Sunday, 19 November 2017
يكشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
 

از قبله به شهر/بخش دوم / فریبرز بقایی

باین ترتیب جامعه ایران هم میراث دار فرهنگ اصلاح طلبی و هم حامل فرهنگ انقلابی گری است.
چند نکته را میتوان ازمیراث نخبگان و کنشگران جنبش اصلاح طلبی منجر به »انقلاب مشروطه« آموخت .نخست استقبال از دستیاری هر شهروندو ی است که تمایل دارد گوشه ای از کار اصلاح طلبی را بدوش بگیرد . " هر شهروند" به معنای حذف هر نوع تفاوت و تبعیض بین "افراد" است ، از قبیل خانوادگی، طبقاتی, اندیشه ای. و..

نوامبر۲۰۰۸
دکتر فریبرز بقايي
www.fariborzbaghai.org
* مقصود از آزاده شمائید*
"جنبش اصلاح طلبی و جامعه مدنی - دوشادوش و در کنش متقابل - از لايه های میانی جامعه بر می آیند ورشد می کنند و نهادینه می شوند. این روندی پایدار و دائمی است که گسترش حقوق انسانی محصول آن است.
جنبش اصلاح طلبی کنونی یک از دوایر این حرکت متحد المرکز است که در سال های پس ازشکست ایران از روسیه در ایران در زمان قاجار شکل گرفت ، د رانقلاب مشروطی و انقلاب 1357 ادا مه یافت؛ و هنوز در پی تکوین و نهادینه شدن است و با یک تفاوت اساسی د رهمه دوران طی شده طولانی.

