Sunday, 19 November 2017
يكشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
 

مرحله گذار و انتخابات پیش رو / فریبرز بقایی

آقای تقی رحمانی در روز آنلاین روزمورخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ این سوال »مرحله ایران چیست« را برای تمرین مطرح کرده و برای ترغیب دیگران به اظهار نظر پاسخ خود را به این صورت آورده است.
»پاسخ من بهعنوان يك نظر اين است كه اگر شكاف استبداد و آزادي مرحله دموكراسيخواهي است، مرحله جامعه ما تقويت جامعه مدني است. تقويت احزاب در اين مرحله در الويت نيستند چرا كه امكان و قدرت تقويت خود را جداي از جامعه مدني ندارند. با اين اوصاف نيروهاي اپوزيسيون بايد در جهت تقويت جامعه مدني حركت كنند و در انتخ

مرحله گذار و انتخابات پیش رو

آقای تقی رحمانی در روز آنلاین روزمورخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ این سوال »مرحله ایران چیست« را برای تمرین مطرح کرده و برای ترغیب دیگران به اظهار نظر پاسخ خود را به این صورت آورده است.
»پاسخ من بهعنوان يك نظر اين است كه اگر شكاف استبداد و آزادي مرحله دموكراسيخواهي است، مرحله جامعه ما تقويت جامعه مدني است. تقويت احزاب در اين مرحله در الويت نيستند چرا كه امكان و قدرت تقويت خود را جداي از جامعه مدني ندارند. با اين اوصاف نيروهاي اپوزيسيون بايد در جهت تقويت جامعه مدني حركت كنند و در انتخابات دهم با چنين ديدي موضعگيري كنند و شركت، عدم شركت و سكوت خود را با توجه به تقويت جامعه مدني ملاك بگيرند. اصلاحطلبان حكومتي بهجاي انديشيدن به كانديداي خاص خود، به كانديداي واحد و مؤثر بينديشيند تا جايگاه خود را در حاكميت حفظ كنند. و بالاخره نهادهاي مدني خواستههاي خود را شفاف بيان كنند. «
میخواهم بسهم خود در این تمرین عمومی شرکت کنم. البته چه خوب میبود که چنین پرسش های مهمی نخست در محافل آکادمیک در محیط های کوچک و بدون دغدغه مورد سو تفاهم قرار گرفتن مطرح میشد .
در سطح کنشگران سیاسی چه زمام داران و چه نیرو ها ی اوپوزیسیون و جامعه مدنی , جامعه ایران را جامعه ای در حال گذار معرفی میکنند و بنظر می آید که در این برداشت توافقی وجود دارد. ولی در این مورد که »گذار« از چه به چه و در پی پاسخ به این پرسش راهبرد ها گوناگون است.
در اینجا من به گذار به حکومت اسلامی ویا استقرار سوسیالیم نمی پردازم ا ولی رانمی توان دمکراسی خواه نامید ودومی نیز از لحاظ نوع سوسیالیسمی که نیروهای مربوطه معرف آن هستند فاصله زیاد با سوسیال دمکراسی بویژه نوع مدرن آن یعنی متاثر از برنامه ۱۹۵۹ باد گودسبرگ دارد. من نیز مانند دیگران جامعه ایران را در حال گذار از استبداد به دمکراسی میدانم که قریب سد سال است دمکراسی خواهان ایران کوشیده اند این» گذر« راطی کنند . بنابراین ما هنوز ذر خم یک کوچه ایم . این نوشته را بسمت نیرو هایی متمرکز میکنم که جامعه را بسمت جامعه ای دمکراتیک میخواهند پیش ببرند. از نظر من دمکراسی بیانگر شیوه حکومتی برای تامین حاکمیت ملت است . حال چرا جامعه دمکراتیک را مقصد این گذار میدانم ؟.این انتخاب را نه ارادی بلکه امکانات عینی جامعه کنونی به نیروهای خواستار دمکراسی تا حدودی تحمیل میکند. این شرایط کدامنند؟
