Sunday, 19 November 2017
يكشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
 

برنده کیست ؟ / فریبرز بقایی

خوشبختانه با کودتای انتخاباتی که حکومت در روز ۲۲ خرداد انجام داد این مشکل جنبش جامعه مدنی یعنی رهبری مورد وثوق همه شامل موسوی و خاتمی و کروبی حل شد . حال میتوانید حدٍث بزنید که برنده کودتا کیست. جنبش جامعه مدنی ایران برهبری موسوی خاتمی و کروبی

فریبرز بقایی
fariborzbaghai@ymail.com


برنده کیست ؟
جنبش مدنی ایرا ن برهبری موسوی خاتمی و کروبی

دهمین انتخابات ریاست جمهوری با شرکت چهار نامزد در انتخاباتی دو درجه ای در ۲۲ خرداد انجام گرفت.آنچه اکنون محرز است وهمه بر آن توافق دارند این است که در این انتخابات قریب ۸۴ درصد واجدین شرایط شرکت کردند . درمورد نتیجه این انتخابات بین نامزد های شرکت کننده در این رقابت و همچنین بالمال طرفداران ایشان اختلاف نظر بسیار عمیقی وجود دارد. یکی ازاین چهار نامزد ریئس جمهور فعلی است که بنا به امکانات حکومتی و ساختاری ازکلیه امکانات دارای اهمیت برای پیروز شدن را از جمله /تنها از جمله / دفاع بدون چون چرای رهبری نظام با اختیارات در حال حاضرتقریبا مطلقه و وزارت کشور ورسانه های عمومی و سازمان های مختلف امنیتی وبسیجی خدمت خود داشت .سه نامزددیگر هر یک بنوعی تقریبا تنها متکی به سازمانهای مدنی موجوددرکشور هستند وبر کسی نیز پوشیده نیست که در شرایط فعلی چه جثه نحیف و کوچکی دارند.بهمین علت نیز برداشت این سه نامزد وهوادارانشان بدرستی بر این است که چنین رقابتی آزاد منصفانه نمیتواند باشد.
انتخابات با احساس مسسولیت از جانب شهروندان بخوبی برگزار شد. چنین صحنه هایی برگزاری را ما در زمان معاصر در کشور هایی شاهد هستیم که جامعه مدنی خود را چندین ده ودر برخی چندین قرن است که نهادینه کرده اند. این شرکتکنندگان درانتخابات میخواهند در وضعیت خود تغییر مثبتی بدهند و دسترسی به حقوق شهروندی و مطالبات معوقه خود را از طریق رای دادن بوسیله نمایندگان خود میدانند .البته جمله قبل نمی تواند چنین تفیسر شوده هر که در رای گیری شکت کرد به حقوق شهر وندی خود اگاه ی دارد.ر کشوری چون ایران که هنوز نقش فردیت درتوانایی برای تعین سرنوشت خود و مسئولیت پذیری ناشی از اعمال خود در نتیجه شناخت حقوق فردی وشهر وندی هنوز حتی در خانواده وآموزش وپرورش جا نیافتاده وبویژه فقر خیلی از مردم کشور را به نوشتن نام آن کسی که پول ملت را بجای بکار بستن برای ایجاد واحدهای تولیدی و افزایش ثروت ملی به این وآن برای درافت رای می بخشد نا دیده گرفت.
من درموقعیتی نیستم تا نسبت به تقلب در مراحل مختلف رای گیری وشمارش آرا یا جابجایی ارادی نامزد ها از سوی دست اندر کاران برگزاری انتخابات داوری کنم .این امر نیاز به تحقیق وتفحصص متخصصین بی طر ف و ارایه نتایج ان به دادگاهی که با موازین حقوقی معاصر تشکیلlمی شود قابل بررسی است که فعلا در جامعه ما مقدور نیست ,بنابرین تنها راهی که وجود دارد تابحران کنونی بدون خشونت پایان یابد استفاده از تعقل است . از این لحاظ چه در عمل وچه در لحن معترضین به انتخابات نشان دادهاند که استفاده ز عقل را برای حل مسايل ومشکلات بکار می بندند .