جتبش کنونی تاریخا وکیفیتا در شرایط بهتری از جنبش اصلاح طلبی ایران قرار دارد. و به این دلیل پایه ای که نخبگان جنبش کنونی از لحاظ نظری بیشتر باتالیفات فلاسفه و جامعه شناسانی آشنایی پیدا کرده اند که مرکز ثقل اندیشه آنان جامعه مدنی است.
با اینکه در ایران جامعه مدنی بسیار ضعیف است ، اما نباید لحظه ای فرموش کرد که جنبش اصلاح طلبی کنونی توانست جامعه کنونی ایران را چنان متحول سازد که در آن گفتمان اصلاح طلبی جامعه مدنی و حقوق بشر به گفتمان لایه های میانی کشور مبدل شود. واین سرمایه بزرگی است برای کنشگران کنونی.
در عین حال نباید از نظر دور داشت که از زمانیکه دولت نهم مسایل اجرایی کشور را در اختیار دارد ، انقلابی گری را ترویج می کند بطوریکه حتی درمیان لایه های میانی گوش های شنوا پیدا کرده و انها را بسمت انقلابیگری بلانکیستی سوق می دهد .
باین ترتیب جامعه ایران هم میراث دار فرهنگ اصلاح طلبی و هم حامل فرهنگ انقلابی گری است.
چند نکته را میتوان ازمیراث نخبگان و کنشگران جنبش اصلاح طلبی منجر به »انقلاب مشروطه« آموخت .نخست استقبال از دستیاری هر شهروندو ی است که تمایل دارد گوشه ای از کار اصلاح طلبی را بدوش بگیرد . " هر شهروند" به معنای حذف هر نوع تفاوت و تبعیض بین "افراد" است ، از قبیل خانوادگی، طبقاتی, اندیشه ای. و...
اصلاح طلبان گذشته می دانستند جنبش اصلاح طلبی باندازه کل جاممعه در مورد علایق ,خواست ها, وانگیزه ها متنوع است..هر چه تکثر بیشتر باشد جنبش قویتر و نیرو های ضد اصلاحات بیشتر منزوی و خلع سلاح می شوند
و دوم ؛ عرصه عمومی متعلق به کلیه شهروندان است و زمینه ای نباید وجود داشته باشد که از سوی اصلاح طلبان تابو تلقی شود بجز قتل نفس و اخلاقیات دور از شان لایه های میانی و فرهیخته جامعه.
سوم گسترش افکار و محسنات جامعه مدنی و بردن آن به بیرون از لایه های میانی.و سر انجام ایجاد سامانه های نظری وعملی بدیل چنانچه جامعه مورد نظر فاقد آن باشد.
اکنون نگاهی به به شیوه عمل همپویان گذشته ضرورت دارد. شاید در توشه ایشان چیزی وجود داشته باشد که برای جنبش کنونی بتواند مفید فایده قرارگیرد.
***
جنبش اصلاح طلبی در ایران پس از شکست قوای فتحعلی شاه از روسیه۱ ۱۸۱۳/۱۸۲۶آغاز شد و تکانی سخت به در جامعه متحجر و در خواب خوش فرو رفته۳۰۰ ساله کشورمان وارد آورد.این جنبش در ابتدا برای تقویت نیروی نظامی کشور شروع شد ولی خیلی زود نخبگان این جنبش - عباس میرزا ولیعهدفتحعلی شاه و صدراعضم وی میرزای بزرگ قایم مقام فراهانی -متوجه شدند که برای چنین امری عرصه های دیگر اجتماعی نیز باید مورد اصلاح قرار گیرند. برای همین هم اصلاح ادبیات وفارسی نویسی و مدرن سازی دیوانی را خود میرزای بزرگ بعهده گرفت و دعوت از دولت های اروپایی آن زمان جهت ارسال دانشجو به آنجا ویا استخدام آموزگار و استاد از آن کشور ها برای فرا گیری دانش مدرن چه علمی و چه نظری به عباس میرزا ولیعهد سپرده شد .. ایشان بزودی دریافتند که برای فراگیری دانش اروپا نیاز به محصلین با سواد دارند ومدارس خانوادگی اشراف و مکاتب دینی متصل به خوزه های دینی کفاف عددی و محتوایی این امر را نمی کند..از این لحاظ به فرزندان سایر اقشار و مدارس نو بنیاد با دروس مدرن نیاز دارند. با این نیت جنبش عظیم دانش نوین آموزی و ایجاد مدارس نوبنیاد در کنار مکاتب بوجود آمدند. استفاده بهینه ازتوانایی های هرشهر وند وبدون هیچگونه تبعیضی برای این منظور تب و تابی را بوجود آورد که کلیه عرصه های زندگی اجتماعی و فردی را در هم نوردید.در عرصه فردی کوشیدند از توده ناهمگن ساکن در "ممالک محروسه "شهروندانی بسازند دارای حقوق انسانی و مسئولیت پذیر. برای این منظور همانند پزشک نخست نشان دادند که " مجموعه" بیمار است وعلت آن نیز بیماری افراد آنست. سپس به فرد شیوه درمان را اموختند .. قریب به اتفاق دست اندر کاران آموزش وپرورش این دوران هم خود را بر این امر گذاردند که به شهروند حقوق انسانی وی را بیآموزند و دفاع از آنرا بعنوان مسئولیت شهروندی وظیفه فرد به شمار آورند. شعر معروف دهخدا نمونه شاخصی است که منظور ومقصود از" فرد سازی " می توان در آن یافت .

مردم آزاده*
اى مردم آزاده! كجائيد كجائيد؟
آزادى افسرد، بيائيد بيائيد!
در قصه و تاريخ چو آزاده بخوانيد
مقصود از آزاده شمائيد شمائيد
چون گرد شود قوتتان طود عظيميد
گسترد چو بال و پرتان فر همائيد
بى شبهه شما روشنى چشم جهانيد
در چشمه خورشيد شما نور و ضيائيد
با چاره گرى و خرد خويش به هر درد
بر مشرق رنجور دوائيد و شفائيد
در توده اى از مردم يك تن ز شمايان
اندر خرد و فطنت انگشت نمائيد
مرديد شما يكسره از تخمه مردان
نه ميم و رى و دال سه حرفى ز هجائيد
بسيار مفاخر پدرانتان و شمار است
كوشيد كه يك لخت بر آنها بفزائيد...

