Friday, 22 September 2017
جمعه ۳۱ شهريور ۱۳۹۶
 

حساسيت‌هاي ريز و مشكلات درشت / احمد زيدآبادي

ما ايراني‌ها به رغم نيازي كه از ژرفاي اجتماعمان مي‌جوشد، نتوانسته‌ايم خود را با وضعيتي مدرن تطبيق دهيم. آخرين خيزش مدني‌مان براي همراه شدن با موج‌هاي پيشرفت جهاني ناكام مانده است و اينك با تمام وجودمان انحطاط را تجربه مي‌كنيم.

Thursday, May 25, 2006
پنجشنبه، ۴ خرداد ۱۳۸۵

حساسيت‌هاي ريز و مشكلات درشت


احمد زيدآبادي

۴ خرداد ۱۳۸۵

ما ايراني‌ها به رغم نيازي كه از ژرفاي اجتماعمان مي‌جوشد، نتوانسته‌ايم خود را با وضعيتي مدرن تطبيق دهيم. آخرين خيزش مدني‌مان براي همراه شدن با موج‌هاي پيشرفت جهاني ناكام مانده است و اينك با تمام وجودمان انحطاط را تجربه مي‌كنيم.

در پرتو ناكامي خيزش اصلاح طلبانه در جهت تعريف و تحكيم هويتي تازه براي ملت ايران، اكنون شاهد جزيره‌اي شدن اجتماعي هستيم كه هر بخش آن در پي يافتن هويتي خاص خود است و چون اين هويت‌ها مبهم و دست نايافتني است و در عين حال در سايه يك هويت كلان ملي قرار ندارد، آميخته به افراط و همراه با بازگشت به تعصبات و خامي‌هاي دوران پيش مدرن است.

چندي پيش پرستاران كشور در اعتراض به فيلمي تظاهرات كردند كه ضد قهرمان آن پرستار بود.

قاعدتا در هر فيلمي افرادي نقش منفي بازي مي‌كنند و خواه ناخواه آن افراد هر كدام به يك گروه شغلي وابسته‌اند. اگر قرار باشد هر صنفي از نظاميان گرفته تا بازاريان و از روزنامه‌نگاران گرفته تا پرستاران نسبت به نقش منفي فردي وابسته به گروه صنفي خود اعتراض كنند، آيا اصولا مي‌توان در جهان فيلمي ساخت؟

چندي پيش يكي از ساكنان يكي از شهرستان‌هاي ايران، به يك روزنامه معترض شده بود كه چرا در خبري در باره يك بزهكار او را اهل شهرستان آنان معرفي كرده است. آيا بزهكاران اهل هيچ شهر و دياري نيستند؟ آيا همه اهل يك شهر فرشته‌اند؟ آيا اگر در شهري يكي خلاف كرد به معناي خلاف‌كار بودن تمام مردم آن شهر است؟

چندي پيش رئيس سازمان محيط زيست در مجلس اداي يك پيرمرد كرماني را با لهجه‌اي غليظ درآورد. محمد رضا باهنر به عنوان نماينده كرمان برخروشيد و به زعم خودش از حيثيت كرماني‌ها دفاع كرد. آيا اهل كرمان دفاع از لهجه خود را به باهنر واگذار كرده‌اند؟ من كه خود كرماني‌ام نه فقط از ادا درآوردن خانم مذكور دلخور نشدم بلكه كلي هم ذوق كردم و گمان مي‌كنم كه كرماني‌هاي ديگر نيز از اين حركت دچار انبساط خاطر شده باشند.

چندي پيش يكي از بختياري‌ها به روزنامه زنگ زد و از اينكه در كنار مطلبي مربوط به لوطي‌هاي دوران قاجار عكسي شبيه چند تفنگچي ايل بختياري به چاپ رسيده بود، برآشفته مي‌نمود.

چندي است امكان چاپ مطلبي تاريخي بدون سانسور در مطبوعات وجود ندارد. به هر حال هر مطلب تاريخي يا اشاره به قومي دارد و يا قضاوتي در باره شاه و شيخي كرده است. روحانيون حاكم بر ايران، در حالي كه برخي از بلندپايه‌ترين روحانيون عهد خود را به حصر و زندان انداخته‌اند، در همان حال تمام روحانيون هزار سال گذشته را در حصن حصيني از مصونيت قرار داده‌اند كه هيچ روزنامه‌اي نبايد به هيچ كار خلاف و يا حتي نظر شاز آنها در باره برخي مسائل اشاره كند!

