Friday, 22 September 2017
جمعه ۳۱ شهريور ۱۳۹۶
 

جامعه مدنی ایرانی: گذار به کدام سو / سهراب رزاقی

جامعه مدنی دست‌كم در يكصد سال گذشته برای رهایی از توسعه نیافتگی ، دل‌مشغولي انديشه‌سوز/ ساز فعالان مدنی ايراني بوده است. بسياري از كشاكش‌هاي نظري و پیکارهای سیاسی - اجتماعی تند و تيز اين دوران، از «انقلاب مشروطه» تا « نهضت ملی نفت » ،از « تجدد پهلوی » تا « انقلاب اسلامي »

جامعه مدنی ایرانی: گذار به کدام سو
سهراب رزاقی

يكشنبه 22 ژوئيه 2007

سهراب رزاقی – دکترای علوم سیاسی و پژوهشگر

جامعه مدنی دست‌كم در يكصد سال گذشته برای رهایی از توسعه نیافتگی ، دل‌مشغولي انديشه‌سوز/ ساز فعالان مدنی ايراني بوده است. بسياري از كشاكش‌هاي نظري و پیکارهای سیاسی - اجتماعی تند و تيز اين دوران، از «انقلاب مشروطه» تا « نهضت ملی نفت » ،از « تجدد پهلوی » تا « انقلاب اسلامي » و...، همه جزيي از تلاش در جهت تاسیس، تحکیم ، دگرگون كردن، تعديل و يا حتي تعطيل جامعه مدنی بوده‌اند. از آن زمان تا کنون كه جامعه مدنی در سپهر انديشه و عمل فعالان مدنی اين سرزمين مجالي براي طرح يافت،در برخی از لحظه ها با پویایی و شادابی و در سال های بسیاری با سکون و رکودهمراه بوده است.

اما دردودهه اخیر جامعه ايراني با پايان جنگ تحميلي عراق و ايران، فروكش كردن هيجان‌هاي انقلابي، افول پوپوليسم، غيرايدئولوژيك شدن جامعه و مسلط شدن گفتمان توسعه، همگام با تحولات جامعه جهاني وموج سوم دموکراسی ، شاهد بازگشت دوباره اماآرام جامعه مدني بوده است، گرچه اين بازگشت در سال‌هاي اوليه بسيار كم‌خون ، نحيف و هدایت شده بود، ولي با انتخابات رياست جمهوري در دوم خرداد1376 و آغاز دوران آزادسازي سياسي به‌رغم محدوديت‌ها و تنگناها و وجود كانون‌هاي مقاومت، فرصت‌هاي مناسبي فراروي گروه‌هاي اجتماعي قرار گرفت تا خود را در قالب سازمان‌هاي جامعه مدني سامان دهند. در اين سال‌ها، سازمان‌هاي جامعه مدني از رشد، تنوع و تكثر نسبتا چشمگير برخوردار بوده، افت‌وخيزهاي پردامنه‌اي را تجربه كرده و در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي ظهور و بروز داشته‌اند، به نحوي كه اين سال‌ها (1382-1368) را مي‌توان دوران "تاسيس سازمان‌هاي جامعه مدني" در ايران پسا انقلابی ناميد. سازمان‌هاي جامعه مدني، اكنون با پشت‌سر گذاشتن دوران تاسيس وارد مرحله "گذار" شده‌اند. اما در مراحل ابتدایی گذار يكي از موضوعاتي كه آينده سازمان‌هاي جامعه مدني را تحت تاثير قرار داد انتخابات رياست جمهوري سال 1384 و به قدرت رسيدن يك طبقه جديد سياسي در ايران بود، اتفاقي كه باعث بازگشت دوباره پوپوليسم به عرصه اقتصاد، سياست ، مسلط شدن گفتمان ايدئولوژيك ، به حاشيه راندن طبقه متوسط فرهنگي و...شده است. با روي كار آمدن دولت نهم و اعمال برخي سياست‌ها ی محدود سازی وسیاست جایگزینی در دو سال اخیر، عرصه جامعه مدنی با انسداد وانقباض مواجه شده ا‌ست. دولت نهم به جامعه مدنی به مثابه اسب تروا می نگرد،آنان جامعه مدنی را پروژه غرب بویژ ه آمریکا برای بر اندازی نرم وانقلاب مخملی در جامعه ایرانی می دانند به همین دلیل بدبینانه به اهداف و فعالیت های سازمان های جامعه می نگرند. آنان معتقدند در غیاب جامعه سیاسی ،تحولات اجتماعی آینده جامعه ایرانی رقم خواهد زد.

