Sunday, 19 November 2017
يكشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
 

از ذهنیگرایی به پرهیزیم / فریبرز بقایی

دیروز در روز آنلاین مقاله ای از آقای زیدابادی خواندم مربوط به مشاهدات و برداشت های اخیر ایشان از سفرهایی که به نقاط گوناگون کشور برای سامان دهی انتخابات ۲۲ خرداد انجام داده است. چون او برداشت شخصی خود را بصورت مقاله ای درآورده و در معرض افکار عمومی قرار داده است، لازم دیدم به چندنکته اشاره کنم تا ما رااز "خواب خرگوشی " احتمالی در امان دارد.

آقای زید آبادی می نویسد:

ه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۸
از ذهنی گرایی بپرهیزیم
فریبرز‎ ‎بقایی
fariborzbaghai(at)ymail.com
ه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۸
از ذهنی گرایی بپرهیزیم
فریبرز‎ ‎بقایی
fariborzbaghai(at)ymail.com

دیروز در روز آنلاین مقاله ای از آقای زیدابادی خواندم مربوط به مشاهدات و برداشت های اخیر ایشان از سفرهایی که به نقاط گوناگون کشور برای سامان دهی انتخابات ۲۲ خرداد انجام داده است. چون او برداشت شخصی خود را بصورت مقاله ای درآورده و در معرض افکار عمومی قرار داده است، لازم دیدم به چندنکته اشاره کنم تا ما رااز "خواب خرگوشی " احتمالی در امان دارد.

آقای زید آبادی می نویسد:

"در این سفرها به این نتیجه رسیده‌ام كه آقای احمدی نژاد از بازی انتخابات اوت شده و به سختی خواهد توانست رای پنج میلیونی دور نخست انتخابات نهم را به دست آورد."

شاید آنچه وی بیان می کند عینیت داشته باشد، اما این "شاید" ما را از تحرک بیشتر برای ایجاد ایده های باور پذیرترو معقول ترو تماس های فردی و هزاران شیوه بدیع دیگر برای کشاندن هر چه بیشتر هموطنان به سوی صندوق های رای، باز نمی دارد؟

فردی که بر این باورست که نامزد های ریاست جمهوری اصلاح طلب تاکنون چنین مقبولیتی پیدا کرده وبرنامه های انتخاباتی آنان از سوی بسیاری مورد سنجش و بررسی قرار گرفته بطوریکه رقیب انتخاباتی خود را پشت سر گذارده اند، دیگر چه انگیزه ای دارد که بیشتر فعالیت کندتا از تداوم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد پیشگیری شود؟

آسیبی که انتشار چنین برداشت هایی با خود به همراه دارد بی توجهی به تبلیغات توجیهی واقناعی برای کشاندن ایرانیان و همه آرای خاموش به سوی صندوق های رای است؛ با چنین نگاهی نمی توان نامزد رقیب را با همه امکانات دولتی و رسانه ای وچند میلیون رای ثابت که در اختیار دارد، از پیشی گرفتن در همان دور اول مانع شد.

حتی اگر می شد صد درصد اطمینان داشت که نتیجه انتخابات ۲۲ خردادآن جوری است که آقای زیدابادی فرض می کند، نباید در این چند روزه باقیمانده به این دل خوش کنیم که یکی از کاندیداهای اصلاح طلبان در همان دور نخست انتخابات پیروز می شود و یا دستکم با اختلافی فاحش نسبت به رای کاندیدای اقتدارگرایان، انتخاب خواهدشد. باید توجه داشته باشیم که تا امکان "بد اخلاقی" ٬ دستکاری در شمارش و سایر مانور های دولتی وجود دارد، غلبه بر کسانی که مخالف پیروزی موسوی و کروبی هستند غیر ممکن ویا دستکم دشوار نیست؛ و وظیفه ما این است که امکان بروز این "بداخلاقی" را تا آنجا که می شود "دشوارتر" کنیم و این ممکن نیست جز بیداری تا آخرین ساعت؛حرکت اقناعی تا آخرین دقیقه و به هوش بودن تا آخرین ثانیه.

چنین مقالاتی حتی می تواند موجب خوشنودی رقیب انتخاباتی اصلاح طلبان شود؛ چرا که از یک منظر می توان به گونه ای نشانگر خیال راحت و در خواب رفتن نابهنگام باشد. این رقیب انتخاباتی که نه تنها آرزو میکند، که در عمل هم کوتاهی نکرده و نمی کند که اصلاح طلبان را از رساندن پیام به سایر شهروندان برای شرکت در انتخابات بازدارد، با این دیدگاه، رقیب را غره و لحظه را برای وارد آوردن ضربه نهایی آماده تر می بیند.

