Friday, 22 September 2017
جمعه ۳۱ شهريور ۱۳۹۶
 

درس اصلی ۲۲ بهمن / محسن حیدریان

روز ۲۲ بهمن صحت رویکرد کسانی را نشان داد که ازسال ها پیش همواره تاکید کرده اند که مشیِ سیاسیِ برایِ تحقّقِ مطالبات مردم ایران، انجامِ اصلاحات وتغییراتِ گام به گام وآرام درقانون اساسی است، نه تغییریکبارۀ تمامت آن که ابزاروووسایل دیگری را می طلبد. این راه وروش، ناشی از مصلحت اندیشی یا یک امرتاکتیکی نیست. بلکه یک باورحقیقیِ، وبرخاسته ازده ها سال تجربه های تلخ وشیرین است. تناسب قوای کنونی ایران نشان میدهد که دستیابی به آزادی ها ودموکراتیزاسیون جامعه، جزازراهِ پیکارِآرام وگام به گام وبا مشارکت آزاد وآگاهانه وگستردۀ مردم، میسّرنیست. بدین منظور باید درراه آرام کردن فضای سیاسی جامعه درجستجوی راه قابل پذیرش ازدوسوکه قبول آن به نوعی همان سازش متقابل است، آگاهانه کوشید. باید باایجاد یک تعادل تازه سیاسی درحیات کشور، با بهره گیری ازقوانین موجود، خواست هایِ اصلاح طلبانۀ جنبش سبز راازراه نیرومندترکردن این جنبش وجلب نیروهای بینابینی اصول گراوگروه های تازه ای ازشهروندان وروستا نشینان، متحقّق ساخت. اکنون هیچ کس بهتر از سرکردگان حکومت نمیداند که خواست های حداقلی نظیر آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات و لغو نظارت استصوابی درگوهرخود، کلیدهرخواست وآرمان برزگ تر، ازجمله خواست انتخابات آزاد ودیگرخواست های آزادی خواهان ایران درراستای تامینِ تمام وکمال حاکمیّت ملّت درهمۀ ارگان هاست.

درس اصلی ۲۲ بهمن
محسن حیدریان

از نگاه دو گروه یعنی هسته سخت قدرت جمهوری اسلامی و نیز رادیکالهای خارج از کشور روز ۲۲ بهمن روز شکست جبنش سبز تلقی می شود. حامیان دولت در تبلیغات رسمی، با مصادره کردن حضور گسترده سبزها، این روز را "فتح الفتوح" خود نامیدند و برخی از نویسندگان اپوزیسیون نیز مقصر این شکست را "فقدان رهبری" و یا "فقدان استراتژی سیاسی" میدانند.

اما با نگاهی عمیق تر به رفتارهای سیاسی در روز ۲۲ بهمن بدون نگرانی می توان به یقین گفت که هر دو تلقی افراطی فوق نادرست و ناکام از آب در آمدند. زیرا روز ۲۲ بهمن نشان داد که حکومت قادر به یک سره کردن کار چنانکه بارها اعلام کرده بود از طریق خفه کردن جنبش سبز نیست و نیز اینکه جنبش سبز در برابر کسانی که با رهنمودها و شعارهای رادیکال در عمل جنبش را ازنفس می اندازند و به بیراهه جنگ نابرابرِتن به تن با سرکوبگران می کشاند، یک مصونیت درونی یافته است. ایران به درجه ای از رشد عقلانیت و بلوغ سیاسی رسیده است که شانس زیادی در بکارگیری روش ترور رهبران اپوزیسیون از سوی حکومت و نیز پیروی از روشهای رادیکال مبارزه سیاسی از سوی مردم را نمی دهد.

هماهنگی و ظرفیت اجرائی امنیتی و انتظامی و اطلاعاتی حکومت در روز ۲۲ بهمن گرچه یک پیروزی تبلیغاتی کوتاه مدت را نصیب او کرد، اما همزمان دو واقعیت جامعه کنونی ایران را نیز رونما ساخت. نخست حضور گسترده، انکارناپذیر و مسالمت آمیز جنبش سبز و سپس وجود حامیان میلیونی دولت و ولی فقیه به شکل بسیجیان و بخشی از مردم را.

