Friday, 22 September 2017
جمعه ۳۱ شهريور ۱۳۹۶
 

در استقبال از تشكيل شوراي ملي صلح / عيسي سحرخيز

جبهه اي همه جانبه اما هم جهت كه پايه هاي خود را بر روي دوش حركت هاي پيشين شخصيت هاي حقيقي و ‏حقوقي طرفدار صلح، دمكراسي، توسعه و حقوق بشر- درقالب ها و هويت هاي فردي يا جمعي- مي گذارد تا ‏از نقطه اي رفيع تر و شرايطي مستحكم تر، پيگير و پاسدار منافع ملي و مصالح بين المللي ايران باشد. نه تنها ‏تبديل به سد سديدي در برابر جنگ طلبان و فرياد بلندي ضد تحريم گران گردد، بلكه نارضايتي ملت ايران را ‏از شرايط تحميلي "نه جنگ و نه صلح" بيان دارد؛ نه تنها فرياد رساي ناخشنودي ايرانيان از وقوع جنگ و ‏خونريزي باشد، بلكه پژواك بلند ناخرسندي آنان از بروز درگيري و خشونت داخلي باشد.

در استقبال از تشكيل شوراي ملي صلح
عيسي سحرخيز ‏ Aftab_iran@yahoo.com - سه شنبه 18 تیر 1387 [2008.07.08]

اولين گام اساسي براي تاسيس و تشكيل "شوراي ملي صلح" درشرايطي روز پنج‌شنبه برداشته شد كه سياست ‏‏"تهديد و تحبيب" كشورهاي غربي، به ويژه آمريكا، با دو رويكرد با ظاهر متضاد، اما با هدفي واحد - كنار ‏گذارده شدن برنامه غني سازي انرژي هسته اي ايران- اين روزها هرچه بيشتر در فضاي افكار عمومي جلوه ‏گر است. ‏

از يك سو، روزي نيست كه صداي طبل جنگ از داخل و خارج شنيده نشود و بحث حمله نظامي گسترده يا ‏محدود اسرائيل يا آمريكا به گوش نرسد يا برنامه هاي واكنشي يا پيشگيرانه فرماندهان نظامي ايران مطرح و ‏اعلام نگردد و از سوي ديگر، مذاكره كنندگان حرفه اي يا مقام هاي ديپلماتيك دو طرف بذر اميدي در دل ‏صلح خواهان نپاشند كه بالاخره بن بست مذاكرات شكسته شده و امكان رسيدن به يك توافق بنياني در ‏چارچوب "تلفيقي از بسته هاي پيشنهادي" فراهم آمده است. فضايي دوگانه كه هرچند چراغ اميد را در دل ‏ملت روشن نگاه مي دارد، اما چندان موجب باز شدن قفل بسته ي امور سياسي- اقتصادي ايران و گردش ‏طبيعي كار و تجارت نمي گردد؛ و هرچند كه فضاي بيم را دامن مي زند، اما امور روزمره ي كار و زندگي ‏ايرانيان را چندان مختل نمي كند.‏

در اين فضاي شك و ترديد است كه پس از هشت ماه تلاش "كميته موقت صلح"، بالغ بر 70 كنشگر اجتماعي ‏و فعال سياسي و مطبوعاتي، اعم از نويسنده و شاعر و هنرپيشه و كارگردان به همراه نمايندگان تشكل هاي ‏كارگري، فرهنگي، دانشجويي و دانشگاهي در كنار نمايندگان حقوقدانان و وكلا و احزاب و گروه هاي سياسي ‏تلاشي عملي را آغاز كردند و بيش از 50 تن از آنان در تاريخ سيزدهم تيرماه 87 دور هم گرد آمدند تا ‏گسترده ترين نهاد جامعه مدني ايران را در غالب فراگيرترين جبهه ي صلح خواهي ملت رسما پايه ريزي ‏كنند.‏

