Thursday, 21 September 2017
پنجشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۶
 

با سرمايه هايمان چه مي کنيم؟ / امید معماریان

شیرین عبادی برنده ایرانی جایزه صلح نوبل در سال 2003 که هم اکنون برای معرفی کتاب خود در امریکا به سر می برد "هجدهمین" دکترای افتخاری خود را از دانشگاه کنتیکت امریکا دریافت کرد تا نوار تقدیر محافل دانشگاهی جهان برای خدمات او به عنوان اولین زن قاضی کشور و فعال حقوق بشر ، همچنان امتداد داشته باشد.
اين در حالي است که اکنون کتاب خاطرات او به زبان آلمانی جزو 10 کتاب پرفروش در آن کشور به شمار می رود و در ساير کشورها هم به سرعت جاي خود را در ميان خوانندگان بي شمار باز مي کند.


۳ خرداد ۱۳۸۵

با سرمايه هايمان چه مي کنيم؟


امید معماریان
o.memarian@roozonline.com
۳ خرداد ۱۳۸۵

شیرین عبادی برنده ایرانی جایزه صلح نوبل در سال 2003 که هم اکنون برای معرفی کتاب خود در امریکا به سر می برد "هجدهمین" دکترای افتخاری خود را از دانشگاه کنتیکت امریکا دریافت کرد تا نوار تقدیر محافل دانشگاهی جهان برای خدمات او به عنوان اولین زن قاضی کشور و فعال حقوق بشر ، همچنان امتداد داشته باشد.
اين در حالي است که اکنون کتاب خاطرات او به زبان آلمانی جزو 10 کتاب پرفروش در آن کشور به شمار می رود و در ساير کشورها هم به سرعت جاي خود را در ميان خوانندگان بي شمار باز مي کند.

از سوي ديگر، فراموش نکرده ايم که درداخل کشور، هنگامی که پس از دريافت جايزه صلح نوبل توسط عبادي، دانشجویان دانشکده حقوق دانشگاه تهران، جایی که بانوي صلح آنجا تحصیل کرده بود، می خواستند برای وی مراسم تجلیل کوچکی برگزار کنند، چگونه با ممانعت شديد مسئولان مواجه شدند. تا او، درحالی که سالها سختی ومشقف را در فضای کاری حرفه ای تجربه کرده بود، در محل تحصیل خود نیز با بی مهری مواجه شود که البته برای کسانی که دراین مملکت طرحی نو درانداخته اند، اتفاق تازه ای نیست.

عبادی که طی سالهای گذشته در دفاع از زندانیان سیاسی و دشوار ترین پرنده های قضایی تردید به خود راه نداده، همواره با بی مهری های مختلفی مواجه بوده است. در یکی از روزهای زمستان سال هشتاد و سه، وقتی که همراه با روزبه میرابراهیمی ووکیل دیگری به دادگاه رفته بودیم، سه ساعت منتظر نشسته بودیم تا قاضی ما را به حضور بپذیرد. بعد از سه ساعت هنگامی که به صورت اتفاقی، قاضی از جلوی ما عبور کرد، خانم عبادی بلند شد وبه قاضی خاطر نشان کرد که درجواب احضار موکل ها، وکلا به دادسراآمده اند. قاضی با لحن زننده ای پرسید، شما؟ عبادی جواب داد : "شیرین عبادی هستم." قاضی جلوی دهها زن ومرد بانگ زد: "عبادی هستی که باش، من چه کار کنم که تو شیرین عبادی هستی؟ بشین تا صدایت بزنند." عبادی هیچ نگفت و من مانده بودم که چطور می شود چنین برخوردی را تاب مي آورد. آرام نشست وزیر لب به ما گفت که چنین برخورد هایی را خوب میشناسد وآزارش نمی دهد. اگرچه مردمی که آنجا بودند وقتی بانگ بلند قاضی را شنیدند به دور او جمع شدند و هریک به احترام خواستند با او سخنی بگویند و به یادگار سلامي بدهند.

برای عبادی که سالها با سنگین ترین اتهامات توسط تريبون هاي امنیتی مواجه بوده ، زندانی شده، در معرض تهدید مرگ قرار گرفته و فشار های طاقت فرسای سنگین ترین پرونده های قضایی سال های گذشته همچون پرونده قتل های زنجیره ای یا پرونده مرگ زهرا کاظمی را تحمل کرده، فشارهاي حکومتي همه ماجرا نیست. بسياري از ما هم نشسته ايم تا او سخنی بگوید و ببینند چه مقدار از حرف هایش با عقايدمان تطابق ندارد تا برکوس مخالفت با او بدميم و اسباب حمله به او را فراهم کنيم. درحالی که بسیاری فراموش می کنند که عبادی و امثالش در وسط میدان هستند و درچنین بازی بي رحمانه اي ماندن و اسباب تغییر فراهم کردن، کاری است کارستان. کاری که عبادی وامثال او کرده اند در این سالها، بی مزدی ومنتی وچنین استقامتی در هر اندازه اش سزاوار پاداش است تا خرده گیری های آزار دهنده. اما این ما هستیم که با سرمایه های خود چنین می کنیم که می دانیم. سرمایه های تکرار ناپذیری که عصاره تلاش یک برهه تاریخی در این مرز وبوم است.

عبادی هرکجا که پای می گذارد تلاش می کند، صدایی از جامعه ایرانی باشد و از پویایی جامعه ای سخن بگوید که به آن عشق می ورزد. او هم اکنون از مهمترین سفرای صلح به شمار می رود که صدایش برای مخالفت با هرگونه حمله نظامی به ایران، بلند تراز هرکس دیگری به گوش می رسد.

اما حکايت جامعه ایرانی و برخوردی که با افرادی همچون شیرین عبادی می کند، همچنان باقي است. جامعه ای که سرمایه های خود را آنچنان که باید پاس نمی دارد و از آنها بهره لازم را نمی برد. به راستي، چقدر بايد زمان بگذرد تا چنین سرمایه هایی دوباره تولید شوند؟