سنجش خرد ناب
ntragstext
FettKursivUnterstrichenLink einfügenEmail-Link einfügenZitatDatei hochladen
* پرسش مهم سنجش خرد ناب این است که سرچشمهی تضادِ آشکارا ژرف و ريشهداری که در انديشيدنِ انسان جای دارد، در کجاست و چگونه میتوان آن را حل کرد؟
* به نظر کانت حل تضادِ آنتینوميک ضروری است، زيرا در غير اين صورت خردِ انسانی يا به شکّاکيّت بیدرمان و سازشناپذير دچار میشود و يا در جهلی جزمی پا برجا میماند.
* کانت در تمهيدات اشاره میکند که شکِ شناختشناسانهی پيگيرِ هيوم بود که او را از "چُرت جزمی" بيدار کرد.
* برنهادِ کانت اين است که هر دو "شاخه"یِ شناخت انسانی، يعنی نگرش (= شهود) و مفهوم، شرطهای کافی و ضروری، و امکانِ دانشِ عينی را فراهم میآورند.
* کانت در نظريهی شناختِ تجربی میپرسد که "داوریهای همنهادیِ پيشين (= احکام تأليفیِ ماتقدم) چگونه ممکن اند؟"
* وی در"ديالکتيک استعلايی" برای موضوعات کهنِ متافيزيک سنتی – يعنی خدا، اختيار و ناميرايی - کارکردی نوين و نظامبخش در سامان تفکر انسانی در نظر میگيرد: به نظر او اين موضوعات سنتی نمیتوانند اعيان یا برابرايستاهای شناخت ما باشند، بلکه تنها میتوانند "ايدههای تنظيمیِ" راهنمایِ نظریِ ما در جهان به شمار روند.
* تاريخ فلسفهی اروپايی و آمريکايی پس از کانت را بدون اغراق میتوان بازنمايیِ سنجش خرد ناب
بِركه سايت كوچكى است كه مىكوشد، به قدرِ وُسع و هِمّت، نوشتارهاى فلسفى را گِرد آورد، شايد كه تشنهاى را تشنه تر كند، زيرا تلاش بر فزودن تشنگى به پرسش و دانايى است، نه فرونشاندن آن. مقالاتِ فلسفى نخست در خانه گِرد مىآيند، سپس به گنجه مىروند. كوچه محل خبراست. آنچه در پَسْخانه مىآيد، پَرِ كاهى است در ميان بادها، تقلايى است به تمنّاى بيدارى.
شمارهی ۶: سنجش خرد ناب
ترجمهی فارسی سنجش خرد ناب به قلمِ دکتر ميرشمسالدین اديب سلطانی (بخشی از پيشگفتار مترجم بر چاپ سوم)
مقالهی دانشنامهی ويکیپديا در بارهی
سنجش خرد ناب به زبانهای
آلمانی، انگليسی و فرانسوی
Immanuel Kant
Kritik der reinen Vernunft
متن اصلی سنجش خرد ناببه زبان آلمانی
فرهنگ بزرگ آثار فلسفی:
سنجش خرد ناب
* پرسش مهم سنجش خرد ناب این است که سرچشمهی تضادِ آشکارا ژرف و ريشهداری که در انديشيدنِ انسان جای دارد، در کجاست و چگونه میتوان آن را حل کرد؟
* به نظر کانت حل تضادِ آنتینوميک ضروری است، زيرا در غير اين صورت خردِ انسانی يا به شکّاکيّت بیدرمان و سازشناپذير دچار میشود و يا در جهلی جزمی پا برجا میماند.
* کانت در تمهيدات اشاره میکند که شکِ شناختشناسانهی پيگيرِ هيوم بود که او را از "چُرت جزمی" بيدار کرد.
* برنهادِ کانت اين است که هر دو "شاخه"یِ شناخت انسانی، يعنی نگرش (= شهود) و مفهوم، شرطهای کافی و ضروری، و امکانِ دانشِ عينی را فراهم میآورند.
* کانت در نظريهی شناختِ تجربی میپرسد که "داوریهای همنهادیِ پيشين (= احکام تأليفیِ ماتقدم) چگونه ممکن اند؟"
* وی در"ديالکتيک استعلايی" برای موضوعات کهنِ متافيزيک سنتی – يعنی خدا، اختيار و ناميرايی - کارکردی نوين و نظامبخش در سامان تفکر انسانی در نظر میگيرد: به نظر او اين موضوعات سنتی نمیتوانند اعيان یا برابرايستاهای شناخت ما باشند، بلکه تنها میتوانند "ايدههای تنظيمیِ" راهنمایِ نظریِ ما در جهان به شمار روند.