جبهه اي همه جانبه اما هم جهت كه پايه هاي خود را بر روي دوش حركت هاي پيشين شخصيت هاي حقيقي و ‏حقوقي طرفدار صلح، دمكراسي، توسعه و حقوق بشر- درقالب ها و هويت هاي فردي يا جمعي- مي گذارد تا ‏از نقطه اي رفيع تر و شرايطي مستحكم تر، پيگير و پاسدار منافع ملي و مصالح بين المللي ايران باشد. نه تنها ‏تبديل به سد سديدي در برابر جنگ طلبان و فرياد بلندي ضد تحريم گران گردد، بلكه نارضايتي ملت ايران را ‏از شرايط تحميلي "نه جنگ و نه صلح" بيان دارد؛ نه تنها فرياد رساي ناخشنودي ايرانيان از وقوع جنگ و ‏خونريزي باشد، بلكه پژواك بلند ناخرسندي آنان از بروز درگيري و خشونت داخلي باشد.‏

نگاهي كه در پيام سعيد حجاريان به عنوان فردي كه سال هاست آثار خشونت و نفرت را بر جسم و جان ‏خويش دارد، تبلور يافته است: " از آنجائيكه در وضعيت كنوني حاكم بر كشور ايران هر اقدامي در جهت ‏جلوگيري از تعميق نفرت و بروز خشونت و درگيري داخلي، و وقوع جنگ و برخورد نظامي نيكو، و هر ‏عملي در مسير حل منازعه و مناقشه و گذر از وضعيت "صلح مسلح" به "صلح پايدار" و برقراري آرامش و ‏امنيت مفيد به حال جامعه است، به عنوان فردي كه را بر جسم و جان خويش دارم، از اين حركت پسنديده ‏استقبال مي كنم".‏

يا بياني كه به گونه اي ديگر در سخنان هاشم آقاجري جانباز و قرباني جنگ تحميلي عراق عليه ايران جلوه ‏گر شده است: "ملت‌ها هيچ وقت با هم نمي‌جنگند. جنگ‌ها بين دو طرفي است كه نمي‌دانند براي چه مي‌جنگند. ‏جنگ‌ها را كساني اداره مي‌كنند كه پشت‌سر ملت‌ها قرار مي گيرند... اگر ملت‌ها فريب نخورند و پياده‌ نظام ‏جنگ نشوند،‌ صاحبان قدرت و سرمايه هيچگاه قادر نخواهند بود جنگ‌افروزي كنند‏‎…‎‏ شرايط امروز ما ‏آثارش كمتر از جنگ نيست. جنگ گرسنگي، فقر، فحشا، دزدي و ناامني ايجاد مي‌كند، مگر امروز طبقات ‏فرودست جامعه درگير با گرسنگي نيستند، مگر شاهد فقر و فحشا و... در جامعه نيستيم؟"‏

اين ها نمونه هايي از ديدگاه ها و مواضعي است كه طي سال هاي گذشته به كرات در سخنراني ها و مقالات يا ‏بيانيه هايي گوناگوني كه امضاي صدها فعال سياسي و كنشگرجامعه مدني را در پاي خود داشته - اكنون ‏جمعي از آنها در جايگاه هيات موسس، و حتما فردا جمعي وسيعتر و گسترده تر به عنوان اعضاي "شوراي ‏ملي صلح" شناخته خواهند شد- تبيين شده است. همانگونه كه پيش تر نيز مادران صلح" در دو بيانيه ي "ضد ‏جنگ" خود، دلمشغولي ها و نگراني هاي خويش را از بروز جنگ و وقوع خونريزي بيان داشتند. و يا در ‏آخرين مورد، هفته ي پيش جمعي از پژوهشگران و استادان دانشگاه به صراحت اعلام كردند: "دانشگاهيان با ‏آگاهي بر آثار و پيامدهاي شوم جنگ فرساينده ي تحميل شده بر ايران از سوي رژيم ديكتاتوري عراق که با ‏حمايت قدرت هاي بزرگ آغاز شد؛ نسبت به بروز جنگي جديد ابراز بيزاري مي کنند. از اين رو، دانشگاهيان ‏احتراز از جنگ را با حفظ عزت و شرافت کشور ضروري و تلاش براي جلوگيري از وقوع جنگي ديگر را ‏وظيفه ملي خود مي دانند. دانشگاهيان با بکار گيري و تشديد تحريم هاي اقتصادي و تداوم شرايط "نه جنگ و ‏نه صلح" مخالف اند و خواستار صلحي پايدار هستند. بر اين اساس، دانشگاهيان ايران از تمامي فعالان و ‏جنبش هاي صلح طلب جهان مي خواهند که مخالفت خود را با دخالت هاي نظامي و توسعه طلبي هاي جنگ ‏افروزان اعلام دارند و در چارچوب يک ائتلاف فراگير و همه جانبه بر ضد جنگ و در راه برقراري و تثبيت ‏صلحي پايدار در منطقه تلاش كنند".‏

