Wednesday, 20 September 2017
چهارشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۶
 

به جای تسخير دولت، صف سازی مدنی / تقی رحمانی

صد سال است برای آزادی مسيری را دور می‌زنيم، دانشجويان و روشنفكران جريان آزادی خواه در ايران بودند، از آنها احزاب و جريانات سياسی به وجود آمده است، امروز فصل نقد است، نقد منصفانه نه نقد بی رحمانه، ولی بايد دليرانه خود را نقد كنيم. به جای اين كه به طرف مقابل كه چندان هم قدرتمند نيست و در شرايط ضعف ما قوی است، زياد نخنديم و مقداری به وضح خود نقادانه نگاه كنيم.

۱۰ آبان ۱۳۸۴

"طبقه‌ی متوسط بايد به جای تسخير دولت به صنف سازی مدنی بپردازد، به جای استقراض از دولت در حوزه‌ی عمومی بايستد و بستر بازی را عوض كند." اين اساس سخنی است که تقی رحمانی فعال سياسی و روزنامه نگار که به تازگی از زندان به درآمده است در جمع دانشجويان گفت.

رحمانی که وی را از گروه ملی – مذهبی ها می خوانند در مراسم افطاری به ميزبانی انجمن اسلامی دانشجويان دانشكده‌ی ادبيات دانشگاه تهران در باشگاه دانشجويان اين دانشگاه اظهار داشت: صد سال است برای آزادی مسيری را دور می‌زنيم، دانشجويان و روشنفكران جريان آزادی خواه در ايران بودند، از آنها احزاب و جريانات سياسی به وجود آمده است، امروز فصل نقد است، نقد منصفانه نه نقد بی رحمانه، ولی بايد دليرانه خود را نقد كنيم. به جای اين كه به طرف مقابل كه چندان هم قدرتمند نيست و در شرايط ضعف ما قوی است، زياد نخنديم و مقداری به وضح خود نقادانه نگاه كنيم.

رحمانی افزود: امروز و يا شايد تا چند ماه ديگر فرصت داريم كه بتوانيم نقدی كنيم تا بتوان بر آستان آن گلبانگ سربلندی زد. هر بار خوب نقد كرديم تا مدتی خوب حركت كرديم، هر بار خوب نقد نكرديم شتابزده حركت كرديم. چرا بعد از صدسال آزادی به قول مهندس بازرگان هنوز درختی بی ريشه است؟ و چرا بعد از صد سال ما نتوانستيم آن طور كه بايد و شايد مسير دموكراسی، دانش فنی و مديريت عملی را در جامعه نهادينه كنيم؟ از زمان جنبش مشروطيت تا به امروز روشنفكران شعارها و مدينه‌ی فاضله‌های كلانی ساختند ولی بعد از مدتی ميدان را به رقيبی واگذار كردند كه زور پول و اعتبار بيشتری داشته است. سياست ميدان شوخی كردن و آرمان‌های غيرعملی نيست، انسان به آرمان نياز دارد ولی در واقعيت حركت می‌كند.

رحمانی ادامه داد: ما چرا اين قدر روی طوفان شن حركت می‌كنيم و زيرپای ما خاليست؟ ايران كشور پرماجرايی است، صد سال است جنبش‌های اجتماعي- سياسی قدرتمندی در ايران بوده‌اند ولی نتايج كمی داده است. كشوری جوان و پرتحرك داريم، شايد اين جوانی‌اش عيب باشد كه نتوانسته است انباشت تجربه برای حركت‌های بعدی داشته باشد. حافظه‌ی تاريخی در ايران وجود ندارد هر دوره با يكسری دانشجوی جوان و يكسری سياستمدار جوان مواجه هستيم كه انباشت تجربه ندارد و اصلاح طلب اين دوره حتی مصدق را قبول نداشت تا برود تجربه‌ی قدرت متمركز را درست بخواند تا در مواجهه با آن دوباره دچارش نشود.

رحمانی تاكيد كرد: اصلاح طلب اين دوره فكر می‌كرد دولت ملی دكتر مصدق مساله‌اش نيست در صورتی كه تجربه‌های تاريخی ما مدام بدون اين كه آن را درك كنيم تكرار می‌شود و اين درد بزرگی است. ما بايد در نقد خودمان دلير باشيم، امروز چند دانشجو و روشنفكر سازی كوك می‌كنند و می‌نوازند، چند سال بعد دوباره مثل امروز وقت پرداختن به اين مساله است.

رحمانی ادامه داد: چرا دولت روشنفكران آزادی خواه كه در ايران دولتمرد شدند دولت مستعجل بود؟ آيا طبقه‌ی متوسط می‌تواند در اين كشور نخست وزير و رييس جمهور شود؟ چه مشاركت باشد چه ملی مذهبی و نهضت آزادی، چه دكتر مصدق يا .... آن چه كه در دنيای سياست است موازنه‌ی قواست. طبقه‌ی متوسط در صد سال اخير هر بار كه به اين مقام و دولت شدن انديشيده است پلكان ديگران شده، فكر می‌كرده ديگران را پلكان كرده است ولی خودش پلكان شده است و وقتی كه به قدرت رسيده است ناچار بوده شعار قدرتمندان را پياده كند.

رحمانی افزود: در عرصه‌ی سياسی بعضی‌ها قدرتمندند و بعضی‌ها تاثيرگذار؛ طبقه‌ی متوسط كه دانشجويان و روشنفكران جز آن هستند تعيين كننده نيست، تا تعيين كننده نشود ايران به دموكراسی نمی‌رسد ولی بايد مسير موثر بودن و تعيين كنندگی را برود.