در این لحظات تاریخی اصلاح طلبان باید همه نیرویشان در این سمت باشد که حساسیت افکار عمومی را هر چه بیشتر برانگیزند و به طور پیاپی به یاد مردمان بیاورند که عزل انتخاباتی احمدی نژاد یک ضرورت است. این عزل، هدف اصلی و همه گیر اصلاح طلبان و تحول خواهان است.همه باید بدانیم که با وضعیتی که کشور مادر این زمان با آن روبروست، تا این عزل انجام نگرفته سایر مطالبات اقتصادی، سیاسی وحقوق شهروندی وبشری وآزادیهای فردی و اجتماعی، رفع تبعض جنسی قومی دینی و بینشی و سایر اصول دمکراسی در درجات بعدی اولویت قرار دارند. تحقق آن اهداف در گرو عزل انتخاباتی احمدی نژاد و حامیان وی است.

کار وبار سیاست ورزی عقلانی را نبایستی با شاید واگر بنا نهاد؛باید باارایه مولفه های گوناگون و استفاده از متد های آکادمیک و امتحان شده کوشید، نتیجه هر چه بیشتر به واقعیت نزدیکتر و از ذهنی گرایی دور تر باشد. چه خوب بود آقای زیدآبادی پیش از انتشار برداشت های ذهنی خود، آن ها را در اختیارچند سامانه سنجشگری افکار عمومی قرار می داد و نتیجه کار انها را تفسر سیاسی می کرد. به ویژه که آقای زیدآبادی درآستانه نهمین انتخابات ریاست جمهوریهم دچار همین ذهنی گری شد و نتیجه اش ـ البته نسبت به وزنه ایشان در بسیج افکار عمومی ـ چهار سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بود.

انتشار هر آنچه در ذهن می گذر، بدون آنکه مورد مداقه قرار گیرد، خسران و عواقب سختی دارد که می تواند برای اینده کشور وسرنوشت ۷۰ میلیون ایرانی خطرناک باشد؛ امیدوارم که چنین مباد وبقول برتولد برشت حق نه با من نباشد بلکه بادیگران ـ در اینجا آقای زیدآبادی ـ باشد.

در خاتمه مایلم اصلاح طلبان را به این موضوع توجه دهم که در انتقاد از کاندیداهای یکدیگر، همین مداقه را مورد نظر قرار دهند تا اگر کار به مرحله دوم کشید بتوانند با سری افراخته از کاندیدای دیگر این جناح دفاع کنند. وقتی این دوستان می نویسند "آقای كروبی در بین كسانی كه اصرار دارند بر مبنای تحلیلی روشن از شرایط و چشم اندازی كم و بیش روشن از آینده رای دهند، جایگاه بسیار خوبی دارد و با اندكی تقلا می‌تواند خود را به دور دوم انتخابات بكشاند." اما "آقای موسوی سوار بر موجی توده وار شده است، موجی كه او را پیشتاز انتخابات كرده است" فراموش نکنند که در روزاجبار به دفاع از موسوی، مردم از آنان خواهندپرسید: این همان کاندیدایی نبود که سوار موج احساسات شده بود؟! من بجای آنکه فهرست کنم که چه شخصیت های "سلبی" درکنار کاندیدا های اصلاح طلبان هستند می نوشتم در کنار کروبی جمیله کدیور، عماد باقی، عباس عبدی، کرباسچی، مهاجرانی وامثال اینها و در کنار موسوی، خاتمی، زهرا رهنورد، حجاریان، تاجزاده ، مسجد جامعی و غیره قرار دارند. این لیست رابنا به فراخور و امکانات برای هر یک می توان دراز تر کرد.

توانست رای پنج میلیونی دور نخست انتخابات نهم را به دست آورد."

شاید آنچه وی بیان می کند عینیت داشته باشد، اما این "شاید" ما را از تحرک بیشتر برای ایجاد ایده های باور پذیرترو معقول ترو تماس های فردی و هزاران شیوه بدیع دیگر برای کشاندن هر چه بیشتر هموطنان به سوی صندوق های رای، باز نمی دارد؟

فردی که بر این باورست که نامزد های ریاست جمهوری اصلاح طلب تاکنون چنین مقبولیتی پیدا کرده وبرنامه های انتخاباتی آنان از سوی بسیاری مورد سنجش و بررسی قرار گرفته بطوریکه رقیب انتخاباتی خود را پشت سر گذارده اند، دیگر چه انگیزه ای دارد که بیشتر فعالیت کندتا از تداوم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد پیشگیری شود؟

آسیبی که انتشار چنین برداشت هایی با خود به همراه دارد بی توجهی به تبلیغات توجیهی واقناعی برای کشاندن ایرانیان و همه آرای خاموش به سوی صندوق های رای است؛ با چنین نگاهی نمی توان نامزد رقیب را با همه امکانات دولتی و رسانه ای وچند میلیون رای ثابت که در اختیار دارد، از پیشی گرفتن در همان دور اول مانع شد.

