Saturday, 18 November 2017
شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶
 

یادداشتی از مرتضی کاظمیان خواهشی از موسوی، کروبی و خاتمی

اگر این تعامل و کنش مشترک در 16 آذر به‌بار نشست، چه بهتر؛ وگرنه مهم تحقق این مطلوب ِضروری و اقدام مهم و موثر در اولین امکان است.

ايران امروز
نشريه خبری سياسی الكترونيك
Iran Emrooz (iranian political online magazine)
Tue 01 12 2009 12:35

یادداشتی از مرتضی کاظمیان
خواهشی از موسوی، کروبی و خاتمی

mortezakazemian@yahoo.com

درآمد: دلبستگی‌های نویسنده‌ی این مطلب به «اصلاحات» (در معنای خاص این چند سال آن، و به‌ویژه از منظر دموکراتیزاسیون)، «جنبش سبز» و «راهبران نمادین» آن، برای مخاطبان عام و نیز مطالعه‌‌کنندگان خاص این یادداشت (یعنی آقایان میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی) به‌احتمال زیاد، امری پوشیده و پنهان نیست. آنچه نگارنده را به نگاشتن این یادداشت و طرح «یک تقاضا» از این سه چهره‌ی ویژه و محبوب این روزهای ایران وامی‌دارد، از یک‌سو متکی است به مفروض ابتدای نوشتار، و از سویی دلگرم است به خوانندگان بزرگواری که حامی و همراه «جنبش سبز» هستند و به‌نظر می‌رسد در این سخن و تقاضا، همدل و همفکر با نویسنده‌اند.

مستقل از این مقدمه، تقاضایی که نویسنده می‌کوشد در این مجال، آن را تبیین کند و اهمیت تحقق آن را مستدل سازد، یک ضرورت مفقود در جنبش اعتراضی مردم ایران است: «لزوم تعامل و هماهنگی و همراهی و مشورت و وحدت عمل هرچه بیشتر راهبران نمادین جنبش سبز، آقایان موسوی، کروبی و خاتمی».

۱.نگارنده از جمله افرادی است که جنبش اعتراضی مردم ایران را از منظر «جنبش‌های اجتماعی مدرن» مورد تحلیل و ارزیابی قرار می‌دهد. یکی از ویژگی‌های این جنبش‌ها (و نقاط ممیز و تفاوت جنبش‌های اجتماعی مدرن با جنبش‌های اجتماعی قدیم و کلاسیک) ساخت سازمانی آن است. در جنبش‌های اجتماعی جدید، دیگر شاهد ساخت سازمانی هرمی و سلسله مراتبی میان رهبر و رهروان، و رابطه‌ای مرید_مرادی نیستیم. در اینجا، یک رهبر (و گروه) مشخص و واحد و معین و کاریزما وجود ندارد که جنبش را بیآغازد؛ بلکه همه‌چیز از سازمانی شبکه‌ای و ساختی متکثر و متنوع (و البته با هویت و اهداف و چشم‌انداز مشترک) نشأت می‌گیرد. این ویژگی‌ها اما به‌معنای بی‌نیازی به راهبران نمادین نیست؛ رهبران نمادین در رابطه‌ای تعاملی با بدنه‌ی جنبش برجسته می‌گردند و از سوی خرد جنبش، برگزیده می‌شوند و مورد اعتماد و حمایت متقابل قرار می‌گیرند. این رهبران بیشتر «سیاست‌گذار»اند و تا هنگامی که مورد اعتماد و پذیرش خردجمعی جنبش باشند، به تعامل از از این جایگاه، مشغول خواهند بود.

۲. جایگاه ویژه‌ی آقایان موسوی و کروبی در اعتراض‌های مدنی پس از 22 خرداد، غیرقابل انکار است. دو نامزد معترض، با به نمایش گذاشتن جلوه‌های تامل‌برانگیزی از صداقت، شجاعت، اصول‌گرایی، و تعهد و پایبندی به وعده‌ها و شعارها و نیز عهدی که با حامیان انتخاباتی خویش بسته بودند، همراه و همگام مردم معترض، پیگیر «تغییر» شده‌اند. حضور پیوسته‌ی موسوی و کروبی در اعتراض‌های مردمی چند ماه اخیر (در قالب حضور در راهپیمایی‌‌ها، انتشار بیانیه، مصاحبه، دیدار با خانواده‌ی آسیب‌دیدگان و جان‌باختگان پس از انتخابات و ...)، بیش از پیش جایگاه ایشان را به‌مثابه‌ی راهبران نمادین این جنبش اعتراضی تعریف و تثبیت کرده است.

