Wednesday, 16 August 2017
چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶
 

بررسی کتاب؛ فرهنگ، مردم‌سالاری، توسعه / علی امینی نجفی

شناسنامۀ کتاب

فرهنگ، مردم سالاری، توسعه

گفت‌وگوکننده و ویراستار: علی میرزائی

تهران، نشر نگارۀ آفتاب، ۱۳۸۸

چاپ اول، ۵۲۰ صفحه، ۱۰هزار تومان
درباره کتاب

بررسی کتاب؛ فرهنگ، مردم‌سالاری، توسعه

علی امینی نجفی

کتاب "فرهنگ، مردم‌سالاری، توسعه" متن ویراسته‌ یازده گفت‌وگو و سه میزگرد را در برمی‌گیرد، که در فاصلۀ سالهای ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۸ در مجله "نگاه نو" چاپ و منتشر شده‌اند.

گفت‌وگوکننده علی میرزائی است، سردبیر "نگاه نو"، نشریه‌ای فرهنگی که نخستین شماره آن در مهرماه ۱۳۷۰ در آمد و تا کنون ۸۴ شماره آن در تهران منتشر شده است.

آقای میرزائی در اين گفت‌وگوها گاه از ياری برخی از همكارانش در "نگاه‌نو" بهره برده و در هر مورد نام آنان را آورده است: عبدالحسين آذرنگ، بهاءالدين خرمشاهی، كامران فانی، عزت‌الله فولادوند و....

طرف‌های گفت‌وگو و شرکت‌کنندگان در میزگردها از دست‌اندکاران و دلبستگان به مباحث فرهنگی هستند که معمولا به مناسبتی خاص، بیشتر انتشار کتابی تازه، برای مصاحبه دعوت شده‌اند.

فرهنگ، شالوده‌ توسعه

علی میرزائی در پیشگفتار، دربارۀ پیوند درونی مباحث کتاب گفته است: "انسان بافرهنگ و انسان توسعه‌یافته، مردم‌سالاری را به عنوان شیوه کنش‌گری اجتماعی و سیاسی برمی‌گزیند، و زندگی در چنین فضایی است که غنای آفرینش‌های فرهنگی – هنری و دست‌یابی به مرتبه‌های بالاتری از توسعۀ انسانی و توسعۀ اجتماعی و سیاسی و افتصادی، و حتی توسعه به معنای عمران و آبادانی فیزیکی کشور را به بار می‌آورد. فرهنگ، مردم‌سالاری و توسعه در چرخه‌های پیش‌رونده، هم به وجودآورنده و تقویت‌کننده‌ یکدیگرند و هم برآیند یکدیگر...»(صفحه ۶ کتاب)

کشمکش پایان‌ناپذیر سنت و تجدد

اولین گفت‌وگوی کتاب با رامین جهانبگلو است، پژوهشگر ایرانی که در پهنه‌ای گسترده از فلسفه و اندیشه سیاسی، تا هنر و سینما آثاری عرضه کرده است.

جهانبگلو بیشتر زندگی خود را در کشورهای غربی گذرانده، و پرسمان برخورد فرهنگی، مجادلۀ سنت و مدرنیته، در مرکز کارهای پژوهشی و گفت‌وگوهایی قرار دارد که با اندیشمندان نامی مغرب زمین انجام داده است.

جهانبگلو بحث مدرنیته را چالش اصلی جوامع "سنت‌زده" می‌داند: «برای من این مطرح است که جهان سوم چگونه می‌تواند به فرایند تمدن مدرن ملحق شود. اکنون جهان سوم بر سر این دوراهی قرار گرفته است: ماندن با "سنت" یا رفتن به سوی جامعۀ مدرن، که تکنولوژی، دموکراسی و حقوق بشر از ویژگی‌های آن است. ما یا باید بسته بمانیم و فقط مسائل خودمان را مطرح کنیم و دورتر از فرهنگ خودمان را نبینیم، واین البته ما را از عرضه کردن فرهنگ خودمان به جهانیان هم محروم می‌کند، یا به سوی جامعۀ مدرن گام برداریم، که فقط تمدن غرب نیست، بلکه مجموعه‌ایست از گفت‌وگوها و ارتباطات میان فرهنگ‌های امروز جهان که ارزش‌های اصلی اندیشه تجدد را مطرح می‌کنند.»(۳۲)

