Sunday, 19 November 2017
يكشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
 

سرآمدان انديشه و ادبيات از دوران باستان تا آغاز قرن بيستم

سرآمدان انديشه و ادبيات از دوران باستان تا آغاز قرن بيستم

تيتركتاب: سرآمدان انديشه و ادبيات از دوران باستان تا آغاز قرن بيستم
زير تيتر: تمعق اساسی بر دورانهای رنسانس، روشنگری و واقع گرايی. بازخوانی زندگی و آثار بيش از پنجاه تن از متفکران، فلاسفه، نويسندگان و نظريه پردازان مرجع جهان.
نويسنده : محسن حيدريان
همكاران: 
دکتر حسين شيبان، پروفسور گونار فالکه مارک
ويراستار: شيوا فرهمند
انتشارات: قطره (تهران) تلفن ٨٨٩٥٦٥٣٧
سال : ١٣٨۴
تعداد صفحات: ٩ ٥٣

معرفی کتاب

سرآمدان انديشه و ادبيات از دوران باستان تا آغاز قرن بيستم

تيتركتاب: سرآمدان انديشه و ادبيات از دوران باستان تا آغاز قرن بيستم
زير تيتر: تمعق اساسی بر دورانهای رنسانس، روشنگری و واقع گرايی. بازخوانی زندگی و آثار بيش از پنجاه تن از متفکران، فلاسفه، نويسندگان و نظريه پردازان مرجع جهان.
نويسنده : محسن حيدريان
همكاران: 
دکتر حسين شيبان، پروفسور گونار فالکه مارک
ويراستار: شيوا فرهمند
انتشارات: قطره (تهران) تلفن ٨٨٩٥٦٥٣٧
سال : ١٣٨۴
تعداد صفحات: ٩ ٥٣

آيا تحولات و روندهای فکری، علمی و ادبی از منطق معينی پيروی می کنند؟ چرا هر دوره و چه بسا هر نسل، انديشه ها و مسائل خود را دارد؟ چرا هر دوره تازه با بازخوانی دوره گذشته و قرائتهای تازه از تجربه پيشينيان آغاز ميشود؟ راز جاودانگی نخبگان و سرآمدان دنيای انديشه، دانش و ادبيات چيست؟ آيا تاريخ بخودی خود دوره دارد، یا دوره های تاريخی از زاويه نگرش ما نسبت به تاريخ برجسته ميشوند ؟ چرا و چگونه ؟ «اثر کلاسيک» چگونه پدید می آيد؟
مشخصات اصلی دورانهای موسوم به عصر باستان، عصر قرون وسطی، عصر رنسانس، عصر روشنگری، عصر رمانتيسم و عصر واقع گرايی کدامند؟ پژواک این دورانها در ايران چگونه بوده است ؟ چرا دوران های تاريخی غرب که حاصل يک آگاهی تاريخی است و به تمدن مغرب زمين تعلق دارد، نمی تواند مبنای تشبيه سازی و مدل سازی ساده برای جامعه ايران قرار گيرد؟
پرسشهای جاودانی بشر درباره فضيلت، خوشبختی، عشق، آينده، ارزشهای اخلاقی و معنوی چگونه در هر دوره تازه دگرگون شده است ؟ آفرینندگان این دگرگونی ها که بوده اند؟
کتاب پرسشهای فوق را مورد کنکاش قرار داده و زمينه های اجتماعی، سياسی و فرهنگی پيدايش هر دوران را باز یابی کرده است. همچنين کوشش شده است که علاوه بر تحولات مهم و دورانساز هر دوران، دست کم به ۵ پرسش بنيادی مربوط به آن دوران پاسخ داده شود: چرا؟ چه؟ کجا؟ چه وقت؟ و چگونه؟
همچنین، سرآمدان انديشه و ادبيات و توليدات فکری آنها در بستر زمان و مکان مشخص و در متن تحولات زمانه خود، پرتو افشانی شده اند.
پرتو افکندن به خصوصيات و سايه روشن های فردی هر متفکر، فيلسوف و يا نويسنده يکی از اهداف کتاب بوده است. اين کتاب بروشنی نشان ميدهد که متفکران و نخبگان هر عصر هم آئينه و هم آئينه دار دوران خويش بوده اند. لذا روشن کردن شرايط اجتماعی، سياسی و فرهنگی زندگی هر متفکر و انديشمند، و شخصيت و نکات کمتر شناخته شده زندگی آنها يکی از اهداف اين کتاب بوده است.
تاکيد و تمعق بيشتر بر دورانهای رنسانس و روشنگری و واقع گرايی و سرآمدان آنها از این جهت بوده است که اين دورانها در واقع نقاط عطف پيدايش و شکل گيری «اروپای نو» و تکامل ذهنی مغرب زمين است که تاثيری همه جانبه در تاريخ غرب و بشريت داشته است.
روش جستجو و تحرير اين کتاب بدين منوال بوده است که ابتدا مهمترين مشخصات هر عصر از نظر سياسی، اجتماعی و فرهنگی مورد تعمق و بحث قرار گرفته است. سپس زندگی و شخصيت چهره های اصلی هر عصر پيش کشيده شده و بويژه شرايطی که به شکل گيری انديشه و روش آنان ياری رسانده مورد بحث قرار گرفته است. همچنين مهمترين آثار آنان بطور فشرده مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
سرآمدان هر عصر نقش مهمی در کشف پرسشهای اصلی هر دوره و پاسخ به آنها داشته اند. اين پاسخ ها گرچه همه حقيقت نيست و نمی تواند باشد، اما پژواکی بسيار فراتر از يک دوره محدود يافته و راه بشريت به جلو را هموار کرده است. اما بزرگی اين گامها و کوشش برای فشرده کردن تحولات معرفتی و ادبی، سبب شده است که مکث به روی نکات اساسی گذاشته شود و در موارد ديگر تنها به اشاره ای اکتفا شود. در پيش گرفتن چنين رويه ای سبب شده است که زندگی و آثار بسياری از سرآمدان فکری و ادبی بطور گذرا مورد اشاره قرار گرفته و يا در مواردی اصلا پيش کشيده نشده است. لذا در چنين مواردی حق مطلب بطور کامل ادا نشده است.
زندگی ، شخصيت و آثار چهره های زیر در کتاب آمده است:

