Saturday, 18 November 2017
شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶
 

مسیر تداوم اصلاح طلبی / علیرضا رجایی

اصلاح طلبان باید با توجه به عدم مجال حضور در حوزه قدرت و سیاست رسمی به فعالیت و حضور قوی تر در جامعه مدنی بپردازند. چه آنکه با برخی معذوریت ها و محدودیت هایی که در حوزه های فرهنگی و رسانه یی وجود دارد، فعالیت در عرصه مدنی نیز آسان به نظر نمی رسد. بنابراین باید با صبر و حوصله به دنبال راه حلی مناسب بود. اصلاح طلبان باید ببینند در عرصه جامعه مدنی و در ارتباط با تعامل شان با مردم با توجه به اینکه رسانه موثری نیز وجود ندارد

اکنون جریان اصلاح طلب در شرایطی قرار دارد که اتخاذ استراتژی و راهکارهای مشخص برای تداوم حیات سیاسی‌اش امری ضروری است.
مسیر تداوم اصلاح طلبی

علیرضا رجایی

اکنون جریان اصلاح طلب در شرایطی قرار دارد که اتخاذ استراتژی و راهکارهای مشخص برای تداوم حیات سیاسی‌اش امری ضروری است. آنچه در ابتدا می توان گفت این است که پس از تحولات سیاسی چند ماه اخیر نمی شود از راه حل دست به نقد و سریع الوصولی سخن گفت. این مساله از بررسی فضای سیاسی کشور نتیجه گرفته می شود که با توجه به برخی محدودیت ها و مسائلی که برای احزاب و سران اصلاح طلب پیش آمده، نمی توان به سرعت به راه حلی دست یافت. در حال حاضر جریان اصلاحات در چارچوب فضای سیاسی موجود قابلیت حضور در عرصه قدرت رسمی را از دست داده است. بنابراین در شرایطی که مجالی برای حضور در حوزه رسمی وجود ندارد، جریان های اصلی اصلاح طلب باید به راه حل هایی بیندیشند که امکان حضور آنها را در عرصه جامعه مدنی محقق کند که البته این مسیر نیز چندان آسان نیست. اصلاح طلبان باید با توجه به عدم مجال حضور در حوزه قدرت و سیاست رسمی به فعالیت و حضور قوی تر در جامعه مدنی بپردازند. چه آنکه با برخی معذوریت ها و محدودیت هایی که در حوزه های فرهنگی و رسانه یی وجود دارد، فعالیت در عرصه مدنی نیز آسان به نظر نمی رسد. بنابراین باید با صبر و حوصله به دنبال راه حلی مناسب بود. اصلاح طلبان باید ببینند در عرصه جامعه مدنی و در ارتباط با تعامل شان با مردم با توجه به اینکه رسانه موثری نیز وجود ندارد تا چه میزان می توانند موفق عمل کنند. این امر می تواند دارای پیش زمینه هایی در دو دهه گذشته هم باشد. چه آنکه به رغم انتقاداتی که نسبت به اصلاح طلبان درباره نحوه عمل شان برای تقویت جامعه مدنی می شود، این جریان دارای تجربیات قابل قبولی در این حوزه است. در دولت اصلاحات تا آنجایی که به رشد و گستردگی جامعه مدنی برمی گردد مجموعاً دستاورد اصلاح طلبان موفق بوده است. با بررسی آن دوران به تلاش های شایسته یی در راستای تقویت جامعه مدنی برمی خوریم. شاید همان تلاش ها بود که منجر به مشارکت حداکثری جامعه در بیست و دوم خرداد شد. در بیست و دوم خردادماه بخشی از جامعه که نسبت به هرگونه مشارکت حالت قهر یا بی تفاوتی داشت فعالانه وارد عرصه شد. فعال شدن این بخش از دستاوردهای مهم دوران اصلاحات است که در آن مقطع در زمینه گسترش و استقلال جامعه مدنی تلاش وافری صورت دادند. به هر صورت در فضای کنونی که اصلاحات با شرایط و موانع متفاوتی روبه رو است، می تواند با مد نظر قرار دادن وجه اجتماعی و فرهنگی به فعالیت بپردازد و از حرکت بازنایستد.

