Sunday, 19 November 2017
يكشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
 

فرديت و فضاي مدرن / رامین جهانبگلو

بحث امروز ما در مورد «فرديت و فضاي مدرن» است. منظور از «فرديت» نحوة شکل‌گيري سوژة مدرن در مقام فرد و شهروند است. منظور از «فضاي مدرن» قلمرو اجتماعي، سياسي و اقتصادي است که «فرديت شهروندي» و يا بهتر است بگوييم «شهروند فرديت يافته» در آن شکل مي‌گيرد. پس مسئلة اصلي ما در اينجا فهم رابطة فلسفي و اجتماعي ميان دو مفهوم «شهر» و «فرد» و بررسي واقعيت تاريخي آن است

فرديت و فضاي مدرن

بحث امروز ما در مورد «فرديت و فضاي مدرن» است. منظور از «فرديت» نحوة شکل‌گيري سوژة مدرن در مقام فرد و شهروند است. منظور از «فضاي مدرن» قلمرو اجتماعي، سياسي و اقتصادي است که «فرديت شهروندي» و يا بهتر است بگوييم «شهروند فرديت يافته» در آن شکل مي‌گيرد. پس مسئلة اصلي ما در اينجا فهم رابطة فلسفي و اجتماعي ميان دو مفهوم «شهر» و «فرد» و بررسي واقعيت تاريخي آن است. در حقيقت مي‌توان گفت که اين «شهر» است که «شهروندان» را شکل مي‌دهد و اين «شهروندان» هستند که «شهر» را ايجاد مي‌کنند. به قول شکسپير «اين مردن هستند که شهر را تشکيل مي‌دهند» يعني زماني‌که ما در مورد ساختار شهري و تحول فضاهاي شهري در طول تاريخ صحبت مي‌کنيم، موضوع اصلي ذهنيات و روحيات فردي و جمعي اشخاصي است که روزانه به کالبد شهر شکل مي‌دهند. لوييس مامفورد (Mumford) مورخ و روشنفکر معروف آمريکايي قرن بيستم معتقد است که شهرها تجليات روح بشري هستند. به گفتة او، دليل وجودي شهرها در تاريخ کمک به پيشرفت شخصيت بشر است. مامفورد معتقد است که رابطة تنگاتنگي ميان روند بهتر کردن شهرها از نظر فضايي و مدني و انساني‌تر کردن تمدن وجود دارد. به عبارت ديگر، فضاي شهري به همان اندازه که مي‌تواند موجب ايجاد و ترويج خشونت و روان‌گسيختگي در شهروندان بشود، به همان اندازه نيز قادر است حس مسئووليت و اخلاق مدني را در افراد ايجاد کند. شايد به همين دليل يونانيان باستان معتق بودند که شهر فقط به معناي محل زندگي افراد نيست، بلکه فضاي مشترک زندگي اجتماعي و سياسي با ديگران است. بدين منظور فيلسوفي چون ارسطو انسان را زوئون پوليتيکون (Zoon politikon) تعريف مي‌کند، يعني به منزلة موجود زنده‌اي که براي زندگي در دولتشهر (polis) ساخته شده است. از نگاه متفکران يونان باستان (افلاطون و ارسطو) زندگي سياسي و زندگي اخلاقي توأم با يکديگر است. از ديدگاه آنها مسئله سامان اجتماعي در ارتباط مستقيم با نظم هستي‌شناختي انسان در طبيعت است. به قول هانري پيرن (Pirenne)، در يونان باستان قانون دولتشهر همانند يک آيين ديني در نظر گرفته مي‌شد زيرا در برگيرندة زندگي گليه اعضاي دولتشهر (polis) بود. ميزان نزديکي تفکر کيهاني و انديشة سياسي آتني‌ها را به بهترين وجه مي‌توان در تراژدي اوريستاي آفيلوس ديد که همزمان در دو سطح انسان‌ها و خدايان فقط يک واحد سياسي نبود، بلکه تجلي يک منظومة ذهني هم بود. زماني‌که خطابة پريکلس را در کتاب جنگ پلوپونز توسيديدس مي‌خوانيم، مي‌بينيم که پريکلس فقط دولتشهر و قوانين آن را ستايش نمي‌کند، بلکه روش زندگي‌اي را مي‌ستايد که به گفتة او شهروند آتني را ايجاد مي‌کند. در حقيقت از نظر توسيديدس و پريکلس آن‌چيزي که از شهروند آتني عاملي فعال و مسئوول مي‌سازد، کالبد فلسفي و سياسي دولتشهر است و آنچه که موجب استحکام دولتشهر و دموکراسي آتني مي‌شود ذهن و منش شهروندان آتني است. بنابراين از نظر آتني‌ها دولتشهر تنها نظام سياسي‌اي است که در آن فرد مي‌تواند به طور کامل قابليت‌هاي اخلاقي و ذهني خودش را به تحقيق برساند. براي آتني‌ها، تنها طريقة شهروند شدن و شهروند بودن زندگي در دولتشهر و پيروي از قوانين (nomoi) دولتشهر است. به عبارت ديگر کالبد شهري، کالبدي سياسي است، يعني به قول فيلسوفان يوناني پوليس (polis) پوليته يا (politeia) را ايجاد مي‌کند که در حقيقت چيزي نيست جز مجموعه‌اي سامان يافته از شهروندان که تحت لواي قوانيني زندگي مي‌کنند که خود آن را پايه‌ريزي کرده‌اند. بدين جهت، از ديدگاه آتني‌ها پوليته‌يا (politeia) يک اتفاق ساده نيست و يا يک خشونت نهاديافته نيست، بلکه نتيجة نگرشي کيهان محور است که رابطة ميان انسان‌ها، طبيعت و خدايان را تعيين مي‌کند.