درخواستي كه نمايندگان جامعه ي صلح طلب آمريكا، سريع و روشن از زبان بانوي صلح اين كشور به آن ‏لبيك گفتند و در پيام همتاي ايراني شيرين عبادي، خانم "جودي ويليامز" برنده ي جايزه ي صلح نوبل آمريكا، ‏به نخستين نشست "شوراي ملي صلح" متبلور شد: "هرگونه حمله نظامي به كشور ايران از جهت سياسي، ‏اقتصادي و بشردوستانه نتايج زيانباري هم براي مردم ايران و هم براي مردم آمريكا دربرخواهد داشت‏‎.‎‏ حمله ‏نظامي باعث خواهد شد تا وضعيت مدافعان حقوق‌بشر و فعالان اجتماعي و حقوق زن در ايران بدتر شود.‏‎ ‎در ‏حالي كه خطر جنگ قريب‌الوقوع است، حمايت جامعه بين‌المللي از شوراي ملي صلح در ايران و جنبش ‏صلح‌طلبي در ايران در قبال جنگ‌افروزان داخلي و خارجي ضرورت دارد تا صداي آنان رساتر به گوش ‏جهانيان برسد‏‎.‎‏"‏

هر چند كه ايرانيان از موضع نااميدي تاريخي ضرب المثل هاي فراواني چون "با يك گل بهار نمي شود" و ‏‏"يك دست صدا ندارد" را در فرهنگ خويش نهادينه كرده اند، اما اين يك روي سكه بوده است، چون همان ها ‏اميد را هم به جلوه هاي ديگر به نمايش گذارده اند كه "پايان شب سيه سفيد است" يا "اندك اندك جمع گردد ‏وانگهي دريا شود". ‏

اكنون آن اندك اندك ها، آن صداهاي پراكنده، آن قطره قطره هاي صلح خواهي ملت ايران به هم پيوسته و رود ‏كوچكي شده و جريان يافته است. از اين رو، وظيفه ي تك تك و فرد فرد ماست كه آن را به دريايي خروشان ‏تبديل كنيم. دريايي كه بر نيلگون آن مي تواند زورق هاي صلح خواهي و انسان دوستي و حقوق بشر روان ‏شود و هر كس در حد و توان خود گوشه هايي از ماموريت هاي "شوراي ملي صلح " را به سر منزل مقصود ‏رساند. چه فرق مي كند كه تلاش براي گذار از شرايط "نه صلح و نه جنگ" و منازعه به وضعيت صلح ‏پايدار" باشد؛ يا "ترويج و تقويت فرهنگ انسان‌دوستي، صلح‌طلبي و حقوق بشر در ايران"؛ "بسيج كليه منابع ‏و امكانات براي ايجاد و تحكيم صلح و‏‎ ‎حمايت از شخصيت‌هاي حقيقي و حقوقي صلح‌طلب" باشد يا "همكاري ‏با صلح‌خواهان جهان براي جلوگيري از تحميل جنگ، از سوي دو طرف منازعه، به ملت ايران"؛ و يا ‏بالاخره، "تلاش براي ايجاد همگرايي و ائتلاف بين نيروهاي اجتماعي صلح‌طلب ايران، مخالف جنگ ‏افروزان داخلي و خارجي".‏
‏ ‏