لذا آنچه در زورآزمایی نابرابر روز ۲۲ بهمن براستی رخ نمود، نه شکست بکله بلوغ جنبش سبز و استمرار و خودباوری آن است. روز ۲۲ بهمن یکبار دیگر روشن شد که جنبش سبز به درجه ای از خود باوری رسیده است که گوشی برای شنیدن پیام های رادیکال و اقدامات وتغییرات ضربتی وبه اصطلاح، «انقلابی» ندارد. حضور میلیونی سبزها در روز۲۲ بهمن همانگونه که رهبری جنبش سبز خواسته بود، پا بر زمین واقعیت ها دارد و بدون آنکه اسیرهیجانات زود گذرگردد و نیروی خود را به تنگنای مبارزه خشونت آمیز اندازد، خود را با وجود همه فشارها و در میان محاصره نیمه نظامی خیابانها، با هزار زبان و شکل به رخ می کشد، بدون اینکه تعیین میدان مبارزه را به دست سرکوبگران وانهد.

آنچه که در روز ۲۲ بهمن شکست خورد تصوّرتغییرکل نظام دریک چشم انداز نزدیک از طریق نادیده گرفتن رهبری واقعی این جنبش در داخل ایران و رادیکالیسم بیشتروصف بندی ستیزه جویانه تر، درمصاف رودررویِ خیابانی و یا بحث های بی پایان در باره جدا کردن صف سکولارها از اقشار باورمند در جنبش کثرت گرای سبز است. این نیز روشن شد که جنبش سبز به دلایل کاملا طبیعی و عقلایی، به رویکردهایی تن نمی دهد که درصورتِ نیروگرفتنِ نسبیِ آن، درعمل پیامدی جزتفرقه درصفوف جنبش سبزوتضعیفِ آن؛ وانسجام نیرو های رادیکالِ سرکوبگرِحاکمیّت وتقویتِ حسّ انتقام گیری این جناح، ببارنمی آورد. روز ۲۲ بهمن این واقعیت را بر همگان آشکار کرد که حفظ وضع موجود از طریق بکارگیری نیروهای نظامی برای کشورداری نه تنها در آینده بلکه در میان مدت امکان ندارد. از سوی ديگر با استمرار جنبش سبز، اقتدارگرایان کار خود را به جائی رسانيده اند که هر امتياز با معنی از سوی آن به جنبش سبز داده شود دير يا زود سرشت اين نظام را تغيير خواهد داد. اما این تغییر بنا به ظرفیّت نیروهای اصلی متشکلۀ ورهبرای کنندۀ جبنش گسترده سبز، تغییرنظام نیست. بلکه ایجاد تغییرات و اصلاحات دردرون نظام، درراستایِ تقویت جمهوریت آن وتامین حقوقِ پایمال شده وبه فراموشی سپرده شدۀ ملت بااستفاده ازمبانی وامکاناتِ موجود درقانون اساسی است.

روز ۲۲ بهمن صحت رویکرد کسانی را نشان داد که ازسال ها پیش همواره تاکید کرده اند که مشیِ سیاسیِ برایِ تحقّقِ مطالبات مردم ایران، انجامِ اصلاحات وتغییراتِ گام به گام وآرام درقانون اساسی است، نه تغییریکبارۀ تمامت آن که ابزاروووسایل دیگری را می طلبد. این راه وروش، ناشی از مصلحت اندیشی یا یک امرتاکتیکی نیست. بلکه یک باورحقیقیِ، وبرخاسته ازده ها سال تجربه های تلخ وشیرین است. تناسب قوای کنونی ایران نشان میدهد که دستیابی به آزادی ها ودموکراتیزاسیون جامعه، جزازراهِ پیکارِآرام وگام به گام وبا مشارکت آزاد وآگاهانه وگستردۀ مردم، میسّرنیست. بدین منظور باید درراه آرام کردن فضای سیاسی جامعه درجستجوی راه قابل پذیرش ازدوسوکه قبول آن به نوعی همان سازش متقابل است، آگاهانه کوشید. باید باایجاد یک تعادل تازه سیاسی درحیات کشور، با بهره گیری ازقوانین موجود، خواست هایِ اصلاح طلبانۀ جنبش سبز راازراه نیرومندترکردن این جنبش وجلب نیروهای بینابینی اصول گراوگروه های تازه ای ازشهروندان وروستا نشینان، متحقّق ساخت. اکنون هیچ کس بهتر از سرکردگان حکومت نمیداند که خواست های حداقلی نظیر آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات و لغو نظارت استصوابی درگوهرخود، کلیدهرخواست وآرمان برزگ تر، ازجمله خواست انتخابات آزاد ودیگرخواست های آزادی خواهان ایران درراستای تامینِ تمام وکمال حاکمیّت ملّت درهمۀ ارگان هاست.