Sunday, 19 November 2017
يكشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
 

آیا جامعه می تواند یک سازمان باشد .بخش سوم / سعيد جهانیان

در اين مقاله حالتي كه در آن جامعه به يك سازمان واقعي بدل مي شود را جامعه سازماني شده آشكار مي ناميم كه البته خود مبحثي بسيار عميق و نيازمند تحقيق و بررسي و پردازش زيادي است كه در قالب اين نوشتار نمي گنجد. حالت ديگر را كه به آن جامعه سازماني شده پنهان مي گوييم وضعيتي پيچيده است که كمتر بررسي شده است، همانگونه كه قبلاً گفته شده گسترش و رواج پارادايم مجازي امكانات و ويژگي هايي را به ارمغان آورده است كه شكل گيري سازمان مجازي را ممكن شده است.

آنچه در چنين جامعه اي به شدت و به وفور توليد مي شود نيازها و معيارهاي جديد است، معيارهايي كه در هر لحظه تغييرمي يابند و نيازهايي كه هميشه و در همه حال روبه گسترش و دگرگوني هستند. موقعيتي كه در آن هر چيزي به وجود مي آيد كه از بين رود و هر ساختن پيشاپيش ويراني و ساختار شكني را در خود دارد، روزگاري كه به قول ما ركس "هر آنچه سخت و استوار است دود مي شود و به هوا مي رود" (برمن، 1381)
افراد تمامي لحظات خود را صرف ارضاي نيازهايي مي كنند كه لحظه به لحظه شكل ديگري به خود مي گيرند و اين البته عالي ترين شكل كنترل است، همان چيزي كه انبوهي از متفكران را به تحسين واداشته است، همان آرماني كه بسياري از نظريه هاي سازمان را به خود معطوف داشته بود، يعني خود كنترلي.
ارضاء نيازهاي جديد و تأثير آن بر ديگر فعاليتها و كنش هاي انواع كارگزاران و افراد خودسازنده و زايندة شكل هاي جديدتر و متفاوت تري از استانداردهاست و از طرف ديگر ايجاد همين استانداردها و معيارها موجب سربرآوردن نيازهاي ديگر و …
تلاش و فعاليت براي ارضاء نيازهاي هر روزه چه معنايي مي تواند داشته باشد جز كنترل خود در جهت تطبيق با استانداردها. آنچه از فرد سلب شده است قدرت ابتكار عمل و خلاقيت است جايي كه او تبديل به يكي از كاركنانجامعه مي شود، كارگري كه علي رغم سخن پردازيهاي فراوان به جاي آنكه كه كارگر دانشي يا دانشورز باشد محصور و مسخ شده دانش است. انساني كه همه انواع و جنبه هاي هستي و انسان بودگي خويش را در راستاي هر چه كارآمد تر بودن و اثر بخش تر بودن براي نيل به اهداف به ظاهر شخصي كه چيزي نيستند مگر اهداف سازماني (اجتماعي) كاهش داده است. Marcuse,1968) (
ساخت دهي و تسلط بر ناخودآگاه افراد موجب امكان پذير شدن چنين كنترل فراگيري شده است است. البته بايد آگاه بود كه اين سلطه و قدرت، مرجع و منبع مشخص ندارد بلكه در فرايند بسيار پيچيده پيدايي نظم اجتماعي به وجود مي آيد. سازماندهي و هدايت حوزه ناخود آگاه فرد همواره ابعادي به او مي بخشند كه گويي جزئي از او هستند و ذاتي او.
البته خودآگاهِ آزاد و ارادهي معطوف به آزادي انسان همواره موضوع تمام قوانين انسان دوستانه و آزادي خواه است. اما آگاهي از كدام خود ، خودي كه پيشتر در فرايند سازماني شدگي جامعه ساخت دهي شده و به عبارت ديگر تخريب گشته است.
اگر در سازمانهاي واقعي طراحي ها و برنامه ريزي ها نسبت به افراد خارجي محسوب مي شوند، اينجا، تماميت وجودي افراد را در بر مي گيرند و دروني مي شوند.
در چنين جامعه اي سازوكارها و تكنيكهاي كنترل گذشته وحشتناك و ظالمانه توصيف مي شوند و در جهت حذف و يا حداقل كردن آنها تلاش مي شود، ساعات كاري و تحت تسلط اين نوع كنترل بودن كاهش مي يابد و مسأله آزادي اراده و شكوفايي درونيات و استعدادهاي فردي مطرح مي شود و به مقوله اوقات فراغت به عنوان زماني تعيين كننده در شكل گيري شخصيت فرد نگريسته مي شود اما همه اينها نشانه آن است كه تفاوت بين دوپارادايم واقعي و مجازي ناديده گرفته مي شود و به اين امر توجه نمي شود كه تئوري هاي مربوط به فضاي واقعي چندان به كار سازمانهاي مجازي نمي آيند آنچه كه در مورد سازمان مجازي بايد گفت اين است كه تمايز بين ساعات كاري و سا عات فراغت از ميان رفته است و فرد تبديل به كارگري شبانه روزي شده است. تمامي جنبه ها ولحظه هاي زندگي او شامل وظايف و فعاليتهايي است كه در جهت برآوردن نيازهاي خويش انجام مي دهد. حتي خصوصي ترين و شخصي ترين گوشه هاي زيست فردي توسط ارگانها و نهادهاي مربوط و مراجع تخصصي و اطلاعاتي برنامه‌ريزي و تعريف مي شوند و البته نياز به تكرار اين مطلب نيست كه اين برنامه ريزي ها و طراحي همگي در حوزه ذهني و آگاهي خود فرد صورت مي گيرد خودي كه چندان ديگر نمي توان به آن اطمينان داشت.

فهرست منابع
1- اسيتس. والتر، فلسفه هگل، ترجمه حميد عنايت، شركت سهامي كتابهاي حبيبي، چاپ پنجم 1357 ج اول
2- احمدي، بابك، ماركس و سياست مدرن، نشر مركز، 1379، تهران
3- برمن، مارشال، تجربه مدرنيته، ترجمه مراد فرهادپور، نشر طرح نو، 1381
4- پوپر. كارل، جامعه بازو دشمنان آن، ترجمه عزت الله فولادوند، انتشارات خوارزمي، 66-1364، جلد اول
5- سروش، عبدالكريم، درسهايي در فلسفه علم الاجتماع، نشر ني، 1374، تهران
6- كونتر. هارولد، اودنائل سيريل، وايهريح. هاينتس، اصول مديريت، ترجمه، محمد علي طوسي، امين الله علوي، علي اكبر فرهنگي، اكبر مهدويان، مركز آموزش مديريت دولتي. 1370، ج دوم
7- هرسي. پاول، بلانچارد. كنت، مديريت رفتار سازماني، ترجمه قاسم كبيري، انتشارات جهاد دانشگاهي، 1371
8- هولاب. رابرت، يورگن هابرماس: نقد در حوزه عمومي، ترجمه حسين بشيريه، نشر ني، 1375

9- Barry, Norman. R, hayek’s social and economic philosophy, macmillon, 1969, London
10- Mc gregor. Douglas, the human side of enterprise, mc Graw-Hill, 1960- tokgo
11- Martinez, M.T, Park.H, virtual enterprise – organization, evolution and control, int j. production Economic 74(2001) pp 225-238
12- Marcuse. H, one dimensional man, Routledge kegan paul ltd, third imprestion, 1968, london
13- Mendez. R.f, towards a standerdization of mutli agent system frameworks, http//www. Acm.org/eross Roads/ multiagent. Html
14-Pheysey Diana, organizational cultures, Routledge, 1993, London