Thursday, 21 September 2017
پنجشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۶
 

/ چقدر و چرا «اعطای آخرین فرصت به رقیب» ضرورت دارد؟! (قسمت دوم) -فرهاد جعفري

(لطفا نگوئید ساخت سیاسی در همه ی این سال ها بارها فرصت داشته است تا روش های خود را اصلاح کند. چون در این صورت از شما خواهم پرسید "کدام یک از این فرصت ها را مشخصآ و رسمآ؛ شما به او داده بودید؟!")

فرهاد جعفري

چقدر و چرا «اعطای آخرین فرصت به رقیب» ضرورت دارد؟! (قسمت دوم)


1)
مقدمه بخش نخست این یادداشت این بود:
در هنگام یک بازی سیاسی با رقیب خود؛ می توانید نهایتی و «موعدی برای خاتمه»ی آن متصور نباشید. آنقدر بازی کنید تا سرانجام یکی از بازیگران خسته شود و یا بر حسب اتفاق و به علل گوناگون؛ بازی را به دیگری واگذار کند.
چیزی که در نتیجه ی چنین شیوه ای از بازی از دست می دهید؛ عامل بسیار ارزنده و گران قیمتی مثل «زمان» است. ضمن آنکه «نیروی خود را نیز تحلیل می برید» و این فقط رقیب نیست که ممکن است از «کشدار بودن و خسته کننده شدن بازی» به تنگ آید و آن را به شما واگذار کند.
بلکه محتمل هم هست (و احتمال اش هم بیشتر است) که شما از این بازی بی نتیجه به تنگ آیید و قید بازی را بزنید. عطایش را به لقایش ببخشید و آن را به وقتی دیگر؛ مثلا هنگامی که تجدید قوا کرده باشید، موکول کنید. ( چون دموکراسی خواه بر خلاف اقتدارگرا؛ اصولا بی حوصله، و مایل است همه ی آن چیزهایی را که اقتدارگرا ظرف دهه ها تخریب کرده؛ ظرف مدت کوتاهی بازسازی یا اصلاح کند!)

2)
بر این مقدمه مایلم چیزهایی بیفزایم. از جمله اینکه با مشخص کردن موعدی برای خاتمه ی بازی در مرحله ی نخست اش :

الف/ از طریق «اعطای آخرین فرصت به رقیب»: به فاصله ی زمانی میان لحظه ای که «آخرین فرصت را اعطا میکنید» تا «لحظه ای که این فرصت به پایان می رسد» ارزش معناداری می بخشید که هر چه به روزها و دقایق آخر خود نزدیک تر می شود؛ معنا و ارزش بیشتری هم پیدا می کند.

این «معنا» و «ارزش اضافه» کمترین ربطی به اقدامات و عملیات شما در حین بازی در مدت مذکور ندارد. بلکه همه و همه از انتخاب تاکتیک «اعطای آخرین فرصت» ناشی می شود.
در این باره از دموکراسی خواهان باید پرسید: این ارزش افزوده و اضافه؛ چه آسیبی به بازی شما می زند که از داشتن آن، خود و جامعه را محروم می کنید؟!
(لطفا نگوئید ساخت سیاسی در همه ی این سال ها بارها فرصت داشته است تا روش های خود را اصلاح کند. چون در این صورت از شما خواهم پرسید "کدام یک از این فرصت ها را مشخصآ و رسمآ؛ شما به او داده بودید؟!")

ب / از طریق «اعطای آخرین فرصت به رقیب»: ناچار خواهید شد تا از هم اکنون نسبت به آنچه باید پس از اتمام مهلت انجام دهید یا هر تصمیم که باید اتخاذ کنید؛ فکر و برنامه ریزی کنید. و بدانید که در آن هنگام چه باید بکنید.
که البته می توانید «بسته به ضرورت های تاکتیکی» پیشاپیش رقیب تان را از تصمیمی که اتخاذ خواهید کرد مطلع کنید و از این طریق به او؛ نسبت به نتایج ادامه ی شیوه های غیرمنصفانه اش برای بازی هشدار دهید. همچنان که می توانید وی را از تصمیمی که اتخاذ خواهید کرد و رفتاری که در پیش خواهید گرفت؛ مطلع نکنید و او را در موضع ابهام و گمانه زنی قرار داده یا نگاه دارید.
که هر یک از این دو تاکتیک؛ منافع و معایب خود را دارند. اما هر کدام را که برگزینید؛ از برنگزیدن شان به مراتب بهتر است و شما را در موضع دست بالاتر قرار می دهد.