۳. در کنار موسوی و کروبی، سیدمحمد خاتمی به‌عنوان مهم‌ترین و اولین حامی نامزدی موسوی در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، به‌شکلی قابل توجه و حتی دور از شخصیت پیشین وی در دوران هشت سال رئیس‌جمهوری، «تعارف و رودروایستی» با تمامیت‌خواهان را کنار نهاده و همراه مطالبات جامعه مدنی شده است. خاتمی بی‌شک همچنان یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های سیاسی ایران محسوب می‌شود (اگر رویدادهای اخیر و مقاومت و پایمردی موسوی و کروبی نبود، چه‌بسا به سهولت می‌شد او را «محبوب‌ترین» شخصیت ایران امروز توصیف کرد)؛ محبوبیت و پایگاه مردمی و «کاریزما»ی خاتمی، قابل انکار نیست. او با همراهی احترام‌برانگیزش با جنبش سبز، خود را در کنار موسوی و کروبی، در مقام یکی از راهبران نمادین جنبش اعتراضی مردم ایران، مستقر ساخته است.

۴. در چند ماه اخیر، دیدارهای متعدد و پراکنده‌ای به‌صورت «دو به دو» میان موسوی، کروبی و خاتمی انجام شده است. انتشار خبر این دیدارها، هر بار برای بدنه‌ی جنبش اعتراضی، شوق‌آفرین و انرژی‌زا بوده است. ضمن این‌که برخی شایعات و «سم‌پاشی‌»های تمامیت‌خواهان را در مورد «شکاف» و اختلاف میان راهبران نمادین جنبش سبز، منتفی و نقش بر آب ساخته است. اقبال محسوس افکار عمومی به اخبار این دیدارها و خوشوقتی مشهود شهروندان معترض از انجام این جلسات گاه و بیگاه، آشکارا نشان از یک «ضرورت» دارد: ضرورت تعامل و هماهنگی و همراهی هرچه بیشتر موسوی، کروبی و خاتمی. افزون بر این، هراس و واکنش‌های خصمانه‌ و خشم‌آلود بازوهای رسانه‌ای و تبلیغاتی تمامیت‌خواهان از این دیدارها و همفکری‌ها نیز به‌قدر لازم، اهمیت تکرار و بسط این گپ و گفت‌ها و همآهنگی‌ها را بازمی‌تاباند.

۵. گلایه‌های آقای کروبی از برخی اصلاح‌طلبان، امری پوشیده محسوب نمی‌شود. ایشان، در مقاطع گوناگون و به مناسبت‌هایی، این گلایه‌ها و انتقادها را مورد اشاره قرار داده است. اما آیا در شرایط کنونی، و با توجه به «اصل بودن» پیگیری خواست «تغییر» و «اعتراض مدنی» مردم ایران، بازخوانی این گلایه‌ها یا تکیه بر آنها ضرورت دارد؟ آیا در شرایط کنونی تاکید بر «اختلاف‌‌نظرها» و تفاوت روحیات، موجب تشتت و چندپارگی معترضان نمی‌شود؟ آیا تمامیت‌خواهان، منتفعان درجه اول این «دوری و کدورت» نیستند؟
تردید ندارم که بخش اعظم شهروندان همراه جنبش سبز، از بزرگان و شیوخ خود، بزرگواری و تحمل و سعه‌ی صدری بیش از دیگران، انتظار دارد و چشم‌انتظار همدلی‌ها و همآهنگی‌های روزافزون است.
اصرار بر کنش فردی و تصمیم‌های شخصی، و پرهیز از اقدام جمعی و تعامل و همآهنگی و همکاری، در این روزهای سخت و خاص ایران، پیام‌های خوش‌عطری را به‌همراه ندارد.

۶. تردیدی نیست که شیوه و مشی و منش موسوی، کروبی و خاتمی، واجد تفاوت‌هایی محسوس با یکدیگر است. اما آیا تاکید و اصرار بر لزوم اتخاذ یک مشی و در پیش گرفتن یک روش، ضروری است؟ شاید آقای کروبی خود را با آقای موسوی، همگام‌تر بداند، و بخشی از ملاحظات و منش و مشی آقای خاتمی را چندان نپسندد (و بالعکس). اما به‌نظر می‌رسد که آنچه برای بدنه‌ی اجتماعی حامی «تغییر»، اصل و مهم است، توافق راهبران نمادین بر کلیات است. هر یک از آقایان محق است که با روش و شیوه‌ی خویش، و متکی بر منش و خصوصیات رفتاری و شخصیت خود، پیگیر مطالبات شود؛ چنان‌که رویکردها و اقدامات هر یک از اعضای این جنبش اجتماعی (از خرد و کلان) ویژگی‌های خود را داراست و بر بضاعت‌ها و امکانات و محدودیت‌ها و فرصت‌های خویش مبتنی است. آن‌گونه‌که دیدگاه‌ها و مواضع آیت‌الله منتظری به‌عنوان یکی از ارکان و منابع انرژی‌زای این جنبش، اختصاص به شخص ایشان دارد و واجد تمایزها و ویژگی‌های منحصر به‌فردی است.