پشتوانه زبان فارسی

عزت‌الله فولادوند با ترجمه‌های بسیار، به ویژه از متون فلسفی و اجتماعی نامور است. او یادآور می‌شود که در نثر روان و استادانۀ خود از "مخزن و گنجینه‌ای که در زبان فارسی و در زبان فلسفی خودمان داریم" بهره می‌برد.

آقای فولادوند ضمن انتقاد از رواج بدعت‌هایی مانند افراط در "واژه‌سازی" در کار مترجمان تازه‌کار، تأکید می‌کند: «به خصوص در فلسفه به قدری سابقه و سنت داریم که در بسیاری موارد ما را از واژه‌سازی بی‌نیاز می‌کند... به مترجمان جوان توصیه می‌کنم که هرچه می‌توانند به متون کهن فارسی رجوع کنند و مطمئنم هرگز زیان نخواهند کرد و، اگر بخواهند ترجمه را پیشۀ خود کنند و خدمتی بکنند برای انتقال علم به زبان فارسی، یکی از تکالیفشان مراجعه به متون فارسی است.»(۵۸)

نوسازی زبان، ضرورت تجدد

در کتاب دو گفت‌وگو با داریوش آشوری آمده است. در گفتگوی اول بیشتر درباره زندگی، تجربیات سیاسی و تلاش‌های اجتماعی این نویسنده صحبت شده است و در گفت‌وگوی دوم بیشتر درباره کارها و فعالیت‌های فرهنگی او.

آشوری در گفت‌وگوی "از رادیکالیسم سیاسی تا فعالیت‌های بنیادی فرهنگی" تمرکز خود بر مسائل فرهنگی را چنین توضیح می‌دهد: «متوجه شدم که سیاست و عمل سیاسی، آن طورها که به نظر می‌رسید، راه حل مشکلات ما نیست. گره اساسی در زندگی فرهنگی و در ذهنیت ماست، پس باید در زمینه‌های فرهنگی فعالیت بنیادی کرد... کار فرهنگی در واقع کار اساسی روشنفکرانه است، که ما در دوران درازی آن را فراموش کرده‌ایم.» او هدف اصلی فعالیت خود را چنین تعریف می‌کند: «کوشش برای بالا بردن سطح دانش و فرهنگ در میهنم و کمک به رشد ذهنیت علمی و فلسفی.»(۹۴)

آشوری از ضرورت تحول زبان فارسی در جهت همسازی با زندگی امروز دفاع می‌کند: «زبان فارسی سابقۀ تاریخی بزرگ و درخشانی دارد... ولی این مشکل اساسی را هم داشته‌ایم که این زبان که متعلق به آن تاریخ و سنت و پیشینه بوده چگونه می‌تواند بیاید و وارد قلمرو دنیای مدرن بشود و حامل ایده‌ها و مفاهیم و اندیشه‌های مدرن بشود. در این زمینه، به دلیل این که ما هنوز وارد قلمرو ذهنیت مدرن به معنای دقیق کلمه نشده‌ایم، هنوز نگرش ما به زبان نگرش سنتی است، نگرش ادیبانه است.»(۱۰۶)

آقای آشوری در دفاع از گسترش افق‌های بیانی زبان فارسی، به ویژه از راه نوآوری و واژه‌سازی می‌گوید: «زبان فارسی البته سرمایه بسیار گرانبهایی است و من معتقدم که این زبان که زبان ادبی و فرهنگی بخش بزرگی از آسیا در طول چند قرن بود، توان این را دارد که به عنوان یک زبان مهم فرهنگی دوباره ظاهر شود و باز هم نقش تاریخی بازی کند، به این شرط که بازسازی شود، به این شرط که برگردیم و با دید سنجش‌گرانه به این میراث بنگریم و آن را با دید علمی بشناسیم و خوب و بد آن را جدا کنیم.»(۱۰۷)