رحمانی گفت: شما اعضای انجمن‌های اسلامی ده سال ديگر به فرزندتان نگوييد سياست بد است، من رفتم اشتباه كردم، نگوييد يك خاتمی بود مثل مصدق و نشد و نتوانست. نگوييد سياست بد است، چرا كه سياست تمام زندگی شماست، ترافيك تهران هم نمودی از سياست است، اول انقلاب آقای بهزاد نبوی گفت راه رشد غير سرمايه‌داری صنايع سنگين است، سال 1368 عده‌ای ديگر گفتند بايد تجاری كنيم، بعد مطرح شد كه بايد كشاورزی كرد. سياست يعنی سفره‌ی نان شما، اما چرا گامی سخت است، به اين دليل كه ما جايی را اشتباه گرفته‌ايم، بايد روی آن فكر كنيم آيا طبقه‌ی متوسط با ادعای خود می‌تواند دولت شود؟ اين طبقه‌ی متوسط كه ما جزو آن هستيم هنوز در اندازه‌های قدرتمندترين نيست، اگر حزب اكثريت پارلمان هم شود باز هم كنترل می‌شود، چون سازمان مناسب در جامعه ندارد.

رحمانی ادامه داد: ما فاقد بستر مناسب برای دموكراسی سازی هستيم، تسخير دولت راه چاره‌ی ما نبوده است، آن حزب سياسی كه می‌خواهد با يك جمع سياسی دوباره دولت را در ايران بگيرد به در بسته می‌زند و شيپور را از در گشادش می‌زند، اين سوژه تكراری است. بستر ما در دنيای مدرن در حوزه‌ی عمومی است، تا ما حداقلی از پول، سازمان و ايدئولوژی لازم را تدارك نبينيم و در ميان قدرتمندان متحد دموكرات پيدا نكنيم نمی‌توانيم حتی حق معقول داشته باشيم، همان طور كه اين صد سال اخير نداشتيم.

وی گفت: زياده خواهی گاه باعث می‌شود آن چه كه می‌خواهيم هم به دست نياوريم، روشنفكران طبقه‌ی متوسط اگر در هر قالبی جمع شوند 30 يا 25 درصد آرای مردم ايران هستند، با 25 درصد نمی‌شود دولت كامل گرفت. در تمام اين صد سال چه چپ و چه راست چه مذهبی و چه غيرمذهبی بيشتر سعی كرده است وارد دولت شود و با تسخير دولت دموكراسی بياورد، نيت هم خير بوده است ولی راه جهنم هميشه به نيت بهشت آسفالت می‌شود، هيچ كس به شما نمی‌گويد من شما را به جهنم می‌برم.

اين فعال سياسی گفت: امروز وقت آن است كه نگاه تسخير دولت جايش را به گفت وگو در حضور جامعه‌ی مدنی و حوزه‌ی عمومی بدهد، من حق حيات و زندگی می‌خواهم و به آن كسی رای می‌دهم كه بتواند حداقل رفاه و آزادی من را تامين كند. شما وقتی خاتمی را به صحنه برديد از او اتوپيا می‌خواستيد، ظرفيت آقای خاتمی مشخص بود، اگر شما ميزان بوديد او ميزان‌تر عمل می‌كرد. اگر ما ميزان بوديم او بهتر عمل می‌كرد، شما از خاتمی چيزی می‌خواستيد كه در آرمان‌های خودمان بود، آقای خاتمی ظرفيت و باورهايش مشخص بود، وقتی روشنفكر خود نداند چه ظرفيتی دارد از مخاطبش چه انتظاری می‌توان داشت. هر بار در ايران گرد وخاك سياست شده است روشنفكران در صفحه‌ی اول مطبوعاتند، هر بار گرد و خاك خوابيده است می‌بيند اوضاع در دست چه كسانی است.

وی گفت: برای اين كه بازی دوباره از صفر آغاز نشود امسال فرصت خوبی است كه به جای تشكيل جبهه‌های گوناگون بدون عاقبت و استراتژی‌های روی هوا كه عملی نيست، به چند سوال بنيادين جواب داده شود. مساله فراتر از مذهبی و غيرمذهبی است، مساله‌ی يك طبقه‌ی شكل گرفته و ناگرفته‌ی نيم بندی است كه آزادی می‌خواهد و منشا تحولات صد ساله‌ی اخير در تاريخ ايران بوده، دويده است اما به اندازه‌اش نتيجه نگرفته است.

رحمانی اظهار داشت: طبقه‌ی متوسط بايد به جای تسخير دولت به صنف سازی مدنی بپردازد، به جای استقراض از دولت در حوزه‌ی عمومی بايستد و بستر بازی را عوض كند، اگر بستر بازی را عوض كنم آن وقت با اتحاد بيشتر می‌توانيم از هر دولتی حقوق خودمان را استيفاء كنيم و حق شهروندی بخواهيم ولی اگر در دولت برويم بايد دولتی را بخواهيم كه با خيلی از جاهای آن موافق نيستيم.

رحمانی ادامه داد: دانشگاه بستر بحث و بررسی است، دانشجو اگر اين كار را نكند ديگر دانشجو نيست، بحث اين است كه آيا راه حل ما تسخير دولت است يا عوض كردن جايگاه و استقرار در حوزه‌ی عمومی است؟

منبع: ايسنا