پیشگامان اصلاح طلبی ایران حوزه ایدر عرصه نبود که در آن فعال نباشند.در حوزه هاییکه درایران سنتی نمونه ای وجود داشت مانند اقتصاد دستی و فرهنگ ایستا بدیل مدرن آنرا به جامعه ارایه کردند وچنانچه بعلت ساختار کهنه کشور در زمینه ای نقصانی وجود داشت به نو آوری روی آوردند. آنها در کلیه عرصه ها بطور عملی و نظری فعال بودند و توانستند با تساهل ، روامداري و پرهیز از تبعیض کلیه مدافعان اصلاح طلبی را بدون در نظر گرفتن موقعیت خانودگی اجتماعی و دینی و حتی جنسی برای پیشبردامر اصلاحات حول محور تکثروگوناگونی گرد بیاورند و ازتوانایی های انها استفاده کنند.
در این دوران بندرت حوزه عمومی را خواهید یافت که تبعیضی در مورد نخبگان یا کنشگران از لحاظ تعلقات طبقاتی، حکومتی ، دینی و حتی جنسی وجود داشته باشد. این امر در مورد علمای دینی نیز صادق است . چنین برخوردی از سوی نخبگان جنبش و نیاز حاد جامعه آن روز به نو آوری ایشان را نیز ترغیب به نوآوری هایی در امر فقه ترغیب کرد. وحتی بسیاری از ایشان در کاری های عملی و روزمره جنبش نقش فعالی داشتند. چون نخبگان و کنشگران جنبش اصلاح طلبی بر بنیاد عقلانیت عملی" کانت" به تکثر و عدم تبعیض و گونگونی انگیزه ها و سلیقه ها وحوزه های فعالیت باورداشتند بطوریکه حتی ایلات و دهاقین نیز تکانه ای از آنرا لمس کردند.
اولین جرقه این جنبش اصلاحات طلبی خود را در سال ۱۸۴۴-۱۸۵۰بصورت جنبش بابیان -نه بهايي -نشان داد که خیلی سریع توانست نه تنهادر میان اقشار میانی نفوذ یابد بلکه خود را در سطح کشور گسترش دهد. ولی متاسفانه جنبش بابی ها بعلت اخذ چهره مذهبی بخود موفقیت های اولیه را از دست داد و بسیاری ازایشان نیز جان خود را در این راه از دست دادند.ولی آن بخش از این جنبش که مخالف تبدیل یک جنبش اجتماعی معاصر به یک فرقه مذهبی بودند از این جنبش جدا شده و فعالییت اصلاح طلبانه خود را در بخش تنومند سالم این جنبش ادامه دادند.جنبش اصلاح طلبی حتی در مورد استخدام استادان و یا ترجمه مقالات علمی نیز از خود روامداری نشان میداد. اولین کارخانه جات صنعتی چاپخانه ها راه آهن انتشارار روزنامه ها مجلات خاطره نویس و تاریخ نویسی از طریق این جنبش اولین بار به کشورمان وارد شد. در عرصه اجتماعی فرهنگی جنبش اصلاحات علاوه بر تشکل صنف های گوناگون بر محور انگیزه ها وعلایق اعضا ان به ایجاد انجمن های گوناگون علمی صنعتی سیاسی و غیره مبادرت ورزید. رشد علمی کشور تا سطح ایجاد دانشگاه - دارالفنون - با پشتیبانی امیر کبیر صدر عظم ناصرالدین شاه پیشرفت.با پیشرفت جنبش اصلاح طلبی و گسترش ایده آن به کل جامعه استبداد شرقی راکه ناصرالدین شاه نمونه ای از آن است را نیز نرم خو کرد. در برابر وی اکنون میشد خواست های های جنبش اصلاح طلبی مبنی بر » قانون واحد در همه جا وبرای همه" ،" ایجاد عدالتخانه « و بالاخره »شورای سلطنتی « با مستبد در میان گذارد و تواقق ضمنی اورا نیز بدست آورد. ولی با ترور شاه برآورده شدن این خواستهابه تعویق افتاد تا از سوی مظفرالدین شاه-پسرش-بامضا رسید..
به دیگر سخن جنبش اصلاح طلبی ایران که از سال های حوالی ۱۸۳۰ میلادی با انگیزه مدرن سازی قشون و تسلیحات آغاز شده بود توانست نه تنها چهره جامعه ایران را عوض کند وآنرا به کاروان کشور های مترقی دستکم متصل سازد، بلکه قادر شد علاوه بر گسترش اندیشه ای نو و همراه وهمزاد با آن مدرنیزاسیون جامعه سلسله های مستبد در طول تلریخ کشورمان را به مشروطه سلطنتی با کنستیتوسیون ( قانون اساسی )متحول سازدو در سال ۱۹۰۶ یعنی کمتر از ۸۰ سال در فاصله چند ماه خو است های جنبش را از"شورای سلطنتی" و" عدالتخانه " به "مجلس موسسان و "مجلس شورای ملی" ارتقا دهد وبکرسی نشاند. دلیل رشد و پیروزی سریع جنبش اصلاح طلبی راباید در همزادی اندیشه های نو و نو سازی جامعه تلق کرد. بنظر میرسد که علاوه بر دلایل قبل این نکته نیز از اهمیت برخوردار باشد که بر عکس کشور های دیگر خاور میانه اصلاحات کشور نه بخواست کشور های اروپایی ذی نفع دیکته شد * در ایران اصلاحطلبی ازسوی دربار ونخبگان درباری آغاز شد و دیر تر نیز مستقیم و غیرمستقیم مورد حمایت قرار گرفت. آیشان بودند که از کشور های اروپایی تقاضا ارسال آموزگار اروپایی به ایران و اعزام دانشجو به اروپا را برای فراگیری دانش مدرن وصنعت میکردند.
نمایندگان ملس موسسان و مجلس اول شورای ملی را نمایند گان صنوف و انجمن ها تشکیل می دادند که خود نشان از نبوغ فرهیختگان و نخبه های این جنبش بود. آنچه مورد غفلت قرارگرفت ویا فرهنگ لازم برای آن لایه ها و طبقات اجتماعی کشورمان وجود نداشت ، تاسیس احزاب گروههای مختلف اجتماعی بود.. شاید هم اگر اتفاقی غیر مترقبه در همسایگی کشورماروسیه رخ نمی داد همین همبستگی های صنفی قادر می شدند در آینده خود سندیکاها و احتمالا احزاب را بوجود اورند. ولی همانطور که در پایین خواهد امد در کشور ما بر خلاف اکثر کشور های پیشرفته انروز قبل از ایجاد احراب سایر طبقات ( اشراف سرمایه داران دهقانان صنعتگران پیشهوران ) دارای حزب طبقه کارگر با شعبات گوناگون آنهم نه از نوع اصلاحطلبانه آن بلکه از نوع انقلابیشد( منصوره اتحادیه).

