لولیان: مسیری نو در موسیقی ایرانی / نیما باقرزاده
استاد شهرام ناظری پس از مدتها سکوت، یعنی از انتشار آلبوم غم زیبا در بهار ۱۳۸۲، در اواخر پاییز امسال (۸۴) آلبوم تازهای را با نام لولیان به بازار فرستاد. آلبومی که اگرچه بسیاری منتظرش بودند،
لولیان: مسیری نو در موسیقی ایرانی
نیما باقرزاده
استاد شهرام ناظری پس از مدتها سکوت، یعنی از انتشار آلبوم غم زیبا در بهار ۱۳۸۲، در اواخر پاییز امسال (۸۴) آلبوم تازهای را با نام لولیان به بازار فرستاد. آلبومی که اگرچه بسیاری منتظرش بودند، اما آمدنش هنوز بازتاب چندانی نداشته است، شاید به این دلیل که این بار تبلیغات رسانهای شرکت فرهنگیهنری سروش*، به استقبال لولیان نیامده است، چون برخلاف آلبومهایی همچون سفر به دیگر سو و لیلی و مجنون، لولیان را شرکت فرهنگیهنری *آوای نوین اصفهان منتشر نموده است.
لولیان جمع «لولی» است به معنای کولی، شوریده، صوفی آوازخوان. نام آهنگسازی که در کنار نام شهرام ناظری بر روی جلد مجموعه نقش بسته، آشناست. {حمید متبسم} متولد ۱۳۳۷ مشهد است. نوازنده تار و سه تار گروههایی همچون عارف و دستان بوده، تأسیس انجمن تار و سه تار ایران و نیز برگزاری سمینار سالانه تار و سه تار را بر عهده داشته است. همکاری متبسم با ناظری سابقهای دیرین دارد که میتوان جای پای آن را درمجموعههایی همچون سازنو، آوازنو و سفر به دیگر سو مشاهده نمود.
سبک کاری این دو در مجموعه ی لولیان، نسبت به آثار اخیرشان، تغییر چندانی نکرده است و تلاشی دیگر در همان مسیری است که مدتهاست شهرام ناظری را به خود مشغول داشته. در تمامی این آثار او میتوان کوششی پیوسته در جهت کشف موسیقی درونی اشعار و نیز توجه و بازیابی گوشههایی دورمانده و شاید ناآشنای موسیقی اصیل ایرانی (موسیقی دستگاهی) را مشاهده کرد، که البته به صورتی ساده اما کاملاً حرفهای ساخته و تنظیم شده است. ناظری در پی آن است که معنا را با فرازوفرودهای موسیقایی و آوازی، یعنی نوای سازها و نیز آوای خویش به عنوان خواننده، به مخاطب منتقل کند. گستره مخاطبان داخلی و به ویژه خارجی این خواننده کهنهکار و برگزاری کنسرتهای پیوسته و پرطرفدارش در خارج از کشور شاید گواهی بر این مدعاست.
لولیان از دو تصنیف، دو آواز، و سه قطعه موسیقی بی کلام تشکیل شده است. تصنیف لولیان با آهنگسازی تازه و متفاوت به همراه غزلی از {مولانا جلالالدین رومی} آغازگر مجموعه است، که تاکید، تکرار و گروهخوانی مطلع غزل، «ای لولیان، ای لولیان، یک لولیای دیوانه شد...»، در ابتدا شنونده را به وجد میآورد. تکنوازی تنبور {حسین بهروزینیا} این قطعه را به تکه آوازی متصل میکند که اگرچه کوتاه است اما شاید بتوان گفت معنای کامل یک اوج و فرود آوازی است که شهرام ناظری آن را پردهبهپرده و گامبهگام به بهترین شکل اجرا نموده است. این قسمت با نام «چابک سوار» این تصور را به شنونده میدهد که حنجره ناظری سازی است که او در نواختناش مهارت خاصی پیدا کرده است. هنگام همراه شدن صدای او با نوای کمانچه {سعید فرجپوری}، به عنوان مثال در تصنیف «سرمست»، این تصور به عینیت در میآید.
رباعی {ابوسعید ابوالخیر} («صد بار اگر توبه شکستی باز آی...») نیز اگر چه شاید در ابتدا بسیار آشنا یا حتی تکراری به نظر رسد، ولی چنان آرام و دلنشین آهنگسازی و تنظیم شده است که میتوان در آن معنای صفاتی چون «رحمان و رحیم» را به خوبی احساس کرد.
اما، بیش از هر ساز دیگر در لولیان، حضور پر رنگ و موثر تمبک، توجه مرا به خود جلب کرد. «پژمان حدادی»، نوازنده چیرهدست تمبک که در آثار بسیاری همراه ناظری بوده، در این مجموعه با ایجاد ضربی ماهرانه، تازه و در عین حال هماهنگ با موسیقی زمینه، حضوری محسوس از خود و ساز تخصصیاش نشان میدهد. حضوری که در دیگر آثار موسیقی اصیل ایرانی، تا به حال کمتر به چشم خورده است.
پرسش و پاسخ سازها، به هم پیوستن و گسستن به موقع آنها در سراسر آلبوم، و به ویژه در گروهنوازی چهار مضراب، مهارت ویژه تکتک نوازندگان گروه کوچک دستان را به خوبی نمایان میسازد. در نهایت نیز تکنوازی کمانچه در آرامشی خاص و به دور از هیاهوی ریتمیک به مجموعه لولیان پایان میبخشد.
لولیان، کوشش جدیدیست در مسیری ویژه و نو در موسیقی اصیل ایرانی و مهمترین رهروش شهرام ناظری است.
http://tehranavenue.com/article.php?id=524