Friday, 22 September 2017
جمعه ۳۱ شهريور ۱۳۹۶
 

دولت رانتي، عرصه عمومي و فرهنگ‏ / مرتضي کاظميان

مهم‌ترين ارکان شکل‌گيري و قوام و دوام عرصه عمومي (مطبوعات، اينترنت، ماهواره، نشر کتاب، و...) که ‏مي‌توانند تاثيري يگانه بر فرهنگ نيز به‌جاي گذارند، به‌گونه‌اي آمرانه و متکي بر پارامترهاي عقيدتي و ‏سياسي، دچار محدوديت و انسداد شده‌اند. نتايج سياسي مترتب بر اين وضع، به‌کنار؛ پيامدهاي فرهنگي و ‏اجتماعي ناشي از اين رويکرد غيردموکراتيک، که از مدارا و تسامح، دور است و ديدگاه و عقيده‌ي مخالف را ‏تحمل نمي‌کند، در جاي‌جاي جامعه قابل مشاهده و ارزيابي است.

دولت رانتي، عرصه عمومي و فرهنگ‏
مرتضي کاظميان mortezakazemian@yahoo.com - پنجشنبه 10 اردیبهشت 1388 [2009.04.30]

kazemian.jpg

در تحليل و ارزيابي وضع جامعه‌ي ايران، صاحب‌نظران پرشماري در مورد رانتي بودن حکومت و استقلال ‏بلوک قدرت از جامعه مدني، اتفاق نظر دارند. درآمدهاي نجومي رانتي (ثروت‌هاي بادآورده يا خدادادي و ‏بدون اتکاء به کار و توليد جامعه، و به‌طور مشخص در مورد ايران، درآمدهاي چند ده ميلياردي حاصل از ‏نفت و گاز) چنان قدرت و ويژگي‌اي به حکومت در ايران بخشيده است که هر روز بيش از روز پيش، ‏درونمايه‌ها و رويکردها و راهبردهاي خود را به جامعه مدني تحميل مي‌کند. اين وضع، در حوزه‌ي فرهنگ ‏نيز به‌گونه‌اي غيرقابل اغماض محسوس و قابل رديابي و مشاهده است. دولت رانتي، فرهنگ را چنان که خود ‏مي‌پسندد، بازتعريف و طراحي مي‌کند و سامان مي‌دهد. بديهي است که فرهنگ منتج از سياست‌گزاري دولت ‏رانتي، خود به عاملي ديگر براي بقا و ادامه‌ي حيات آن مبدل مي‌شود و به‌مثابه‌ي مقوم وضع موجود عمل ‏مي‌کند. تزوير و ريا، پنهان‌کاري، دروغ‌گويي، فريب‌کاري، تملق و چاپلوسي، بي‌اعتمادي، و مقوله‌ها و مفاهيم ‏مشابه، در چنين ساخت و وضعي، بازتوليد مي‌شوند. تاسف‌بار آن‌که ويژگي‌هاي ياد شده، به‌عنوان ابزارها و ‏لوازمي براي نزديکي با ساخت قدرت و متمتع شدن از منافع و برکات مترتب بر اين همسويي و همکاري، ‏مورد استفاده قرار مي‌گيرند. ‏

حکومت متکي بر درآمدهاي نجومي رانتي، فرهنگ و سليقه‌ي خويش را تکثير مي‌کند و البته، همز‌مان، ‏مجاري و امکان‌هاي گفت‌وگو و تکثر و طرح عقايد متفاوت يا متعارض با وضع مستقر را مسدود مي‌کند و ‏منتفي مي‌سازد. شواهد در مورد بحثي که به اجمال مورد اشاره قرار گرفت، پرشمار است. فيلترينگ بسيار ‏گسترده در اينترنت و يا سرعت بسيار پايين اينترنت در ايران، يکي از اين شواهد محسوب مي‌شود. مستقل از ‏سايت‌ها و پايگاه‌هاي غيراخلاقي، دولت رانتي مجاري انتقال اخبار و ديدگاه‌هاي فرهنگي و سياسي "ديگر" و ‏متفاوت با خود را تا حد امکان، مسدود مي‌نمايد. اين‌چنين، "حوزه عمومي" که از درون گفت‌وگوي آزاد و ‏مستقيم و تبادل نظر و محاجه و بحث بي‌واهمه شکل مي‌گيرد، به ميزان قابل توجهي تحت‌تاثير قرار مي‌گيرد و ‏منتفي مي‌شود.نيز، سينما و توليدات مرتبط با آن، شکل و شمايل و محتوايي پيدا مي‌کند که حکومت مي‌خواهد ‏‏(و از همين روست که وزير ارشاد در نامه‌اي بي‌سابقه، به تمجيد و ستايش از ده‌نمکي مي‌پردازد). تلويزيون و ‏راديو به‌مثابه‌ي فراگيرترين رسانه‌ها، يک‌سره درخدمت بازتوليد نظم و ايدئولوژي مستقر قرار مي‌گيرند و از ‏هر امکان و وسيله‌اي براي تداوم و نشر رويکردهاي فکري و نگاه فرهنگي و ايدئولوژي مطلوب، بهره ‏مي‌جويند (به‌عنوان بهترين نمونه مي‌توان سريال حضرت يوسف را ذکر کرد). مطبوعات غيرخودي و منتقد و ‏مستقل تحت شديدترين تضييقات و محدوديت‌ها و فشارهاي مستقيم و غيرمستقيم، عملا" از امکان اطلاع‌رساني ‏آزاد و ايجاد کردن دموکراسي واقعي، محروم و ممنوع مي‌شوند. جان ديوئي، انديشمند معاصر تصريح ‏مي‌کند، دموکراسي با گفت‌وگو و در جريان گفت‌وگو آغاز مي‌شود. اما دولت رانتي بي‌توجه به جامعه مدني و ‏بي‌نياز به بسط و تثبيت عرصه عمومي دريچه‌ها و امکان‌هاي مفاهمه و بحث و تبادل نظر و گفت‌وگو را ‏مي‌بندد و به انحصار خود در مي‌آورد. به‌ديگر سخن، دولت رانتي و ايدئولوژيک مي‌کوشد در برابر امکان ‏تکوين و گسترش عرصه عمومي به‌منزله‌ي بستري براي مشارکت سياسي شهروندان، "امتناع‌"هاي متعددي ‏فراهم آورد.‏