جامعه ما پس از عقب نشینی مشروطه خواهان معتدل و تسلط مستبدین و انقلابیون ( بعللی که در اینجا نمی توان به آن پرداخت و به فرصت دیگری نیاز دارد و شما در مقاله خود رگه ازآن را مطرح کردید- حیدر خان عموقلی- ) تنها به نوسازی(۱) جامعه پرداخت و لی معضل نو اندیشی(۲)-شیوه تفکری که مدرنیزاسیون را را بنانهاد- هر چه زمان گ ذشت بیشتر به محاق رفت , در حالیکه تا آن زمان ایندو پابه پای هم رشد میکردند وجنبش را برای آن زمان بسیار متوازن پیش می بردند.با این تسلط رقابتی پنهان ولی بسیار فشرده و نانوشته بروز کرد. هر قدر شعار انقلابیون در مورد عقب ماندگی کشوراز کاروان تمدن بلند تر میشد مستبدین برای آنکه زمامداری جامعه را از دست ندهن د, بیشتر از پیش به سمت نوسازی روی آوردند .این مسا بقه بین شعاردهندگان ترقی وپیشرفت وتوسعه باعث شد که زمامداران برای خنثی کردن این شعارها و دوری جستن از انگ مرتجع بودن آنان , کلیه رشته های دانشگاهی وتکنولوژی مدرن و وارداتی در گسترده ترین سطح درمقایسه با کشورهای همجوار و منطقه بکار گیرند . سرعت مدرنیزاسیون در مراحلی بقدری بالا بود که برخی از زمام داران رادچار سرسام خود بزرگ بینی کردوخود را در هیبت ژاندام منطقه دیدند. ولی در محاق ماندن نو اندیشی جامعه مارا دچار چنان قناسی کرده که خود را بصورت چالش بین سنت تجدد در همه زمینه ها وسطوح نشان میدهد که در سایر کشور ها دستکم در منطقه به این شدت وجود ندارد.
این زمامداران نمی توانستند درک کنند که نمیتوان سواداموزی دختر وپسر کشور را پیش برد دبستان و دبیرستان و دانشگاه ساخت ولی بایشان اجازه نداد که در مورد خود واینده خود تصمیم بگیرند; نمی توان در سطح کشورکار افرینان را به سرمایه گذاری وتاسیس موسسه تشویق کرد ولی اراده مدیریت کوتاه وبلند مدت اقتصاذ کشور را از ایشان سلب کرد.نمیتوان در سطح ملی تلفن همراه فروخت و توقع داشت که دارندگان آن ها از امکانات آن برای تامین خواست های خود بکار نبرند. نمی توان بیش ازدو ملیون دانشجو برای اداره امورآینده کشور به دانشگاه آورد ولی به آنها اجازه نداد تا استعدادهای خود را در زمینه علمی , عملی و مدیریتی پرورش دهند. بر این بیافزایید تبیض های جنسیتی,, قومی, دینی و حتی سنی را. این فهرست تضاد بین امکانات جامعه ناشی از نوسازی جامعه و نارسایی های ذهنی در اداره چنین جامعه ای را ا میتوان خیلی دراز تر کرد. حال برای حل چنین قناسی میتوان شیوه حکومتی دیگری در نظر گرفت جز حاکمیت ملت ؟ یعنی حاکمیتی که کلیه شهروندان ایران را بدون هیچگونه تبعضی به امر شرکت در تامین حاکمیت خود فرامیخواند.
