Thursday, 21 September 2017
پنجشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۶
 

اسلام نيازی به صنف روحانی ندارد / عبدالکريم سروش

عبدالکريم سروش سال گذشته نيز از اسلام بدون روحانيت سخن گفته بود
عبدالکريم سروش متفکر و نظريه پرداز مسلمان در تازه ترين گفتار خود از بی نيازی اسلام به روحانيت سخن گفته و اسلام را دينی سکولار معرفی کرده است.

به گزارش خبرگزاری کار ايران( ايلنا) و خبرگزاری دانشجويان ايران ( ايسنا) آقای سروش که در اردوی سالانه انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران سخن می گفت در باره نقش روحانيت در اسلام گفت: هيچ‌‏کس نمی‌‏تواند در اسلام به نام روحانيت بين مردم و خدا واسطه باشد و کسی به اسم روحانی نمی‌‏تواند به عنوان شرط صحت عمل انسان (مسلمان) باشد.


او که در باره معناهای چهارگانه سکولاريسم سخن می گفت افزود که يکی از بناهای سکولاريسم کوتاه کردن دست روحانيت از واسطه‌‏گری بين مردم و خداست.

او تاکيد کرد که از نظر تاريخی کلمه روحانيت در اسلام وجود نداشته و قرآن برترين کسان را نزد خدا با تقواترين آنان می داند نه آنکه هر کس روحانی‌‏تر، عالم‌‏تر و يا آگاه‌‏تر باشد يا به خدا نزديک‌‏تر.

او که اسلام را دينی سکولار توصيف کرد در باره نقش روحانيون در اسلام گفت: "در اسلام هيچ عمل و قانونی نداريم که بايد برای اجرای آن حضور روحانی شرط لازم باشد گرچه ممکن است در عمل اينگونه اعمال ديده شود ولی در تئوری چنين چيزی نداريم."

او برای نمونه از شرايط ازدواج ياد کرد و گفت در مسيحيت بر حضور روحانيون در مراسم ازدواج تاکيد ويژه شده و اگر روحانيون حضور نداشته باشند، ازدواج از نظر قانونی دچار مشکل خواهد بود. ولی در اسلام حضور روحانی شرط صحت ازدواج نيست.

او تاکيد کرد که در اسلام ضرورتی نيست که کسی يا صنفی مستقل به نام روحانيت واسط مردم با خدا باشد.

او همچنين سکولاريسم سياسی را به معنای جدا کردن حکومت از دين دانست و نه جدا کردن دين از سياست. به گفته او، اگرچه يک معنی سکولاريسم نفی دخالت روحانيت در امور تعريف می شود ولی اين به معنی نفی دخالت دين نيست.

سکولاريسم در مقابل ولايت فقيه

عبدالکريم سروش جدا کردن حکومت از دين را يک نوع جدايی حقوقی دانست به اين معنا که حکومت و حاکمان نمی‌‏توانند حق حاکميت را از دين و دينداری برگيرند و روحانی بودن کسی هيچ حقی برای حکومت او بر ديگران ايجاد نمی‌‏کند: "کسانی که از نظر دينی دارای برتری هستند حق و امتيازی برای برتری سياسی ندارند، يعنی برای روحانيون و اهل دين، مزيتی برای حکومت کردن و دخالت در امر سياست نيست."

او گفت: "اين معنای سکولاريسم در مقابل انديشه ولايت فقيه است. در نظريه‌ ولايت فقيه از آن جهت که فرد فقيه است، حق حکومت دارد،‌ ولی در انديشه‌ی سکولاريسم اين باطل است و فرد فقيه هيچ گونه امتيازی برای حکومت کردن ندارد."

او سکولاريسم سياسی را بی‌طرف بودن حکومت از نظر ايدئولوژی توصيف کرد و گفت در جهان امروز حکومت مبتنی بر هيچ ديانت خاصی نيست و نسبت به دين بی‌طرف است.

او در نقدی از تبيين جهان بر اساس آموزه های دينی در باره معنای ديگری از سکولاريسم گفت که انديشه سکولار از مفاهيم دينی برای تبيين حوادث بيرونی استفاده نمی کند و برای مثال با اشاره به دوران جنگ ايران و عراق گفت وقتی فاو فتح شد و بعد سقوط کرد در نماز جمعه آن زمان گفته شد سقوط "فاو" به دليل گناهان ما بود. او چنين تبيينی را غير علمی دانست.

به عقيده سروش دانشگا‌‏ه‌‏ها محل رشد انديشه سکولار اند زيرا به دانشجويان علم سکولار را آموزش می‌‏دهند و به اين ترتيب انديشه سکولار ناخودآگاه در ذهن افراد جای می‌‏گيرد.

سروش فلسفه اسلامی را به دليل نوع تبيينی که از جهان فارغ از مفاهيم دينی می کند سکولار ناميد ولی در برابر، عرفان اسلامی را از عالم سکولاريسم دور دانست: "عرفان همه جهان را زير اسماء الهی می‌‏داند و جهان را تجلی خدا و عارفان را قهرمانان تجربه دينی‌ معرفی می‌‏کند."

او همچنين مفهوم "آخرت" را غير سکولارترين عنصر دين اسلام ناميد زيرا تبيين آن تنها بر اساس مفاهيم دينی ممکن است.