‏ افزون بر موارد پيش گفته (سينما، اينترنت، صدا و سيما، و مطبوعات) بايد از حوزه‌هاي بسيار مهم و موثري ‏چون موسيقي و نشر، ياد کرد. نتيجه‌ي هژموني‌طلبي و محدودسازي حکومت، همان مي‌شود که شاهديم ؛ ‏وضع نشر کتاب به نقطه‌ي نگران‌کننده رسيده است؛ يا در مورد موسيقي و عرصه‌هاي مشابه (فيلم) نتيجه‌ي ‏سياست‌ها و اقدامات دولت، تکثير بيش از 200 ميليون سي‌دي به‌صورت غيررسمي و پنهاني است (خبر ‏مهمي که ميرحسين موسوي چندي پيش اعلام کرد).‏

‏ جالب آن‌که سياست‌هاي دولت رانتي-ايدئولوژيک نتايج معکوس فرهنگي و پيامدهاي نابهنجاري در حوزه‌ي ‏آسيب‌هاي اجتماعي داشته است. چنان که معاون دادستان تهران و سرپرست دادسراي ويژه رسيدگي به جرايم ‏رايانه‌اي و‎ ‎فناوري ارتباطات، اعلام کرد، سايت‌ها‌ي غيرمجاز و غيراخلاقي و پورنوگرافي و مبتذل که با ‏اداره‌کنندگان آنها برخورد شد بيش از 3‏‎ ‎ميليون كاربر داشته‌اند. يا يک مقام متولي و مسئول، از کاهش سن ‏مصرف سيگار در ايرانيان به زير 10 سال خبر مي‌دهد. يا پژوهش‌هاي معتبر، افزايش بي‌اعتمادي و ‏رياکاري و دروغ و فريب و رشوه و مقوله‌هاي مشابه را در کشور، مورد تاييد قرار مي‌دهند (پيمايش ارز‌ش‌ها ‏و نگرش‌هاي ايرانيان). و يا با وجود اين همه سخت‌گيري در مورد حجاب و روابط دختران و پسران و ‏‏‌مقوله‌هاي مرتبط، افزايش آمار طلاق و ميزان خودفروشي و کاهش سن روسپپان و... را شاهديم. ‏

مهم‌ترين ارکان شکل‌گيري و قوام و دوام عرصه عمومي (مطبوعات، اينترنت، ماهواره، نشر کتاب، و...) که ‏مي‌توانند تاثيري يگانه بر فرهنگ نيز به‌جاي گذارند، به‌گونه‌اي آمرانه و متکي بر پارامترهاي عقيدتي و ‏سياسي، دچار محدوديت و انسداد شده‌اند. نتايج سياسي مترتب بر اين وضع، به‌کنار؛ پيامدهاي فرهنگي و ‏اجتماعي ناشي از اين رويکرد غيردموکراتيک، که از مدارا و تسامح، دور است و ديدگاه و عقيده‌ي مخالف را ‏تحمل نمي‌کند، در جاي‌جاي جامعه قابل مشاهده و ارزيابي است. صداي ناسزاهاي رکيکي را که ده‌ها هزار ‏تماشاچي در استاديوم‌هاي گوناگون و جاي‌جاي کشور، سر‌مي‌دهند، اگر مسئولان فرهنگي و سياست‌گزاران ‏کشور نشنيده‌اند، محتمل در بيانيه‌ي دوم محمد مايلي کهن، سرمربي سابق تيم ملي فوتبال، خوانده‌اند.‏