ج/ از طریق «اعطای آخرین فرصت به رقیب»: زمینه ی اخلاقی در پیش گرفتن «راهبردهای غیردوستانه تر» و سپس «غیردوستانه» را فراهم می کنید. بدین معنی که چنانچه رقیب از این آخرین فرصت اعطا شده به او استفاده نکرد؛ تماشاگران بسیاری را که در حد فاصل شما و رقیب تان قرار دارند متقاعد می کنید که «ناگزیر به انتخاب راهبرد غیردوستانه شده اید و رقیب راهی جز این باقی نگذاشته است».
و بدین ترتیب: همراهی و همدلی شان را جلب خواهید کرد و آنها را به حمایت و پشتیبانی از خود واخواهید داشت. حال آنکه چنانچه پیشتر، هیچ فرصت آخری به رقیب اهدا نکرده باشید؛ چندان معلوم نیست که «تماشاگران مردد» در این باره که باید راهبردهای سخت تری را در رقابت با رقیب در پیش گرفت «توجیه اخلاقی» شوند.

د / از طریق «اعطای آخرین فرصت به رقیب»: به فضای بینابینی خود و رقیب تان؛ التهاب مثبتی می بخشید که دمادم بر آن افزوده می شود. بدین ترتیب به بازی یکنواخت و کسل کننده ی تان با رقیب که برای مدت ها، بدون هر گونه نتیجه ی مشخصی ادامه داشته است؛ «شور و طراوت» تازه ای می بخشید و تماشاگران را به تعقیب و پیگیری آن وا می دارید.

ه / از طریق «اعطای آخرین فرصت به رقیب»: سطح بی پروایی سیاسی در جبهه ی خود را در اختیار دارید و مرحله به مرحله آن را افزایش می دهید و پیش می برید. که به خودی خود موجب می شود تا از یاس و انفعال ناشی از «توقف در یک نقطه» (هر چند که در انتهای خط رادیکالیسم سیاسی باشد. مثل راهکارهای بی ثمری چون رفراندم یا ...) در میان هواخواهان خود پیشگیری می کنید.

و / از طریق «اعطای آخرین فرصت به رقیب»: به تعبیر دیپلمات ها "حرف آخر را، همان اول نزده اید!". بدین ترتیب به رقیب تان فرصت و اجازه می دهید تا با اتخاذ رفتارهای خردمندانه، مانع از توسعه و گسترش «رادیکالیزم سیاسی در جبهه ی تماشاگران شما» شود.
به تعبیر دیگر: به او اجازه داده اید تا برای کسب محبوبیت در بین هواخوان شما و جلب رضایت آنان؛ اقداماتی را مرتکب شود که شما می خواهید!
حال آنکه اگر "حرف آخر را همان اول بزنید" ؛ هیچ منطقه ای باقی نمی ماند تا بر سر آن بازی تازه ای در بگیرد. که آن بازی تازه؛ بازی شماست و نتیجه ی آن هم از پیش به سود شمارقم خواهد خورد.

ز/ از طریق «اعطای آخرین فرصت به رقیب»: به شانس «ارتقاء معنوی رقیب» تان مجال بروز داده اید. به ترتیبی که؛ چنانچه از فرصت اعطا شده سود ببرد و خود را با خواست و اراده ی شما همسو کند، او را بالا کشیده و در طراز خود قرار می دهید.

ح / از طریق «اعطای آخرین فرصت به رقیب»: چنانچه پیشنهاد شما را نپذیرد و آن را رد کند؛ او مسئول هر واقعه ی ناخوشایندی شمرده خواهد شد که پس از اتمام مهلت داده شده رخ خواهد داد.
در این زمینه نکته ی مهم آن است که رقیب بیش از آنکه توسط تماشاگران تقبیح شود و مسئول شناخته شود، توسط کسانی که در صف خود او ایستاده اند و منافع خود را در نتیجه ی بازی بد او در خطر می بینند، سرزنش خواهد شد.
بدین ترتیب؛ در هر هنگام از پس اتمام مهلت، به احتمال پذیرفته شدن پیشنهاد خود در صف رقبا به نحو قابل ملاحظه ای خواهید افزود.

3)
اعطای«آخرین فرصت به رقیب برای بازی منصفانه» واجد مزایا و منافع دیگری هم هست. اما اگر بخواهید قانع شوید؛ همین اندازه هم که برشمردم، کافیست. اگر هم «نخواهید قانع شوید» ؛ از دست چه کسی کاری ساخته است؟!
در این فرض آخر: تصمیم خود را گرفته اید و دیگر نمی شود کاریش کرد!
متاسفانه!

--------------------------------------------------------------------------------

لينك يادداشت : www.goftamgoft.com/note_view.php?item_id=4