Monday, 25 September 2017
دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶
 

مرزبندي ميان عقل و ايمان /رحمان افشاري / پاره دوم

:نظر لاك به قدر كافی روشن است. نه تنها در همه چيز مانند شناخت جهان و اداره‌ی آن بايد به عقل رجوع كرد ، بلكه حتی در دين نيز ، كه امری ايمانی است ، بی‌نياز از عقل نيستيم. از همين روست كه بايد مرز ميان عقل و ايمان را معين كرد و حرمت عقل را حتی در امور ايمانی پاس داشت. در غير اين صورت بشر به بی‌تفكرترين موجودات و حتی بيشعور‌تر از حيوانات تبديل خواهد شد كه انسان انديشمند از حماقت‌هايش انگشت به دهان خواهد ماند.

اكنون بعد از تأملات لاك در باب نسبت عقل و ايمان می‌توان پرسش‌های زير را مطرح كرد:

١- آيا عقلانی بودن يك قضيه ، لزوماً به معنای درستی آن و ايمانی بودن آن لزوماً دلالت بر نادرستی آن قضيه است؟
٢- چنانچه ملاحظه می‌شود ، منظور لاك از عقل ، همان عقل استدلالی (ratio) است. آيا می‌توان در كنار اين عقلِ استدلالی ، به عقل ديگری ، كه از آن با نام‌های انتلكت (intellect) ، عقل كلی ، چشم جان ، چشم دل ، عقل شهودی و مانند آن تعبير می‌شود ، قائل شد. و اگر آری ، چه نسبت و رابطه‌ای ميان اين دو عقل هست؟ آيا بايد يكی را نافی وجود ديگری دانست ، يا آن كه آن‌ها را همچون دو بال پرنده فرض گرفت ، كه فقدان هر يك ، يا كار را به خرد گريزی و خرد ستيزی و نفی عقلانيت (در نبودِ عقل استدلالی) و يا ابزاری شدن خرد و نفی معنويت (در فقدان عقل شهودی) می‌كشاند؟
٣- آيا پديد آمدن آن عقل استدلالی ، مشروط به حضور عوامل و اموری بيرون از عقل نيست؟ به زبان ديگر ، شرط امكان چنين عقلی چيست؟
٤- چه نسبتی ميان عقل ايرانی با آن عقل استدلالی مورد نظر لاك وجود دارد؟ آيا عقل ايرانی ، بيشتر عقلی اخلاقی و آيينی و شهودی نيست كه بيشتر نگران نيكی و بدی كارها ، يا به زبان فيلسوفان اسلامی ، حُسن و قُبح افعال است ، و كمتر به درستی و نادرستی قضايا توجه دارد؟
٥- چه نسبتی ميان ايمان مورد نظر لاك و ايمان دينی ايرانيان وجود دارد؟ آيا چنين نيست كه ايمان لاك ، ايمانی مبتنی بر معرفت و دانايی است ، حال آن كه برعكس معرفت و دانايی انسان ايرانی ، بر ايمان و اخلاق دينی بنا شده است؟ چه تفاوتی ميان ايمان اسلامی و ايمان مسيحی وجود دارد؟
٦- و سرآخر اين كه ربط و نسبت ميان عقل ايرانی با ايمان دينی چيست؟ آيا عقل ايرانی ، عقلی است خادم وحی و در برابر شرع خضوع و خشوع دارد ، يا آن كه توانسته است ، يا می‌تواند ، گريبان خود را از عقل شرعی رها كند و شرعی عقلی بنا نهد؟