پس همانطور که مي‌بينيم، ما چيزي به نام «فرديت» به معناي مدرن کلمه در فضاي شهري دورة باستان نداريم. فرد به‌عنوان شهروند دولتشهر تعريف مي‌شود و نه به عنوان سوژه‌اي خود مختار که بعدها در فلسفه و معماري مدرن از آن صحبت به‌ميان مي‌آيد. حتي به قول کيتو (Kitto) در کتابش يونانيان دين، بازي و بحث و گفتگو هم فقط از طريق دولتشهر امکان تحقق مي‌يابند. کساني که با کتاب کيتو آشنايي دارند، به خوبي به ياد دارند که او در کتابش گفتگويي فرضي ميان يک فرد انگليسي و يک فرد آتني برقرار مي‌کند. فرد انگليسي در جواب سئوال فرد آتني که «در لندن چند باشگاه وجود دارد؟» از روي حدس مي‌گويد: «حدود 500 باشگاه» و فرد آتني مي‌گويد: «اگر همة آنها ادغام مي‌شدند چه مجموعة عظيمي به وجود مي‌آمد»، و فرد انگليسي جواب مي‌دهد: «ولي ديگر باشگاهي باقي نمي‌ماند» و آتني در جواب مي‌گويد: «دقيقاً، چون پوليسي به اين وسعت ديگر نمي‌تواند يک پوليس باشد». در اين گفتگوي فرضي که در کتاب کيتو آمده حقيقتي نهفته است که به اين مسئله توجه دارد که از نظر متفکران سياسي يونان باستان فضاهاي شهري بايد فضاهاي محدودي باشند. شايد به همين دليل براي ارسطو بهترين شکل از دولتشهر فضاي شهري است که جمعيت آن بين 5000 تا 50.000 نفر باشد و تعجب يونانيان از وسعت امپراطوري هخامنشي به اين دليل است. پس مي‌توان نتيجه گرفت که منظومة ذهني آتن باستان و ساختار شهري دولتشهر با يکديگر در ارتباط نزديک قرار مي‌گيرند. طبيعاً چنين رابطه‌اي است که فيلسوفاني چون سقراط، ارسطو و مورخاني چون توسيديدس و هرودوت را ايجاد مي‌کند. همچنين چنين رابطه‌اي است که فضاهاي عمومي شهري‌اي چون «آگورا» (Agora) را مي‌سازد که بيانگر برتري فضاي عمومي بر فضاي خصوصي است. بدين‌گونه، در يونان باستان بايد بيشتر در مورد «فرديت جمعي» سخن به ميان آورد. از اين‌رو، تحول ساختار روستايي و تبديل آن به پوليس و اهميت يافتن نقش آگورا يک امر تصادفي نيست، بلکه نشان‌دهندة سير آگاهي آتني‌هاست که در جست‌وجوي زندگي‌اي هستند که در بطن آن سه مفهوم «آزادي»، «حقيقت» و «زيبايي» قرار مي‌گيرند. آنچه را که يونانيان نيکي زيبا يا زيبايي نيک (kalos kagathon) مي‌نامند، در اثر «زيبايي عمومي» تجلي مي‌يابد که با «زيبايي فردي» هنر مدرن متفاوت است. اين «زيبايي عمومي» را مي‌توان در نماهاي شهري يونان باستان در قالب مجسمه‌هاي خدايان و قهرمانان ديد. بي‌شک اهميت يافتن ورزش و بازي‌هاي المپيک نيز نتيجة تحول فضاهاي روستايي به دولتشهر است که از ديدگاه مامفورد (Mumford) براي اين به‌وجود آمده که اهالي شهر شيوه‌اي براي پرورش جسم خود در کنار پرورش روح خود داشته باشند. در حقيقت، پايده‌يا (Paideia) يا تعليم و تربيت در آتن باستان آميزه‌اي از پرورش جسم و پرورش روح در جهت استحکام بخشيدن به ساختار شهروندي دولتشهر است. شايد مهم‌ترين فضاي شهري براي دولتشهر آتن «آگورا» باست که به دليل تحول ذهنيت فلسفي و سياسي آتني‌ها ديگر فقط داراي نقشي تجاري نيست بلکه تبديل به محل تجمعي سياسي ـ اجتماعي مي‌شود. اين نقش «آگورا» را مي‌توان در ايلياد هومر ديد. پس مي‌بينيم که آگورا قبل از هر چيز يک فضاي آزاد است يا بهتر است بگوييم فضايي است که شهروند مرد آتين بالاتر اي 18 سال آزادي شهروندي خود را در آن به دست مي‌آورد.