ازحکومت هر چند رهبر در ابتدا بجای رفع این بحران و دستور رسیدگی به اعتراض نامزد ها درموردآرایی که بنام ایشان به صندوق های رای ریخته شد بود با عدول از قانون و شیوه معمول به پایان انتخابات صحه گذارده ونامزد مورد وثوق خود را پیروز اعلام داشت ولی پس از چند روز پر التهاب چراغ سبزی در این جهت نشان داد ولی نهکاملا عقلانی زیرا نیرو های امنیتی هنوز وحتی باشدت بیشتری با معترضین در هر سطح وعرصه ای برخورد غیر انسانی و چندش آور وغیر قابل درک برخورد میکنند. این نیرو ها برای پاشاندن انسجام معترضین ایجاد محیط ترس وارعاب به دستگیری گسترده و روز افزون کوشندگان جامعه مدنی می پردازند.وبرای آنکه رابطه بین شهروندان و تبادل اخبار و تجربه را بین ایشان قطع کنند کلیه این امکانات را دچار اشکال شدید کردند و رسانه های گروهی برون مرزی را نیز دچار اخلال نمودند.
دراین لحظه است که آنچه نو است .انچه رویا وبالنده است وبلا خره انچه برپایی جامعه مدنی را در ایران در توان خود دارد وارد صحنه می شود.
چه است این نوی بالنده و آینده ساز ؟ شهر وند ایرانی برای احقاق حقوق فردی اش یعنی صیانت از رای خود با شعار » رای من کجاست « وارد میدان بشدت امنیتی وتضعیقی میشود. این شهر وند به فردیت خود آگاه است و بنابر این به حقوق فردی خویش نیز. این شهروند جون حقوق فردی خود ر ا از سوی هیئت حاکمه مورد دستبرد می بیند وارد حوزه عمومی میشود تا از مالکییت خود /یعنی رای اش/ دفاع کند.دراین لحظه ه آگاهی به حقوق طبیعی فرد به حقوق شهروندی و فرد ابستره به شهر وند ارتقائ پیدا می کند.
در سال ۱۳۷۶ زمانیکه آقای خاتمی و همراهان ایجاد جامعه مدنی را در برنامه انتخاباتی خود مطرح کردند تنها عده قلیلی از فرهیختگان کشور و غالبا از تیپ دانشگاهی با این مفهوم آشنایی کامل داشتند. اکثریت مردم به این اصل جامعه مدنی آشنا نبودند که جامعه مدنی را فردی میسازد که مایل به تعین سرنوشت خوداست بدست خود ونه به دست غیر .این مفهوم در جامعه آن روز کشور غریب بود. نو نهالی بودکه دوباره پس از مجلس اول مشروطه یعنی بعد از ۹۰ سال کاشته شد. این نو نهال با شناخت فردیت خود و حقوق فردی خود ودر نتیجه برای دفاع از حقوق طبیعی خود چون یاخته مولد سازمان ها غیر دولتی NGO) I) خود را در قریب کلیه عرصه های عمومی بوجود آورد . مهمترین آنها دفاع از حقوق شهروندی دفاع از زندانیان ضد تبعض زنان تاسیس سندیکای کار گری احزاب وحفاظت از محیط زیست و دفاع از کودکان هستند. این پویایی بقدری بود که در پایان ۸ ساله ریاست جمهوری آقای خاتمی کشور ما دارای قریب هشت هزار /۸۰۰۰ / سازمان ان-جی- او بود و بحث در مورد فرد, جامعه مدنی و اصلاحات بر خلاف آنچه حکومت میخواست به گفتمان غالب درجامعه فرا رویيده بود بطوریکه آرا آقای معین که خود را ادامه دهنده سیاست اصلاح طلبانه خاتمی معرفی کرد بیش از چهار میلیون رای نصیب خود کرد.
این نونهال رشد خود را در کنار جویبار های بسیار کوچک و مجزا از هم در عرصه های متفاوت از خانواده گرفته تا مدرسه ودانشگاه ومحیط کار چه از لحاظ نظری بصورت گفتمان وچه بصورت فعال از سوی کوشندگان سامان های گوناگون بجای رسانده که طبق آمار وزارت کشور ۱۴ میلیون رای بنام خود بدست آورد که تنها خواستشان برسمیت شناختن حقوق شهروندی ایشان از سوی این حکومت است یعنی جنبش است اصلاحطلب.
متاسفانه این جویبار های فراوان و پراکنده در سطح کشور نمی توانست از نظر علمی به بنام جنبش مدنی تعریف شود زیرا دارای رهبری مورد وثوق کلیه این اجزا را نداشت . خوشبختانه با کودتای انتخاباتی که حکومت در روز ۲۲ خرداد انجام داد این مشکل جنبش جامعه مدنی یعنی رهبری مورد وثوق همه شامل موسوی و خاتمی و کروبی حل شد . حال میتوانید حدٍث بزنید که برنده کودتا کیست. جنبش جامعه مدنی ایران برهبری موسوی خاتمی و کروبی.