حتی اگر می شد صد درصد اطمینان داشت که نتیجه انتخابات ۲۲ خردادآن جوری است که آقای زیدابادی فرض می کند، نباید در این چند روزه باقیمانده به این دل خوش کنیم که یکی از کاندیداهای اصلاح طلبان در همان دور نخست انتخابات پیروز می شود و یا دستکم با اختلافی فاحش نسبت به رای کاندیدای اقتدارگرایان، انتخاب خواهدشد. باید توجه داشته باشیم که تا امکان "بد اخلاقی" ٬ دستکاری در شمارش و سایر مانور های دولتی وجود دارد، غلبه بر کسانی که مخالف پیروزی موسوی و کروبی هستند غیر ممکن ویا دستکم دشوار نیست؛ و وظیفه ما این است که امکان بروز این "بداخلاقی" را تا آنجا که می شود "دشوارتر" کنیم و این ممکن نیست جز بیداری تا آخرین ساعت؛حرکت اقناعی تا آخرین دقیقه و به هوش بودن تا آخرین ثانیه.

چنین مقالاتی حتی می تواند موجب خوشنودی رقیب انتخاباتی اصلاح طلبان شود؛ چرا که از یک منظر می توان به گونه ای نشانگر خیال راحت و در خواب رفتن نابهنگام باشد. این رقیب انتخاباتی که نه تنها آرزو میکند، که در عمل هم کوتاهی نکرده و نمی کند که اصلاح طلبان را از رساندن پیام به سایر شهروندان برای شرکت در انتخابات بازدارد، با این دیدگاه، رقیب را غره و لحظه را برای وارد آوردن ضربه نهایی آماده تر می بیند.

در این لحظات تاریخی اصلاح طلبان باید همه نیرویشان در این سمت باشد که حساسیت افکار عمومی را هر چه بیشتر برانگیزند و به طور پیاپی به یاد مردمان بیاورند که عزل انتخاباتی احمدی نژاد یک ضرورت است. این عزل، هدف اصلی و همه گیر اصلاح طلبان و تحول خواهان است.همه باید بدانیم که با وضعیتی که کشور مادر این زمان با آن روبروست، تا این عزل انجام نگرفته سایر مطالبات اقتصادی، سیاسی وحقوق شهروندی وبشری وآزادیهای فردی و اجتماعی، رفع تبعض جنسی قومی دینی و بینشی و سایر اصول دمکراسی در درجات بعدی اولویت قرار دارند. تحقق آن اهداف در گرو عزل انتخاباتی احمدی نژاد و حامیان وی است.

کار وبار سیاست ورزی عقلانی را نبایستی با شاید واگر بنا نهاد؛باید باارایه مولفه های گوناگون و استفاده از متد های آکادمیک و امتحان شده کوشید، نتیجه هر چه بیشتر به واقعیت نزدیکتر و از ذهنی گرایی دور تر باشد. چه خوب بود آقای زیدآبادی پیش از انتشار برداشت های ذهنی خود، آن ها را در اختیارچند سامانه سنجشگری افکار عمومی قرار می داد و نتیجه کار انها را تفسر سیاسی می کرد. به ویژه که آقای زیدآبادی درآستانه نهمین انتخابات ریاست جمهوریهم دچار همین ذهنی گری شد و نتیجه اش ـ البته نسبت به وزنه ایشان در بسیج افکار عمومی ـ چهار سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بود.

انتشار هر آنچه در ذهن می گذر، بدون آنکه مورد مداقه قرار گیرد، خسران و عواقب سختی دارد که می تواند برای اینده کشور وسرنوشت ۷۰ میلیون ایرانی خطرناک باشد؛ امیدوارم که چنین مباد وبقول برتولد برشت حق نه با من نباشد بلکه بادیگران ـ در اینجا آقای زیدآبادی ـ باشد.

در خاتمه مایلم اصلاح طلبان را به این موضوع توجه دهم که در انتقاد از کاندیداهای یکدیگر، همین مداقه را مورد نظر قرار دهند تا اگر کار به مرحله دوم کشید بتوانند با سری افراخته از کاندیدای دیگر این جناح دفاع کنند. وقتی این دوستان می نویسند "آقای كروبی در بین كسانی كه اصرار دارند بر مبنای تحلیلی روشن از شرایط و چشم اندازی كم و بیش روشن از آینده رای دهند، جایگاه بسیار خوبی دارد و با اندكی تقلا می‌تواند خود را به دور دوم انتخابات بكشاند." اما "آقای موسوی سوار بر موجی توده وار شده است، موجی كه او را پیشتاز انتخابات كرده است" فراموش نکنند که در روزاجبار به دفاع از موسوی، مردم از آنان خواهندپرسید: این همان کاندیدایی نبود که سوار موج احساسات شده بود؟! من بجای آنکه فهرست کنم که چه شخصیت های "سلبی" درکنار کاندیدا های اصلاح طلبان هستند می نوشتم در کنار کروبی جمیله کدیور، عماد باقی، عباس عبدی، کرباسچی، مهاجرانی وامثال اینها و در کنار موسوی، خاتمی، زهرا رهنورد، حجاریان، تاجزاده ، مسجد جامعی و غیره قرار دارند. این لیست رابنا به فراخور و امکانات برای هر یک می توان دراز تر کرد.