Saturday, 18 November 2017
شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶
 

شورا به شرط ../ مهدی غنی

شورا یعنی آمادگی برای شنیدن نظری متفاوت با آنچه خود می اندیشیم. آمادگی برای تغییر فکر و تصمیم اولیه و هماهنگ شدن با دیگرانی که مثل ما نمی اندیشند. اگر قرارنیست دیدگاه های خود را تغییر دهیم و فکر می کنیم حقیقت با تمام وجود صرفا" درذهن ما لانه کرده است و در هیچ ذهن دیگری رد پایی از آن نیست، دیگر چه نیازی است به شورا.

شورا به شرط ..
مهدی غنی

شورا یعنی آمادگی برای شنیدن نظری متفاوت با آنچه خود می اندیشیم. آمادگی برای تغییر فکر و تصمیم اولیه و هماهنگ شدن با دیگرانی که مثل ما نمی اندیشند. اگر قرارنیست دیدگاه های خود را تغییر دهیم و فکر می کنیم حقیقت با تمام وجود صرفا" درذهن ما لانه کرده است و در هیچ ذهن دیگری رد پایی از آن نیست، دیگر چه نیازی است به شورا.

شورا یعنی آمادگی برای شنیدن نظری متفاوت با آنچه خود می اندیشیم. آمادگی برای تغییر فکر و تصمیم اولیه و هماهنگ شدن با دیگرانی که مثل ما نمی اندیشند. اگر قرارنیست دیدگاه های خود را تغییر دهیم و فکر می کنیم حقیقت با تمام وجود صرفا" درذهن ما لانه کرده است و در هیچ ذهن دیگری رد پایی از آن نیست، دیگر چه نیازی است به شورا. بهتر است خود بیندیشیم و همان اندیشه ها را به عنوان حقیقت محض به دیگران دیکته کنیم. هرکس را زیربار نرفت، به عنوان دوستدار باطل و دشمن حقیقت معرفی کنیم و درصورت لزوم به مجازات برسانیم. اما اگر این راه را بی سرانجام می دانیم و شورا تشکیل می دهیم و عضو شورا می شویم طبعا" بایستی رویه هایی متناسب با این پدیده نیز در پیش گیریم تا از مزایایی که در این تجربه بشری نهفته است برخوردار شده و سرانجام کار، ملت خوشنود شوند و ما رستگار. شورا نیز مثل خیلی چیزهای دیگر شرایط و قواعدی دارد:

1- اول شنیدن بعد گفتن

اولین کاری که اعضای شورا باید انجام دهند تمرین برای شنیدن است. ما معمولا" شنونده خوبی نیستیم. به محض اینکه نظری مخالف می شنویم بدون اینکه احتمال بدهیم منظور طرف را نفهمیده ایم، به فکر پاسخ دادن می افتیم. در حالی که گوینده حرفش تمام نشده، ذهن ما دنبال جواب های کوبنده می گردد در نتیجه به طور کامل به حرف‌های او گوش نمی دهیم. اگر صبرمان تمام نشود و قبل از تمام شدن حرف طرف، وارد سخن گفتن نشویم، بلافاصله در اولین فرصتی که رشته کلامش قطع می شود شروع می کنیم به رد کردن حرف های او. گویی الان حقیقت نفس های آخرش را می کشد و تنها با دم مسیحایی ماست که امکان دارد حیات دوباره پیداکند. لحظه ای درنگ و تأمل ممکن است به مرگ حقیقت بینجامد. درحالی که بیش از آن که حقیقت به ما نیاز داشته باشد ما نیاز داریم به گوش هایی که بشنود. به قول شاعر: دوگوش و یک زبانت دادند ز آغاز/ یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی. درحالی که به ما گویا یک گوش و دوزبان داده اند.

بنابراین باید قدری تمرین کنیم تا جای این دو را تغییر دهیم. یاد بگیریم که شنیدن خود بخش مهمی ازمسأله است. در یک آیه مشهور از قرآن که همه شنیده ایم نکته ای هست که کمتر بدان توجه شده است: می گوید بشارت ده بندگانی را که گفتار را می شنوند (به آن گوش می دهند)، سپس بهترین آن را پیروی می کنند. ویژگی اولیه این آدم ها که به آنها مژده داده شده شنیدن است. اینان شنونده های خوبی هستند. عضو شورا نیز اولین ویژگی اش باید خوب گوش دادن و شنیدن باشد. سخن بر سراین نیست که نقد نکنیم، موضع نداشته باشیم و دربرابر خطاها سکوت پیشه کنیم. سخن برسر جای دادن هرچیز درجای خود است.