رحمان افشاری
٨ خرداد ١٣٨٢ برابر با ٢٩ مه ٢٠٠٣

--------------------------------------------------------------------------------

[١] اصل سخن هگل چنين است: Denn die Sache ist nicht in ihrem Zwecke erschöpft ، sondern in ihrer Ausführung ، noch ist das Resultat das wirkliche Ganze ، sondern es zusammen mit seinem Werden; der Zweck für sich ist das unlebendige Allgemeine ، wie die Tendenz das bloße Treiben ، das seiner Wirklichkeit noch entbehrt ، und das nackte Resultat ist der Leichnam ، der sie hinter sich gelassen. [٢] راهی به رهايی: جستارهايی در عقلانيت و معنويت / مصطفی ملكيان.- تهران: نگاه معاصر ، ١٣٨٠. ص ٣٥ به بعد
[٣] نامه‌ای در باب تساهل / جان لاك؛ ترجمه شيرزاد گلشاهی.- تهران: نشر نی ، ١٣٧٧
[٤] مشخصات كتابشناختی آن چنين است: An Essay Concerning Human Understanding / John Locke. Book IV ، Chapter XVIII (Of Faith and Reason ، and Their Distinct Provinces) ترجمه‌ی آلمانی آن: Versuch über den menschlichen Verstand / John Locke.- Hamburg: Felix Meiner Verlag ، ١٩٨٨. IV. Buch. XVIII. Kapitel: Über den Glauben und die Vernunft und ihre verschiedenen Gebiete. ترجمه‌ی فارسی آن:
در باب ايمان و عقل ، و ساحت‌های متمايز آن‌ها / جان لاك ؛ ترجمه‌ی مطصفی ملكيان. نشر نخست در مجله‌ی نقد و نظر ، شماره‌ی.سوم و چهارم ، (تابستان و پاييز ١٣٨٠) ، سال هفتم ، صص ١٢-٢. سپس در مجموعه‌ی «سيری در سپهر جان: مقالات و مقولاتی در معنويت» / ترجمه‌ی مصطفی ملكيان. -تهراان: نشر نگاه معاصر ، ١٣٨١ ، ص ٥ تا ١٧.
در اين مقاله همه جا به ترجمه‌ی فارسی ارجاع داده شده است.
[٥] خلاصه‌ای از كتاب لاك يكبار توسط رضا زادة شفق به فارسی برگردانده شده است. عنوان فصل مزبور در اين ترجمه چنين است: ايمان و عقل و مناطق مشخص آن‌ها. از آن جا كه ترجمه مزبور تلخيصی از اصل و فاقد دقت است ، در اين مقاله از رجوع به آن صرفه نظر شد.
[٦] برای اطلاعات بيشر بنگريد از جمله به كتاب مفهوم ايمان در كلام اسلامی ، تحليلی معنا شناختی از ايمان و اسلام ، نوشته‌ی توشيهيكو ايزوتسو و يا مقاله‌ی ايمان در راهی به رهايی ، ١٥٧
[٧] معنای متن: پژوهشی در علوم قرآن / نصر حامد ابوزيد؛ ترجمه‌ی مرتضی كريمی نيا.- تهران: طرح نو، ١٣٨٠. ص ٩٩






--------------------------------------------------------------------------------

اكنون بعد از تأملات لاك در باب نسبت عقل و ايمان می‌توان پرسش‌های زير را مطرح كرد:

١- آيا عقلانی بودن يك قضيه ، لزوماً به معنای درستی آن و ايمانی بودن آن لزوماً دلالت بر نادرستی آن قضيه است؟
٢- چنانچه ملاحظه می‌شود ، منظور لاك از عقل ، همان عقل استدلالی (ratio) است. آيا می‌توان در كنار اين عقلِ استدلالی ، به عقل ديگری ، كه از آن با نام‌های انتلكت (intellect) ، عقل كلی ، چشم جان ، چشم دل ، عقل شهودی و مانند آن تعبير می‌شود ، قائل شد. و اگر آری ، چه نسبت و رابطه‌ای ميان اين دو عقل هست؟ آيا بايد يكی را نافی وجود ديگری دانست ، يا آن كه آن‌ها را همچون دو بال پرنده فرض گرفت ، كه فقدان هر يك ، يا كار را به خرد گريزی و خرد ستيزی و نفی عقلانيت (در نبودِ عقل استدلالی) و يا ابزاری شدن خرد و نفی معنويت (در فقدان عقل شهودی) می‌كشاند؟
٣- آيا پديد آمدن آن عقل استدلالی ، مشروط به حضور عوامل و اموری بيرون از عقل نيست؟ به زبان ديگر ، شرط امكان چنين عقلی چيست؟
٤- چه نسبتی ميان عقل ايرانی با آن عقل استدلالی مورد نظر لاك وجود دارد؟ آيا عقل ايرانی ، بيشتر عقلی اخلاقی و آيينی و شهودی نيست كه بيشتر نگران نيكی و بدی كارها ، يا به زبان فيلسوفان اسلامی ، حُسن و قُبح افعال است ، و كمتر به درستی و نادرستی قضايا توجه دارد؟
٥- چه نسبتی ميان ايمان مورد نظر لاك و ايمان دينی ايرانيان وجود دارد؟ آيا چنين نيست كه ايمان لاك ، ايمانی مبتنی بر معرفت و دانايی است ، حال آن كه برعكس معرفت و دانايی انسان ايرانی ، بر ايمان و اخلاق دينی بنا شده است؟ چه تفاوتی ميان ايمان اسلامی و ايمان مسيحی وجود دارد؟
٦- و سرآخر اين كه ربط و نسبت ميان عقل ايرانی با ايمان دينی چيست؟ آيا عقل ايرانی ، عقلی است خادم وحی و در برابر شرع خضوع و خشوع دارد ، يا آن كه توانسته است ، يا می‌تواند ، گريبان خود را از عقل شرعی رها كند و شرعی عقلی بنا نهد؟

