيم و هم وظايف شهروندي خودمان را در بهتر كردن جامعه اي به نام ايران.
و جامعه ي جهاني؟
بله. من فكر مي كنم اين دو همراه هم هستند. شما وقتي مي خواهيد كه خودتان و فكرتان را در سطح جهاني پرورش بدهيد، حالا از طريق اينترنت، كتاب خواندن، سفر كردن و.... هر چه هويت قومي خودتان را بهتر بشناسيد، بهتر مي توانيد آن را در سطح جهاني عرضه كنيد. و بگوييد كه من معرف و نماينده آن هويت در سطح جهاني هستم. اين طبيعتا به نظر من مهم ترين نقشي است كه شهروند ايراني می تواند ايفا كند. چگونه مي تواند اين نقش را ايفا كند؟ براي اين كه اين كار را انجام بدهد در درجه اول بايد به ديگر شهروندان ايراني كه در كنارش زندگي مي كنند،احترام بگذارد و هم زيستي مسالمت آميز با آنها داشته باشد. بعد هم به جاي اين كه خودخواهانه فقط به منافع خود فكر كند، به منافع جمع فكر كند.
......
شما آينده شهروندي را چگونه مي بينيد؟
فكر مي كنم كه آينده شهروندي ارتباط تنگاتنگي با توسعه و وضعيتي كه جامعه به خودش خواهد گرفت، دارد. ما در يك دهكده جهاني زندگي مي كنيم و دنيايمان دارد به هم نزديك مي شود. نزديكي مليت ها و فرهنگ هاي مختلف روي هم تأثير مي گذارند. اين تأثيرها از يك جهاتي مي تواند خوب باشد وازجهاتي ديگر هم مي تواند خيلي بد باشد. آينده شهروندي مستلزم اين است كه ما يعني همه ي مردمي كه در تمام نقاط جهان زندگي مي كنيم، نه فقط ايراني ها بتواننداز تمام تجربيات مثبت شهروندي خودشان استفاده كنند ؛ضمن اين كه مدنيت خودشان و نحوه نگرش خودشان به شهروندي را بتوانند به آنها بياموزند. به نظر من آینده شهروندی در اين گفت وگوي جهاني ،شكل پيدا مي كند، چرا؟ چون همان طور كه گفتيم مسئوليت هاي ما ديگر مسئوليت هاي قومي نيست و جهاني است. ما در يك جاهايي بايد با هم تصميم بگيريم. ما نمي توانيم منفعل باشيم ،بايد خيلي فعال و پويا و سيال باشيم.
.....

7 تیرماه 1384 / علی اصغر سیدابادی