۷. تا هنگامی که موانع و محدودیت‌های جدی بر سر راه دیدار حضوری و سه‌وجهی آقایان موسوی، کروبی و خاتمی وجود ندارد و شکل نگرفته، هرگونه اجتناب از تحقق جلسات همآهنگی و گفت‌وگو، پرهیز از تزریق انرژی‌ مثبت به جان جنبش اعتراضی امروز مردم ایران است، و بی‌شک چنین غفلتی نه تنها از سوی شهروندان پیگیر تغییر، مورد تایید قرار نخواهد گرفت که با انتقاد جدی همراه خواهد شد. حتی در یک وضع ویژه (وجود موانع مزاحم جدی بر سر راه دیدار و تعامل سه‌جانبه‌ی موسوی، کروبی و خاتمی) که غیرمحتمل به نظر نمی‌رسد، آقایان به‌سهولت، و با بهره جستن از فنآوری ارتباطات، امکان همفکری و اتخاذ مواضع مشترک دارند.

چند سطر موضع مشترک راهبران نمادین، تاثیراتی بیش از چند صفحه موضع شخصی هر یک از آقایان یا چند ده دقیقه اظهارنظر ایشان خواهد داشت.‌ اثر و خروجی حاصل از جمع انرژی و اثر موسوی، کروبی و خاتمی، مطابق آنچه در «سینرژی» (هم‌افزایی) مطرح است، به شکلی قابل پیش‌بینی بیشتر از اقدام و کنش جداگانه و مستقل هریک است. اگر برای تحقق سینرژیسم و هم‌افزایی، داشتن هدف مشترک و هويت ارزشي و فرهنگي مشترك و تعامل مهم است، موسوی و کروبی و خاتمی تنها باید این آخری (تعامل هرچه بیشتر با هم) را مورد توجه هرچه بیشتر قرار دهند.

۸. هفته‌ای بیش به شانزدهم آذر، روز دانشجو نمانده است. صدها دانشجو در هفته‌های اخیر بازداشت، یا به کمیته‌های انضباطی فراخوانده شده‌ و مورد تهدید قرار گرفته‌اند. به‌عنوان عضوی کوچک از جنبش سبز مردم ایران، از آقایان موسوی، کروبی و خاتمی تقاضا می‌کنم به احترام هزینه‌ای که دانشجویان اصلاح‌طلب و پیگیر تغییر و خانواده‌هایشان تاکنون پرداخته‌اند، در موضعی مشترک و با انتشار بیانیه‌ای سه‌امضایی، خونی تازه به پیکر همچنان ایستاده‌ی جنبش سبز مردم ایران تزریق کنند؛ و این بیانیه را به‌مثابه‌ی گام نخست برای انتشار دیگر مواضع مشترک و اقدامات هماهنگ، مورد توجه قرار دهند. تردید ندارم که بخش اعظم شهروندان معترض، چشم‌انتظار این اقدام آقایان است و چنین عملی را «وظیفه»ی ایشان ارزیابی می‌کند.
«تعهد» یکایک راهبران نمادین جنبش سبز به شهروندان معترض و خواست‌های قانونی و انسانی ایشان، هرچند تاکنون و به‌قدر لازم به اثبات رسیده و متبلور شده است، اما تحقق تام و تمام این «میثاق نانوشته»، پایان نیافته، و همفکری و مشورت و همآهنگی و همکاری و وحدت عمل آقایان، تنها یکی از اقدامات بر زمین مانده محسوب می‌شود. نزدیکان این سه بزرگوار، مکلف‌اند که بدون فوت وقت، پیگیر تحقق خواستی باشند که شهروندان پرشماری، آن را مطالبه می‌کنند.

-------------

(بعدالتحریر:
الف. اگر این تعامل و کنش مشترک در 16 آذر به‌بار نشست، چه بهتر؛ وگرنه مهم تحقق این مطلوب ِضروری و اقدام مهم و موثر در اولین امکان است.
ب.نگارنده از تمامی کنشگران مدنی سبز که با مضمون این درخواست موافق و همدل‌اند، درخواست می‌کند به سهم خویش و به‌ قدر امکانات و توان خود، در پیگیری این تقاضا و انعکاس آن، تا تحقق مطلوب، بکوشند. کوششی که پیامدهای غیرقابل انکاری بر تثبیت، تعمیق و توفیق جنبش سبز مردم ایران به‌همراه خواهد داشت.)