پس ا زشکست روسیه از ژاپن در سال ۱۹۰۵ بعلت بحران ناشی از این شکست که کلیه حوزه های جامعه روسیه را فر ا گرفت و تزار برای فرونشاندن قیام مردم روسیه مجبور به اعلام اصلاحات عدیده و از جمله تشکیل دوما ازادی فعالییت سندیکايي واحزاب شد. در حزب سوسیال دمکرات روسیه برسر شرکت در انتخابات و مبارزه پارلمانی دو فراکسون بوجود آمد. فراکسیون سوسیالدمکرات موافق مبارزه حزبی اصلاحطلبانه و گام به گام تا رسیدن به سوسیالیسم در درون وبرون دوما بود ولی فراکسیون لنین بر این باوربود که طبقه کاگر نباید فریفته آزادی های اجتماعی جوامعی گردد که دولت درسلطه سرمایه داران و ملاکین قرار دارد و هر گونه اصلاحی در چنین جوامعی باعث آن میشود که این طبقات در پشت ماسک اصلاحات بحکومت خود ادامه دهند.بنابراینبرای اصلاح امور جامعه نخست باید حکومت حامی سرمایه داران و ملاکین را بوسیله انقلابی جهانی توسط کارگران و دهقانان برانداخته شود. د و بالاخره در کنارحزب سوسیال دمکرات روسیه ، حزب بلشویک پایه گذاری شد . برخی از افراد این حزب و هواداران ایرانی این اندیشه که برای کار یا تجارت و تحت تاثیر این گونه اندیشه قرار گرفته بودند محیط ایران را که در تب و تاب جنبش فراگیر مشروطییت قرار داشت مستعد آن تشخیص دادند که این جنبش اصلاحی را تا سطح انقلابی فر رویند. با این اندیشه سازمان های گوناگون با اسامی گوناگون در ایران پدیدار شدند

