Sunday, 19 November 2017
يكشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
 

آسیب شناسی جامعه مدنی در ایران امروز / گفتگو شهروند امروز با دکتر حسین قاضییان

از حيث ساختاري براي طي كردن فرآيند دموكراتيزاسيون چاره‌اي جز تقويت نهادهاي جامعه مدني و پاسخگو كردن دولت نداريم. تنها اين نوع رابطه است كه از لحاظ ساختاري دموكراسي را قوام و دوام مي‌بخشد. وقتي مي‌توانيم از يك دموكراسي كم‌وبيش مستحكم صحبت كنيم كه رابطه ساختاري مناسبي ميان دولت وجامعة مدني وجود داشته باشد در غير اين صورت تنها داريم از دموكراسي در مفهوم محدود سياسي آن و تقسيم منابع ميان نخبگان حكومتي صحبت مي‌كنيم. چرا كه جامعة مدني در واقع عمق اجتماعي استراتژيك دموكراسي محسوب مي‌شود. در هر حال به نظر من باتوجه به مجموع شرايط، هدف‌هاي دموكراتيك در ايران بسيار دور از دسترس هستند. يكي از دلايل آن هم البته مي‌تواند فقدان سنن و فرهنگ دموكراتيك در ايران باشد. مثلا وقتي به تجربه‌هاي دموكراتيزاسيون در جامعه‌هاي ديگر نگاه مي‌كنيم، مي‌بينيم در جريان گذار به دموكراسي بايد دو مرحله را از هم تفكيك كرد. يكي عبور از وضعيت خودكامه يا اقتدارگرا، و ديگري تحكيم و تثبيت دموكراسي. گذار از اقتدارگرايي و خودكامگي مترادف با استقرار دموكراسي نيست. براي استقرار دموكراسي به چيزهاي بسيار بيشتري نياز است. نمونة روشنش كشورهاي جدا شده از اتحاد شوروي كه گرچه از حكومتي خودكامه رهيدند اما هيچكدام به دموكراسي نرسيدند. به اين علت ظاهرا ساده كه سنن و فرهنگ دموكراتيك و نهادهاي جامعه مدني در اين كشورها قوي نبود. اما در كشورهايي چون مجارستان، چك، اسلواكي يا لهستان به علت ريشه‌دار بودن نهادهاي مدني و قوي بودن فرهنگ و سنن دموكراتيك، دموكراسي بهتر مستقر شد. در جامعه ما سنن دموكراتيك نه تنها ضعيف‌اند بلكه فرهنگ و ارزش‌هاي دموكراتيك هم نحيف‌اند و دشمناني قدّار دارند.

گفت‌وگو با دكتر حسين قاضيان

گفت‌وگو با حسين قاضيان غروب يكي از همين روزهاي پاييزي انجام شد، در منزل جامعه‌شناس و در محاصره انبوه كتاب‌هاي او و نور شمعي در گوشه ديوار كه گهگاه سايه مي‌انداخت و رفت و آمد كوتاه ذهن را موجب مي‌شد. آسيب‌شناسي عملكرد دولت اصلاحات در مواجهه با نهادهاي مدني را با حسين قاضيان به بحث نشستيم و نقدهاي اصولي او به كاستي‌هاي روند دموكراسي در ايران را شنيديم. گفت‌وگو كه به پايان رسيد، يك نتيجه ملموس به دست آمده بود و آن فاصله زيادي است كه تا رسيدن به «جامعه مدني» درپيش داريم....

براي شروع بحث بهتر است سازوكار رابطه جامعه مدني و حيطه سياسي را بررسي كنيم.اصلاح‌طلبان قريب به ده سال قبل شعار فشار از پايين و چانه زني در بالا را مطرح كردند. آيا ابزار فشار از پايين چيزي متفاوت از نهادهاي مدني و جامعه مدني مي‌تواند باشد؟آيا اصلاح‌طلبان با بي‌توجهي و اصل قرار ندادن تقويت و توسعه نهادهاي مدني، به واقع شعار خود يعني فشار از پايين و چانه زني در بالا را بلاموضوع نكردند؟

وقتي يك جامعه به سمت دموكراتيك شدن پيش مي‌رود، تقاضاهايي در عرصه اجتماعي شكل مي‌گيرد كه عرصه سياسي بايد پاسخگوي آن باشد. اين تقاضا‌ها د�%