از اینرو برای خنثی کردن سناریوی انقلاب مخملی درایران اقدامات زیر را در عرصه جامعه مدنی در دستور کار خود قرار داده اند :

محدود کردن فعالیت سازمانهای جامعه مدنی از طریق ندادن مجوز تاسیس و فعالیت ، بازنگری در قوانین و مقررات ، قطع یارانه ها و ...
ایجاد رعب ، وحشت و دستگیری و بازداشت فعالان جامعه مدنی و بالا بردن هزینه فعالیت در عرصه جامعه مدنی
سوق دادن سازمانهای جامعه مدنی به سوی کارهای خدماتی ،امدادی و خیریه ای
سیاست تقویت نهادهای مذهبی و GOCSOها در مقابل جامعه مدنی مستقل
تلاش برای قطع ارتباط بین سازمانهای جامعه مدنی ایرانی و بین المللی
مداخله در امور و اداره سازمانهای جامعه مدنی و شبکه های همکاری
تلاش برای سرکوب و محدود کردن فعالیت سازمانهای جامعه مدنی مستقل از طریق پلمپ وانحلال آنها
....

در چنین شرایط پر مخاطره ای برخي از فعالان مدنی عرصه جامعه مدني رها کرده و به عرصه‌هاي دیگر نقل‌مكان نموده اند. عده‌اي ديگر نيز سياست‌ صبر و انتظار پيشه كرده‌اند و در حال حاضر فعاليت كمرنگي در عرصه جامعه مدني دارند، برخي هم خود را با سياست‌هاي جديد تطبيق داده و تلاش مي‌كنند طبق دستور كارهاي جديد دولت عمل كنند، تعدادي محدودی نيز همچنان به رغم محدوديت‌ها به صورت مستقل به فعاليت خود ادامه مي‌دهند.

اما در شرایط کنونی يكي از مهم‌ترين پرششها ی فراروی فعالان واصحاب جامعه مدنی، آنست که گذار جامعه مدنی در شرایط پر مخا طره محیطی به کدام سو است ؟ در وضعیت کنونی چند گزینه قابل تصور است :

گزینه یک: تحکیم و نهادینه شدن، وضعيتي است كه سازمان‌هاي جامعه مدني به عنوان يك بازيگر اصلي در جغرافياي جديد قدرت، ايفاي نقش مي‌كنند و به عبارت ديگر نقش و جايگاه آنان در هندسه قدرت، تثبيت و يكي از اركان مهم توسعه و دموكراسي پايدار قلمداد مي‌شوند، آنچنانكه بازيگران ديگر جغرافياي قدرت، قادر به نادیده گرفتن و حذف آنها نباشند.

گزینه دو:جوانمرگی جامعه مدنی ، وضعیتی است که سازمان های جامعه مدنی به عنوان یک بازیگر از جغرافیای قدرت حذف می شوند و اجازه ایفای نقشی در عرصه اجتماعی به آنان داده نمی شود و تمامی دستاوردهای گذشته جامعه مدنی نیز از بین می رود..

گزینه سوم: جامعه مدنی محدود و هدایت شده، وضعیتی است که جامعه مدنی به مثابه یک نیروی اجتماعی حذف و تنها به عنوان یک ابزار تکنیکی در امور خیریه ای، امدادی و رفاهی در جامعه ایفای نقش می کنند جامعه مدنی به حیات گیاهی خود تداوم می بخشد و جامعه مدنی کاغذی وجود خواهد داشت اما نفش موثری در عرصه اجتماعی ایفا نمی کنندتنها نقش تزیینی در روابط و مناسبات اجتماعی دارند

در شرایط کنونی يكي از مهم‌ترين موضوعاتي كه آينده و سمت وسوی گذار سازمان‌هاي جامعه مدني ایرانی را رقم میزند توانایی دست اندرکاران، فعالان و رهبران سازمان‌هاي جامعه مدني در" مدیریت تغییر ومدیریت برای تغییر" است این امر زمانی ممکن است که آنان تحلیل مشخصی از توانایی ، شرایط و وضعیت سازمان‌هاي جامعه مدني ، محیط بیرونی ، کانونهای مقاومت و... داشته باشند وقادر باشند براي گذار موفقيت‌آميز آنان استراتژی مشخصی را تدوین کنند، اعضاءو ساير شبکه های همکاری را حول آن استراتژی مشخص سامان داده و از هرگونه فرقه‌گرايي و انحصارگرايي پرهيز كنند.عمل سازمان‌هاي جامعه مدني در این دوران همانند حرکت در دریایی طوفانی است، دریایی پر مخاظره و غیر قابل پیش بینی.از اینرو دست اندرکاران، فعالان و رهبران سازمان‌هاي جامعه مدني ایرانی باید بیاموزند و بیاموزانندکه چگونه در این دریای مواج وطوفانی مسیر خود را بیابند ضعف ها را تبدیل به نقاط قوت کنند. تهدیداتی را که آنان با آن روبرو می شوند را تاحد ممکن شناسایی نموده و تلاش کنند تا آنان را تبدیل به فرصت کنندو ابزارهای را جهت دریانوردی در این دریای پر مخاظره ابداع کنند.

مهم‌ترين هدف استراتژيك اصحاب و فعالان جامعه مدني در شرايط پر مخاطره كنوني تحکیم جامعه مدني پويا، شاداب، توسعه‌گرا و دمكراتيك و جلوگيري از جوانمرگي آن است. این امر ممکن نیست مگر باداشتن استراتژی وبرنامه عمل.

پاس