رحمان افشاری
٨ خرداد ١٣٨٢ برابر با ٢٩ مه ٢٠٠٣

--------------------------------------------------------------------------------

[١] اصل سخن هگل چنين است: Denn die Sache ist nicht in ihrem Zwecke erschöpft ، sondern in ihrer Ausführung ، noch ist das Resultat das wirkliche Ganze ، sondern es zusammen mit seinem Werden; der Zweck für sich ist das unlebendige Allgemeine ، wie die Tendenz das bloße Treiben ، das seiner Wirklichkeit noch entbehrt ، und das nackte Resultat ist der Leichnam ، der sie hinter sich gelassen. [٢] راهی به رهايی: جستارهايی در عقلانيت و معنويت / مصطفی ملكيان.- تهران: نگاه معاصر ، ١٣٨٠. ص ٣٥ به بعد
[٣] نامه‌ای در باب تساهل / جان لاك؛ ترجمه شيرزاد گلشاهی.- تهران: نشر نی ، ١٣٧٧
[٤] مشخصات كتابشناختی آن چنين است: An Essay Concerning Human Understanding / John Locke. Book IV ، Chapter XVIII (Of Faith and Reason ، and Their Distinct Provinces) ترجمه‌ی آلمانی آن: Versuch über den menschlichen Verstand / John Locke.- Hamburg: Felix Meiner Verlag ، ١٩٨٨. IV. Buch. XVIII. Kapitel: Über den Glauben und die Vernunft und ihre verschiedenen Gebiete. ترجمه‌ی فارسی آن:
در باب ايمان و عقل ، و ساحت‌های متمايز آن‌ها / جان لاك ؛ ترجمه‌ی مطصفی ملكيان. نشر نخست در مجله‌ی نقد و نظر ، شماره‌ی.سوم و چهارم ، (تابستان و پاييز ١٣٨٠) ، سال هفتم ، صص ١٢-٢. سپس در مجموعه‌ی «سيری در سپهر جان: مقالات و مقولاتی در معنويت» / ترجمه‌ی مصطفی ملكيان. -تهراان: نشر نگاه معاصر ، ١٣٨١ ، ص ٥ تا ١٧.
در اين مقاله همه جا به ترجمه‌ی فارسی ارجاع داده شده است.
[٥] خلاصه‌ای از كتاب لاك يكبار توسط رضا زادة شفق به فارسی برگردانده شده است. عنوان فصل مزبور در اين ترجمه چنين است: ايمان و عقل و مناطق مشخص آن‌ها. از آن جا كه ترجمه مزبور تلخيصی از اصل و فاقد دقت است ، در اين مقاله از رجوع به آن صرفه نظر شد.
[٦] برای اطلاعات بيشر بنگريد از جمله به كتاب مفهوم ايمان در كلام اسلامی ، تحليلی معنا شناختی از ايمان و اسلام ، نوشته‌ی توشيهيكو ايزوتسو و يا مقاله‌ی ايمان در راهی به رهايی ، ١٥٧
[٧] معنای متن: پژوهشی در علوم قرآن / نصر حامد ابوزيد؛ ترجمه‌ی مرتضی كريمی نيا.- تهران: طرح نو، ١٣٨٠. ص ٩٩



http://www.andishe.de/pages/Maghale/Marzbandi_Miyane_Aghl_VA_Iman.htm