* تاريخ فلسفهی اروپايی و آمريکايی پس از کانت را بدون اغراق میتوان بازنمايیِ سنجش خرد ناب دانست که در ايدهآليسم آلمانی و نوکانتيسم به اوج خود میرسد.
* هايدگر از سنجش خرد ناب برداشت ديگری دارد. وی وزن کار را بيشتر بر جنبهی هستیشناختی و انسانشناختی میگذارد: در خوانش او، سنجش خرد ناب گامی در راستای فلسفهی کرانمندیِ هستیِ انسانی است.
راهنمای مطالعهی سنجش خرد ناب
رالف لودويگ
ترجمهی رحمان افشاری
کسی که مايل است، لازم است يا حتی مجبور است اصل کتاب سنجش خرد ناب، این شاهکار کانت را بخواند، کتاب حاضر را راهنمايی سودمند خواهد يافت در ورود به متنی جذاب اما نه چندان آسان فهم. اين کتاب، شما را با خوانندهای پرتجربه همسفر خواهد کرد که دشواری راه را بر شما هموار میکند، گام به گام با اصطلاحات ويژهی کانت آشنايتان میسازد؛ تا در پاياﻥ راه قادر شويد اين اثر سترگ کانت را خود به دست گيريد و آن را با لذت و بهرهی فراوان بخوانيد و بفهميد. گزیدهای از متن کتاب
کتابی برای فهم فلسفهی کانت
خسرو ناقد
علاقهمندان و خوانندگان آثار فلسفی بیترديد کتاب "سنجشِ خرد ناب"، شاهکار بزرگ ايمانوئل کانت، فيلسوف نامدار آلمانی را میشناسند. اين اثر کانت اما بهپيچيدگی و دشواری شهره است. به تازگی کتابی در ايران ترجمه و منتشر شده است که خواننده با مطالعه آن و با اندک تلاشی میتواند بر بسياری از مشکلات اين اثر کانت فائق آيد. لینک مقاله
آنتی نومی خرد ناب
لوییز وایت بک
ترجمهی مهبد ایرانیطلب
کانت آنتی نومیِ (Antinomie=Antinomy) خرد ناب را «بی همتاترین پدیدار خرد انسانی» میخواند و از آن در مقام «عاملی بس نیرومند برای بیدار کردن فلسفه از خواب جزمی و تحریک آن به بر عهده گرفتن وظیفهی دشوار نقد خودِ خرد» ستایش میکند (پیشگفتار). گمان بر این است که کشف آنتی نومی نقش تعیین کنندهای در تحول تفکر کانت از مرحلهی پیش از نقدی به مرحلهی انتقادی، در حدود سال ۱۷۷۰ ایفا کرده باشد.
تفسیر هایدگر از کانت
مقايسهی تفسيرهای آنتولوژيك [= وجودشناختی]
با تفاسير اپيستمولوژيك [= معرفتشناختی]
متن سخنرانی دکتر بيژن عبدالکريمی
*
بیترديد اگر کتاب نقد عقل محض (= سنجش خرد ناب) نوشته نشده بود، كتابی مثل وجود و زمان هایدگر شكل نمیگرفت. انقلاب كپرنيكی كانت و بصيرت بنيادينی كه در كتاب نقد عقل محض نهفته است با هايدگر به نهايیترين مرزهای خود میرسد.
*
اكثر قريب به اتفاق تفسيرهايی كه از كانت صورت گرفته تفسيرهای اپيستمولوژيك است. به اين معنا كه كتاب نقد عقل محض كانت را مهمترين كتاب معرفتشناسی تاريخ تفكر غرب يا لااقل تاريخ تفكر دورهی جديد تلقی كردهاند و معتقدند مهمترين مسئله اين كتاب تعيين حدود و ثغور معرفت است. اما هايدگر تفسيری كاملاً مغاير از این کتاب ارائه میدهد. او معتقد است نقد عقل محض مهمترين كتاب آنتولوژيك دورهی جديد است.
*
يكی از دشوارترين قسمتهای كتاب نقد عقل محض، بحث شماتيسم است. كانت در اين بحث میكوشد نشان دهد چگونه مقولات با عنصر زمان پيوند دارند. هايدگر معتقد است شاكلهسازی (شماتيسم) قلب كتاب نقد عقل محض است و بين اين بحث (شاكلهسازی) كه بحث از رابطه زمان و مقولات است (مفاهيم آنتولوژيك و فهم وجود) با فهم وجود ارتباط وجود دارد.