اساساً در چنین مقاطعی باید فعالیت های اجتماعی و فرهنگی بارزتر و پررنگ تر از گذشته دنبال شود تا فعالیت هایی که به نوعی مهر سیاسی را با خودشان به همراه دارند. علاوه بر این، برداشت فعلی از جامعه مدنی ایران آن است که به رغم دشواری ها می توان بیشتر در این زمینه فعال بود چرا که جامعه مدنی ایران مستعد یک سیر دموکراتیک است و هرچند با دشواری هایی روبه رو شود اما نهایتاً خاموش نمی شود و از حرکت نمی ایستد. در این حال نمی شود دوره و بازه زمانی مشخصی را برای اتمام این دشواری ها پیش بینی کرد اما در نهایت پایانی برای آن متصور است. به این ترتیب تا زمانی که زمینه دموکراتیک و مشارکت جویی در حوزه های سیاسی- اجتماعی در متن جامعه مدنی وجود دارد، نیروهای اصلاح گر نیز از هرگونه و طیفی می توانند به فعالیت بپردازند. هرچند ممکن است طیف های متنوع حاضر در جریان اصلاح طلبی که به نظر می رسد این روزها ارائه های نزدیک تری به یکدیگر پیدا کرده اند استراتژی های مشخص و یکسانی نداشته باشند اما می توانند در این بستر به حیات شان ادامه دهند.

در شرایط کنونی دو مساله پیش روی اصلاح طلبان قرار دارد؛ مساله اول موضوع ادامه زیست سیاسی و همان تئوری قدیمی بقا است و مساله دوم نحوه و چگونگی این بقاست. در مقوله اول یعنی موضوع بقای سیاسی باید گفت اساساً این جریان ها قابل انهدام یا حذف کامل نیستند چرا که زمینه اجتماعی برای فعالیت شان وجود دارد و همان طور که گفته شد جامعه مدنی نیز پذیرای حضور و فعالیت شان است. در این حال اما حضور سیاسی اصلاح طلبان به ظاهر کمرنگ تر از گذشته خواهد شد که این معنایش اضمحلال و حذف نیست و آن وجهه فرهنگی و اجتماعی شان است که نمود بیشتری پیدا خواهد کرد. اما در رابطه با مساله دوم طبیعی است که اصلاح طلبان نمی توانند همچون دوران پس از دوم خرداد با دست باز بازی کنند. اکنون بخش قابل توجهی از کادرهای احزاب و جریان های اصلاح طلب با مشکلاتی روبه رو شده اند و برخی نیز در زندان هستند. بنابراین طبیعی است که نمی توان همچون گذشته عمل کرد و باید با راهکارهای دیگری به فعالیت پرداخت. در این فضا البته بستر خلاقیت و نوآوری هم بیشتر خواهد شد. به طور کلی در حال حاضر وارد یک فضای پیچیده سیاسی شده ایم که جزییات تحلیلی اش در اینجا قابل ارائه نیست و این فضای پیچیده راهکارهای تازه یی را برای فعالیت می طلبد. اکنون واقعیات و تحولات در خودآگاهی و وجدان عمومی جامعه به سرعت و به روشنی منتقل می شود که این نیز یکی از نتایج هشت سال اصلاح طلبی است چرا که آگاهی بخشی رویه اصلاح طلبان بود که با حرکت ها و فعالیت هایی در جهت افزایش سطح آگاهی ها و تحلیل های جامعه عمل می کردند. به این ترتیب چارچوب های کلی تحلیلی به جامعه منتقل شده است و از این منظر با دشواری تحلیل شرایط و تحولات روبه رو نیستیم. نکته اینجاست که باید به دنبال یافتن راهکارهایی برای بقا بود که منجر به محافظه کاری یا بی عملی و انفعال نشود. این راهکارها و استراتژی ها نیز در جریان عمل دست یافتنی است. باید با صبر و حوصله و به گونه یی پراگماتیستی راه حل ها را پیدا کرد و در راستایشان حرکت کرد.
منبع اعتماد