از این پس تاریخ کشور ما و جنبش اصلاحطلبی ان با فاکتور نویی در هم می امیزد که علاوه بر عناصر نوین حاصل از دوران روشنگری قرن ۱۸ و۱۹ اروپا عناصری از دوران پشامدرن ازجمله تامگرایی مطلق گرایی ذهنیگرایی و ارادهگرایی را در خود پنهان دارد.با این کولهبار اندیشه ای توانست این راهبرد اثرات بسیار مثبت در امر مدرنیزاسیون و مخرب در امراندیشه اصلاح طلبی بازی کند. در این صد سال اخیر نکته ای در تاریخ سیاس وفرهنگی و اجتماعی اندیشه ای در ایران نخواهید یافت که این اندیشه مهرخود را بر پشانی اش ننشانده باشد. اقشار میانی از جمله روشنفکران ایران بعلت انسجام در نظم این اندیشه بیش ازسایر اقشار و طبقات اقبال نشان دادند. این روشنفکران دراواسط مجلس اول شورایملی فعالییت خود را بنام فرقه اجتماعیون عامیون
با عنصر انقلابی (تند رو) برریاست آقای تقی زاده شروعکردند. بخش خارج از مجلس نیز
اعمال انقلابی خود- در گیلان و آذربایجان و تهران/- انجام می داد که فشار ب ه اهالی دربار محمدعلی شاه وشخص او از طریق مجلس و تیراندازی به شاه مقدمه شد برای به توپ بستن مجلس و بر پای استبداد مجدد( استبداد صغیر در مقابل استبداد متاعقب آن بنام آستبداد کبیر-رضاشاه ). بیخود نیست که تقی زاده در سال ۱۳۲۶ ش میگوید » شاید اگر ما نسبت به محمدعلی شاه تند روی نکردهبودیم مشوطه ادامه مییافت و دچار استبداد بعدی نمیشدیم( علی قیصری). بهر صورت استقرار استبداد صغیر با کلیه ضایعات آن برای مشروطییت و اصلاحطلبی جامعه مدنی و توسعه سیاسی و اقتصادی باعث تقویت عنصر انقلابی در کل جامعه ایران شد وبارشد و جانفشانی این عنصرچه داخلی و چه خارجی پس از قریب یک سال مشروطه دوباره اعاده شد.حال این عنصر در سطح جامعه شناخته شده و دارای پایه اجتماعی است وبنام حزب دمکرات ایران ( در بعضی رساله ها فرقه) خوانده میشود.

آدامه دارد

*
دو کشور بزرگ مصر و ترکیه برغم خواست زمامدارانشان اصلاحات دیوانی و آموزشی رازود تر از ایران و اواخر قرن ۱۸شروع کردند. توسعه طلبی روسیه در زمان پتر بزرگ و کاترین دخترش بسمت غرب و عثمانی وتوسعه طلبی فرانسه در زمان ناپلیون بشمال افریقا و بویژه مصر، سبب شد تا کشور های اروپایی رقیب این دوقدرت آن روز از زمامداران مصر و ترکیه بخواهند اصلاحات فوق را انجام دهند
. در موردکشور ما مسلم آنست که اروپاییان به دعوت عباس میرزا برای باز سازی قشون و اسلحه سازی به ایران آمدند .استخدام آموزگاران اورپای برای تدریس از سوی او صورت گرفت. حتی او برای فرزندش معلم فرانسوی استخدام کرد. در زمان پادشاهی این فرزند( محمدشاه) بیشترین تعداد محصل به اروپا برای تحصیل اعزام شد. بعلت چنین پشتوانه ای مراوده فرهنگی و علمی خیلی سریع پیش رفت گسترش یافت و ببار نشست .