2- اول فهمیدن بعد نقد کردن

بارها اتفاق افتاده که دو نفر با هم بحث می کنند و گوینده نظرات دیگری را به شدت نقد و نفی می کند. بعد از مدتی طرف مقابل با ناراحتی ابراز می دارد که اساسا" حرفش تفهیم نشده و آنچه ناقد محترم نقد می کند ربطی به دیدگاه وی ندارد. لذا برای باردوم شروع به توضیح نظرات ارائه شده خود می کند. بارها دیده ایم از یک جلسه سخنرانی، شنوندگان برداشت های مختلفی از سخنان خطیب می کنند. این امری طبیعی است، زیرا علاوه بر اینکه پیش فهم ها و پیشداوری های ما در فهم های امروزی و پسینی ما تأثیرگذاراست، واژه ها و مفاهیم یکسان نیز برای افراد مختلف می توانند معانی نسبتا" متفاوتی داشته باشند. این اتفاق طبیعی در یک جلسه شورا و در گفت وگوی میان اعضا هم همواره پیش می آید. بنابراین سازو کاری باید در پیش گرفت که گفت و گو روندی مثبت و سالم داشته باشد:

- به حرف های طرف مقابل گوش دهیم، نه به این منظور که پاسخ دندان شکنی به او بدهیم بلکه در وهله اول به منظور فهم آن.

-قبل از فکر کردن به پاسخ، به این فکر کنیم که مقصود گوینده چه بود و آیا ما درست منظور و اصل حرف او را درک کرده ایم؟ آیا آنچه من فهمیدم دقیقا" همان است که او می خواست بگوید؟

- قبل از اینکه شروع به پاسخگویی کنیم، یک بار آنچه از مجموع سخن او دریافته ایم برای او بازگو کنیم تا مطمئن شویم که منظور و مقصود وی را نسبتا" درک کرده ایم.

3- تفکر و تأمل

قبل از رد نظریات طرف مقابل بهتراست کمی تأمل کرد. این فرض را ولو محال برای خود بگذاریم که احتمال دارد نظر طرف مقابل درست باشد. اگر درست به نظر نمی آید، آیا هیچ نقطه مثبت و نیکویی هم در این نظریه نیست؟ اگر بناست نظریه او را رد کنیم، از کجا شروع کنیم و بر چه نکته ای تأکید کنیم بهتر است. اگر قبل از نفی و تخطئه نظر مقابل، نقاط قوت آن را هم بگوییم چه اتفاقی می افتد؟ آیا در تعدیل و احیانا" توجه بیشتر وی به نقاط ضعف نظرش تأثیر ندارد؟

4- پرسش

نقدها را می توان به سبک های مختلف مطرح کرد. بعضی با الفاظ تحقیرآمیز و طنز آلود نظریه ای را نقد می‌کنند، برخی توهین نمی کنند ولی نظریه طرف را سراسر منفی و مطلقا" نادرست معرفی می کنند. بطوری که طرف مقابل احساس می کند دیگر توضیح دادن و دلیل آوردن فایده ای نداشته و در تغییر نگرش رقیب تأثیری نخواهد داشت. بنابراین تنها کاری که وی می تواند انجام دهد شیوه ای متقابل است. این نوع گفت و گو معمولا" به سمت روکم کنی و نفی یکدیگر و کدروت می رود.

بهترین روش اینست که نقدها را به صورت پرسش مطرح کرد و از طرف توضیح خواست. در این رویه اولا" او به جای موضعگیری تلاش می کند مسأله را توضیح دهد. بنابراین روی پرسش ها فکر می کند. ثانیا" احساس می‌کند هدف رقیب تخریب وی نیست بلکه در صدد فهم مسأله است. این برخورد امکان تفاهم را افزایش می دهد.

5- سکوت و مهلت

پس از بیان نظرات و انتقادات بهتراست به طرف مقابل مهلت دهیم قدری با آرامش فکر کند و به پاسخگویی بپردازد. برخی بمحض اعلام مواضعشان، هماورد طلبیده و می خواهند هر چه زودترطرف مقابل تکلیف خود را روشن کرده و موضعگیری کند. درحالی که می توان به جای تشدید شتابزدگی در طرف مقابل، حتی اگر او خود برای پاسخگویی شتاب دارد، وی را دعوت به آرامش و قدری تأمل کرد. سکوت و توجه به گوینده و یادداشت کردن نکات مهم سخنان وی، به نوعی احترام به شخصیت اوست و برای سالم سازی محیط گفت وگو بسیار مفید و سازنده است.

6- تفاهم

طبعا" چنین گفت و گویی هر چه بیشتر به درازا کشد، به تفاهم و همدلی و همزبانی بیشتر نزدیک می شود. در این مسیر شورا برای هردو طرف گفت وگو نتایجی مثبت به ارمغان خواهد آورد. چه بسا ازخلال این گفت وگو ومشاوره نظر سومی حاصل شود که مکمل نظریات طرفین باشد. هرکس در گفت وگو با منتقد خود به ضعف ها و نارسائی نظریه خود پی برده و به انسجام و تبیین بالاتری از آن می رسد. حتی اگر به توافق و اشتراک نظر نرسیم، می دانیم اختلاف نظر برسرچیست. با آگاهی از نظریات یکدیگر و مشخص شدن مرز اختلاف، راه اندیشه ورزی بسته نخواهد بود.