اگر دو روحاني بلندپايه در عهد مشروطيت تا آن حد با يكديگر اختلاف داشته‌اند كه يكديگر را تكفير كرده‌اند، هرگز نبايد به اين موضوع اشاره كرد زيرا هر دو در شمار قديسين قرار گرفته‌اند. كاش اما موضوع به روحاني‌ها ختم مي‌شد. اگر در مقاله‌اي از نوشيروان و يزگرد ساساني به بدي ياد شود، برخي دوستان ملي به خشم مي‌آيند كه چه توطئه‌اي براي بدنام كردن ايران باستان تدارك ديده‌ايد؟

اگر از خشونت اعراب عليه ايراني‌ها در عهد اموي‌ها و عباسي‌ها ذكري به ميان آيد، برخي هموطنان عرب لب به اعتراض مي‌گشايند كه چه كينه‌اي عليه اعراب داريد؟ اگر در متني گفته شود سبكتكين غلامي بود در دربار ساماني، برخي هموطنان ترك به فغان مي‌آيند كه چه اصرار كينه‌توزانه‌اي داريد در تحقير تركان غزنوي؟ من اين گونه حساسيت‌ها را طبيعي نمي‌دانم، زيرا با وجود اين ميزان از حساسيت ديگر كي مي‌توان در باره موضوعي نوشت و سخن گفت؟

به باور من، هر گونه تفاخر قومي و نژادي نوعي بيماري و هرگونه نفرت و كينه نسبت به اقوام و نژادهاي ديگر نوعي جنون است. در تاريخ نه قوم آريا فرشته بوده است و نه قوم ترك و عرب. در عين حال همه آنان قوت‌ها و ضعف‌هايي داشته‌اند كه نه از بيان ضعفشان بايد هراسيد و نه از اشاره به قوتشان بايد پرهيز كرد.

اين مسائل براي بشر امروز البته اموري بديهي است، اما امروز ما در ايران مبتلاي بديهيات هستيم. ايران كشوري چند قومي است و كسي منكر اين نيست، اقوام ايراني افزون بر آنكه احساس تبعيض مي‌كنند، در پي حفظ و تقويت هويت قومي خود نيز هستند. در واقع يكي از اهداف جنبش اصلاحي ايران اعاده حقوق اقوام ايراني و رفع تبعيض از اقليت‌هاي نژادي و مذهبي بود كه البته موفق نشد.

اما روشن است كه حقوق اقوام ايراني كه ممكن است با گونه‌اي از فدراليسم تامين شود، تنها در چارچوب هويت ملي ايراني قابل دستيابي است. به باور من همانگونه كه هر نوع كينه قومي جنون‌آميز است، بحث از تجزيه ايران نيز رفتاري جنون‌آسا و از سر نفرتي كور و بي‌سرانجام است.

متاسفانه برخي از كساني كه علم دفاع از حقوق قوميت‌هاي ايراني را بر دوش گرفته‌اند، زباني به غايت زهرآلود نسبت به هموطنان فارسي‌ زبان خود به كار مي‌برند. براي نمونه همكار عزيز آقاي يوسف عزيزي بني‌طرف كه لابد از مواضع من در باره حقوق قوم‌هاي ايراني بي‌اطلاع نيست، چندي پيش در روزنامه الزمان، مرا در شمار پان ايرانيست‌هايي معرفي كرده بود كه خواهان اتحاد ايران با اسراييل عليه اعراب هستيم! تمام شواهد و دلايل آقاي بني‌طرف براي طرح چنين اتهامي، ابراز مخالفت من با عمليات انتحاري عليه غير نظاميان اسراييلي بود.

اگر قرار باشد كه مخالفت با عمليات انتحاري عليه غير نظاميان اسراييلي، ضديت با اعراب تفسير شود، آيا در آن صورت تمام مردم جهان و بخش بزرگي از رهبران عرب و فلسطيني دشمن اعراب محسوب مي‌شوند؟
متاسفانه بي‌پرواتر از آقاي بني‌طرف برخي سايت‌هاي وابسته به مدعيان دفاع از حقوق تركهاي ايران است كه بسياري از استادان و روشنفكران و سياست‌ورزان فارسي زبان و ترك زبان را به عنوان "پان ايرانيست‌هايي كه به خون مردم شريف ترك تشنه‌اند" معرفي مي‌كنند و مرا نيز به اين اتهام مي‌نوازند.

اين نوع دروغگويي‌هاي نفرت‌انگيز واقعا با چه انگيزه‌اي صورت مي‌گيرد؟ مسلما اين نوع لحن زهرآگين، هر گز نمي‌تواند به حساب دفاع از حقوق ترك‌هاي ايران گذاشته شود، زيرا كساني كه پايه حركت خود را بر نفرت‌پراكني استوار كنند، منطقا نمي‌توانند مدافع حق و حقوق كسي باشند.

گذشته از اين تلخي‌ها ، ايران امروز نيازمند بازتعريف هويت خود است، براي اين هدف، همه اقوام ايراني لازم است تساهل، مدارا و انعطاف را در پيش گيرند تا به ساز و كاري براي همزيستي و حقوق برابر در چارچوب مرزهاي ايران زمين دست يابند.

منبع روزآنلاین 4 خرداد 1385