اکنوه زماني‌که اين رابطة ميان فضاهاي شهري و فرديت شهروندي را در قالب جامعة رُم باستان مي‌بينيم، تفاوت‌هاي بسياري با دولتشهر آتن وجود دارد. مهم‌ترين تفاوت در اين امر خلاصه مي‌شود که رُم باستان يک دموکراسي به معناي آتني کلمه و يا مدرن کلمه نيست. آتن از نظر مدرن‌ها دموکراسي‌اي ناکامل است، ولي رُم باستان را به هيچگونه نمي‌توان يک دموکراسي ناميد. پولوبوس (Polubus) مورخ يوناني قرن دوم قبل از ميلاد مسيح، معتقد است که رُم آميزه‌اي از اليگارشي، دموکراسي و سلطنت است، يعني در واقعي رژيمي که افلاطون آن را به عنوان رژيم آرماني خود در نظر دارد. اگر قبول داشته باشيم که ارکان اصلي سياست آتني در دو مفهوم isonomia يعني برابري در مقابل قانون و isegoria يعني حق و برابري در بيان عقيده خلاصه مي‌شود، به عکس در رُم باستان ارکان اصلي سياست بر مبناي دو مفهوم auctoritas يعني اقتدار و نسبت (به معناي حفظ ارزش‌هاي نياکان) قرار گرفته است. به گفتة هانا آرنت استمرار و بقاي زندگي سياسي جمهوري رُم براساس اين دو مفهوم بنا شده است. براي رُمي‌ها اقتدار از سنا (senate) مي‌آيد حتي اگر قدرت از آن مردم است. اين معادله در اين شعار لاتيني خلاصه مي‌شود: “Cum potestas in po;ulo, auctoritas in senatu”. .

نقش سنت‌ها نيز حفظ و انتقال قوانين و ارزش‌هاست. پس شهر رُم به نوعي بيانگر اين دو مفهوم «اقتدار» و «سنت» است و براي رُمي‌ها موضوع اصلي احترام گذاشتن به نظم موجود است، حتي اگر اين نظم برپاية يک ديکتاتوري بنا شده باشد. به همين‌دليل، به طور کلي در جهان باستان مفهوم «فرديت» به معناي مدرن کلمه وجود ندارد، ولي در دولتشهرهاي آتن و رُم مردم نقش مهمي را ايفا مي‌کنند، البته در يکي به صورت دموکراتيک و در ديگري به صورت غير دموکراتيک. ولي رُم در مقايسه با آتن شهر پُر جمعيت‌تري بود و به اين دليل که تعداد زيادي ساکنان غير رومي در اين شهر زندگي مي‌کردند. بنا به آماري در سال 50 بعد از ميلاد مسيح جمعيت رُم تقريباً 750.000 نفر بوده و به گفته تاسيتوس (Tacitus) يک سناتور رُمي در زمان نِرون 400 برده در خانه خود داشته. زماني‌که شهروندان رُمي را مقايسه مي‌کنيم، مي‌بينيم که تفاوت زيادي ميان زيبايي که آزاد به دنيا آمده بودند و لقب ingenui داشتند و شبيه افرادي که در رُم زندگي مي‌کردند وجود داشت بازتاب اين تفاوت‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي ميان شهروندان رُمي و آنهايي که شهروند تمام عيار به حساب مي‌آمدند را در فضاهاي شهري مي‌توان ديد. براي مثال شهر رُم شهري بود که بر مبناي اصول قدرت نظامي طراحي شده

C:\Dokumente und Einstellungen\-\Desktop\The Official Web Site of Dr_ Ramin Jahanbegloo.htm