*
تفسيرهای اپيستمولوژيك بيشتر به ويرايش دوم این کتاب توجه دارند. اما تفسیر هایدگر بیشتر به ویرایش اول نقد عقل محض توجه دارد. در حقيقت تفسير هايدگر از نقد عقل محض تفسيری object center است نه تفسيری subject center.
*
در تفسيرهای اپيستمولوژيك، منطق استعلايی قلب و محور اصلی بحث است، اما مطابق تفسير هايدگر حسيات استعلايی قلب و محور كتاب نقد عقل محض است.
*
در تفسيرهای اپيستمولوژيك به نقش اساسی قوه خيال توجه نمیشود و کارکرد قوه خيال تا سر حد يكی از كاركردهای فاهمه تقليل میيابد. يا نهايتاً در بعضی از تفسيرهای اپيستمولوژيك قوه خيال در كنار حس و فاهمه قرار میگيرد. از نظر هايدگر، قوه خيال ريشه مشترك حس و فاهمه است. به نظر او قوه خيال حقيقت انسان است. قوه خيال همان "دازاين" است.
*
آيا هايدگر واقعاً كانت را تفسير میكند يا حرفهای خود را در دهان كانت میگذارد؟! آيا كانت واقعاً اين حرفها را میزند يا او خود را بازگو میكند؟ اين سؤالی بود كه در ذهن كاسيرر و بسياری ديگر شكل گرفت. كاسيرر در مقالهای با عنوان: "درباره كانت و مسأله مابعدالطبيعه هايدگر" صراحتاً اعلام میكند كه هايدگر در مقام يك غاصب با كانت برخورد كرده است نه يك مفسر. هايدگر در واقع میكوشد حرفهايی را كه قبلاً در وجود و زمان زده بود به دهن كانت حقنه كند! هایدگر پاسخ میدهد، "مخالفان من بدانند كه ديالوگ بين متفكران با تفسيرهای فيلولوژيك بسيار متفاوت است."، به نظر او تفسيرهايی از قبيل تفسيرهای كاسيرر تفسير نيستند بلكه نسخهشناسی(فيلولوژی) اند .
دربارهی ميرشمسالدين اديبسلطانى
مترجم سنجش خرد ناب
لینک مقاله در روزنامه ایران
و به صورت پی دی اف
كانت در ایران
سیّد مجید كمالی
* فلسفه كانت مبدأ تاریخ جدیدی در اندیشه غربی است. به گفته امیل بریه از پایان قرن هجدهم تاكنون به جرأت میتوان گفت كه هیچ اندیشهای در فلسفه نبوده كه مستقیماً یا به طور غیرمستقیم از فلسفه كانت نشأت نگرفته باشد، به طوری كه اگر كسی فلسفه كانت را درست بخواند و اصول آن را خوب بفهمد، كلید اندیشههای فیلسوفان بعد از او، از هگل و ماركس گرفته تا متفكران معاصر انگلیسی و اگزیستانسیالیستهای آلمانی و فرانسه، متكلمان معاصر غربی واصحاب مكتب فرانكفورت و دیگران به دستش آمده است.
* هایدگر با گفتن این عبارت كه «كانت بر زندگی همه ما سایه افكنده است» ضمن ارج نهادن به مقام والای وی، گستره تأثیرگذاری كانت را از حیطه معرفت فلسفی فراتر میبرد.
* آن چه از كانت شایسته آموختن و توجه فراوان است، این است: شهامت و جرأت اندیشیدن داشتن.
* تفكر وی به دلایلی میتواند ما را از پریشان گویی و متناقض گویی دور بدارد: كانت حد و حدود معرفت و نیز نیروهای فهم را به ما شناساند. وی با تحقق انقلاب كپرنیكی خود موفق میشود صور پیشین ذهن را بشناساند. وی با شناساندن این صور نشان میدهد كه عقل نمی تواند از حدود معینی فراتر برود بی آن كه به ورطه هذیان گویی درافتد یا به تناقض گوییهای لاینحل منجر شود.
آشنايی ايرانيان با كانت
محسن کدیور
از مجموعهی مقالات سمینار کانت
به جرأت میتوان گفت روشنفكری در ايران معاصر با فهم كانت پيوندی ناگسستنی دارد. لینک مقاله
كتابشناسى آثار کانت
email: info@berke-falsafe.de