سقراط: کهن ترين فيلسوف دنيا، افلاطون: نخستين معمار انديشه سياسی، ارسطو: بزرگترين انديشه پرداز جهان، توماس آکينو: فيلسوف دين گرای مسيحی، دانته آليگری : تبعيدی خلاق، جيووانی بوکاچيو: نخستين نوول نويس، شمس الدين محمد حافظ : پيشقراول نوزايی فکری و ادبی، يوهان گوتنبرگ: مخترع دستگاه چاپ لئوناردو داوينچی: هنرمند و انديشمندی که خود را خلق کرد، نيکولو ماکياولی: موسس علم سياست مدرن، مارتين لوتر: اصلاح طلب دينی 
، ويليام شکسپير: ستاره هميشه درخشان آسمان ادب و هنر جهان، گاليلئو گاليله: دانشمندی دورانساز اما مظلوم ، ميگل دو سروانتس: بزرگترين نوول نويس رنسانس، رنه دکارت: می انديشم، پس هستم، توماس هابز: موسس نظريه حاکميت مطلق عرفی، 
مولير: بدعت گذار فکاهی نويسی انتقادی، 
جان لاک: بنيانگذار نظريه حکومت مدرن و حقوق طبيعی، 
جاناتان سويفت: نويسنده سفرهای گاليور،
اسحاق نيوتن: دانشمند همه دورانها، 
مونتسکيو: بنيانگذار نظريه تفکيک قوا ،
فرانسوا ولتر: وجدان بيدار جهان، کارل فون لينه: نابغه علوم طبيعی، 
ديويد هيوم: پايه گذار تجربه گرايی و پراگماتيسم ،
ژان ژاک روسو: موسس انديشه برابری شهروندی، آدام اسميت : ايده ليبراليسم و «دست ناپيدا» ايمانوئل کانت: متفکر و فيلسوفی دورانساز ادموند بورک : بنيانگذار مکتب محافظه کاری

يوهان ولفگانگ گوته: پرآوازه ترين نويسنده آلمان، گئورگ ويلهم فردريش هگل
: فلسفه حق و درک از آزادی،
 