در جامعه کنونی ما قانون اساسی شیوه حاکمییت ملت را توسط ارگان های انتخاباتی شوراهای ایالتی ومجلس شورای اسلامی در نظر گرفته ولی در عین حال برای این حاکمیت محدودیتی توسط ارگان های غیر انتخاباتی قایل شده است. در این میان تاکتیک دمکراسی خواهان ,چون به حاکمیت ملت پایبندند , بدنبال حذف ویا دشمنی افراد انتصابی نیستند زیرا آنان نیز جز ملت اند ولی در عین حال می دانند که آنان نیز برای حفظ موقعیت خود ایستادگی خواهند کرد .این نیز حق ایشان است .کشمکش بین نیروهای دمکراسی خواه و مدافین ارگان های انتصابی ازلحاظ تیوریک لحظه ای وقفه بردار نیست و همواره در جایی و سطحی پنهان وآشکار و شدت وضعف در جریان است . هرلحظه از این کشمکش بنا به شرایط لحظه و توازن نیرو, تاکتیک خود رااز دو طرف میطلبد .دوران تبلیغات پیش از انتخابات و خود انتخابات وبدست اوردن هرچه بیشتر کرسی های ممکن برای هر دوطرف یکی از این لحظه ها است ولی دارای ارزشی بسیار . دمکراسی خواهان میکوشند تا بتوانند همواره و در کلیه زمینه هایکشمکش بین این دو نیرو که ّ انتخابات یکی از آنها است حضور فعال داشته باشندو در این نبرد پیروزی بیشتری کسب کنند آشکاراست که با تشکل های قوی مدنی پیروزی در انتخابات آسان تر است .آنها حتی در کشور ی ویا دورانی که حق انتخاب کردن وشدن وجود ندارد برای بکرسی نشاندن چنین حقی مبارزه میکنند( ن.ک. جبش مشروطییت•).
آیا شرکت در انتخابات ویا پیروزی در انتخابات و حتی کسب اکثریت آرا وکرسی های مجالس قانونگذاریتوسط دمکراسی خواهان بمعنی استقراردمکراسی است ؟. هرگز .حتی اگر کلیه قوانین دمکراتیک باشند ویا نمایندگان دمکراسی خواه در قوه مقننه آنرا تصوب کرده باشند جز نوشته ای برروی کاغذ نخواهد ماند, تا زمانیکه این قوانین درامور جاری جامعه پیاده نشوند. این امر نیز نیاز به حمایت افکار عمومی قابل سنجش یعنی تشکل های مدنی و در واقع جامعه مدنی دارد. بدیگر سخن جامعه ای چون ایران کنونی تنهابا اکثریت داشتن افراد دمکراسی خواه - چه رسد به افراد کمتر دمکرات- وتصویب رساندن قوانین دمکراتیک و قوه مجریه متشکل از دمکراسی خواهان به دمکراسی نمی رسد. ولی چنین وضعیتی حتی خیلی ضعیف تر از آنچه بر شمرده شد میتواند برای علاقمندان تاسیس , تحکیم وگسترش تشکل های مدنی بعنوان مشوق و در مقابل فشار های ضد دمکراسی خواهان سپر بلا عمل کند. بنظر میرسد این جنبه بسیار مثبت برای بالندگی جامعه مدنی که یکی از دقدقه های آقای تقی رحمانی است مورد توجه و عنایت قرار نگرفته باشد.
بلاخره در مورد تشکیل احزاب نمی توان دستورعملی صادر کرد ,چه سلبی وچه ایجایی .عین همین امر در مورد سایر تشکل های مدنی صادق است. در شرایط اجتماعی معینی و ارتقا وگسترش مفهوم حقوق شهروندی احتمال وجودارد که همفکران وهم آرایان یک صنف یک طبقه وبا منافع ویا علاقمندی ویا مطالبات مشترک دست به تشریک مساعی بزنند. حزب یکی از مدرنترین واز لحاظ سامانیابی در بالاترین سطح در مقایسه با سایر تشکل ها قراردارد.چرا هم اکنون مثلا صنعتگران ویا کارافرینان ما نباید حزب خود را تشکیل دهند.تجربه مجلس اول دوران مشروطه درست عکس این گزاره را بما میآموزد
(۱)modernisation یا modernism
(۲)modernitete یا enlightment
)3)http://de.wikipedia.org/wiki/Godesberger_Programm
پذیرای ایرادات دوستان
فریبرز بقایی
fariborzbaghai@ymail.com