ساموئل تايلورکولريج و ويليام وردورث،
 
لرد بايرون : نويسنده دون ژوان و طغيانگری رمانتيک،
 
الکساندر پوشکين : وارد کننده روسيه به نقشه ادبی جهان ،

ويکتور هوگو: نمايشنامه نويس مدرن فرانسه،
 

صادق هدايت طلايه دار داستان نويسی مدرن ايران،
 هونری دو بالزاک: نويسنده ای چند سويه،
 آلکسی دو توکويل: نخستين انديشمند مدرنيته که دغدغه اصلی اش «آزادی» بود،
 جان استوارت ميل: نظريه پرداز فرهيخته و مدافع دمکراسی چارلز ديکنز: نويسنده ای تيز هوش و پرکار سورن کيرکه گارد: فيلسوف مذهبی مدرن و پايه گذار مکتب اگزيستانسياليسم 
،
کارل مارکس: انديشمندی که نه درپی تفسير بلکه تغيير انقلابی جهان بود،
 هرمان ملويل: خالق موبی ديک (نهنگ سفيد)
 ،
گوستاو فلوبر: بنيانگذار ابژه نگاری و خالق مادام بوواری ،
 
فئودور داستايوسکی: بزرگترين انسان نمای ادبيات جهان، لئو تولستوی: نويسنده ای که در جستجوی پرسشهای فلسفی بود،
 
 هنريک ايبسن: خالق درام مدرن ،

مارک تواين: پايه گذار رئاليسم امريکا،
 
فردريش نيچه: راهگشای مدرنيته،
 آگوست استريندبری: بزرگترين نويسنده سوئد،

ادوآرد برنشتين: نخستين سوسيال دمکرات اصلاح طلب ،
 سلما لاگرلوف: رئاليسم جادويی،
 
اميل زولا: بنيانگذار طبيعت نگاری (ناتوراليسم).


 نویسنده در مقدمه کتاب نوشته است:
« هدف اين کتاب از معرفی انديشه و فرهنگ مغرب زمين به دست دادن يک آيين زندگی نيست، بلکه محرکی در راه پرسشگری و طرح پرسشهای بنيادی زندگی و هستی انسانی و تعمق و انديشه ورزی است. چرا که سنجش گری مهمترين نياز انسان برای درست انديشی و پيمودن آگاهانه راه خود است.

دنيای امروز غرب چنانکه هست، از انديشه و ادبيات تاثير اساسی می گيرد و بنوبه خود بر آن اثر نهاده است. لذا برای شناخت عميق و همه سويه غرب و مبانی سياسی، ادبی، اجتماعی، فرهنگی و علمی آن راهی جز مطالعه سير تفکر و ادبيات آن وجود ندارد. شناخت منظم انديشه و ادبيات و فلسفه غرب کمک بزرگی به خوديابی ما همچون فرد و نيز جمع می کند. چرا که امروزه هيچ جامعه و هيچ فرهنگ و تمدنی بدون شناخت و چالش با ديگر فرهنگ ها و تمدنها قادر به نوزايی و بازخوانی خود نيست. انديشه و ادبيات مغرب گرچه ريشه در تاريخ تمدن غرب دارد، اما دروازه ورود ما به آينده و جهان مدرن است. ...

در اين ترديدی نيست که هرکجا و هر زمان که انديشه و فرهنگ شکوفا گرديده، پا به پای آن دمکراسی، مدارا و جامعه باز نيز شکوفا شده است. اين کتاب از جمله نشان ميدهد که هر دگرگونی سياسی، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی قبل از هر چيز ريشه در دگرگونی انديشه داشته است. از منظر تاريخ انديشه و ادبيات، تکامل يا بررسی مفاهيم سياسی و حتی دينی قبل از هر چيز با برداشت و دريافت تازه از آنها پيوند خورده است. مثلا ملتی که از خدا تصوری جز عدالت و صلح و آشتی و عشق ندارد، سرنوشت کاملا متفاوت از ملتی دارد که از خدا تصوری همچون قاسم الجبارين دارد. .....
 يک بررسی منصفانه درباره سرآمدان انديشه و ادبيات غرب به زبان فارسی و برای خواننده ايرانی، مستلزم يک کار جمعی گسترده و همکاری کارشناسانه در حيطه های گوناگون است. عليرغم آن با اين تصور که «کاچی بهتر از هيچی» است، اين کار را با نواقص و کمبودهای آن در حد توان و بضاعت ناچيزم، پی گرفتم. 
اميدم در طول کار اين بود که خواننده ايرانی بتواند دست کم، يک آشنايی فشرده اما بی غرضانه و غير جانبدار از زندگينامه ها، رساله ها و انديشه هايی بيابد که هريک نقش مهمی در شکل دادن تفکر، معرفت و رهايی نوع بشر داشته اند. مقالات و رسالات اين کتاب با استفاده از منابع بسيار گسترده و گوناگون از سوی اين نگارنده تدوين شده و همه نواقص آن بعهده من است».