آشوری در انتقاد از رکود زبان فارسی در طول قرنها، از جمله می‌گوید: «نثر فارسی جز در دو سه قرن اول، هرچه جلو آمده بیشتر گرفتار انحطاط و یاوه‌گویی شده است. پرگویی و بیهوده‌گویی آن خلاف طبیعت اقتصاد زبان و اقتصاد بیان است که ما امروز به آن نیاز داریم.»(۱۱۰)

نقد روش سنتی در تدوین فرهنگ

"روشی که در کار زبان برگزیده‌ام دمساز است با یک نوع نگاه فلسفی تاریخی به کل مسئله فرهنگی ما در این زمانه، و مسئلۀ گذار از این مرحلۀ کنونی، که ناگزیر مسائل و عارضه‌های زبانی خود را نیز دارد."

داریوش آشوری

دومین گفت‌وگو با داریوش آشوری "به مناسبت انتشار واژه‌نامه انگلیسی فارسی برای علوم انسانی" صورت گرفته و بیشتر پیرامون ضرورت تدوین فرهنگ‌های تازه دور می‌زند.

آشوری عقیده دارد: «ما هنوز، چه در زمینه فرهنگ‌نویسی عمومی، چه رشته‌ای و تخصصی، به روش‌شناسی دقیق و پیش‌اندیشیده، چنان که باید، نرسیده‌ایم و در نتیجه پراکندگی و آشفتگی عمومی ذهن و زبان ما، به ویژه در زمینه واژگان علمی به فرهنگ‌های ما نیز راه می‌یابد.» او تأکید می‌کند: «بازگشت انتقادی به گذشته و بازنگری در میراث زبان فارسی از لوازم کار بازسازی زبان است.»(۲۰۵)

در این گفت‌وگو مبحث زبان، چونان معضلی فرهنگی، در پیوند با بینش فلسفی مطرح می‌شود: «روشی که در کار زبان برگزیده‌ام دمساز است با یک نوع نگاه فلسفی تاریخی به کل مسئله فرهنگی ما در این زمانه، و مسئلۀ گذار از این مرحلۀ کنونی، که ناگزیر مسائل و عارضه‌های زبانی خود را نیز دارد.»(۲۰۷)

آشوری جایگاه مرکزی زبان را در درک و جذب مفاهیم "ذهنیت مدرن" چنین توضیح می‌دهد: «از دیدگاه ذهنیت مدرن که ما به ناگزیر با آن روبه‌رو شده‌ایم و سراسر جهان را این ذهنیت زیر و زبر کرده است، تصرف زبان بخشی است از تصرف جهان.»(۲۱۶)

اهل قلم در گیرودار زندگی

"نان و قلم" عنوان میزگردی است با شرکت گلی امامی، کریم امامی، عبدالحسین آذرنگ، حسین حسینخانی، بهاالدین خرمشاهی، کامران فانی، عزت‌الله فولادوند و علی میزرائی. در این گفتار "بحث بر سر معاش و اقتصاد اهل قلم است. چرا از راه قلم زدن نمی‌شود گذران زندگی کرد؟ مشکلات کدام است؟ ریشه مشکلات در چیست؟"(۱۲۴)

گفت‌و‌گوکنندگان به بازار کتاب و مشکلات رونق چاپ و نشر در ایران نیز پرداخته‌اند.

موانع دموکراسی در ایران

فخرالدین عظیمی، که در نوشته‌های خود، به ویژه به سیر نظام پارلمانی ایران بین سالهای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۲ پرداخته، در گفت‌و‌گو با "نگاه نو" برخی از نظریات متداول سیاسی را درباره دموکراسی مطرح می‌کند.

آقای عظیمی پس از بحث در رابطه دموکراسی با توسعۀ صنعتی، لیبرالیسم و فردگرایی، از پیوند درونی دموکراسی با حاکمیت ملی سخن می‌گوید. او معتقد است که این روند در ایران به بحران منجر شد، زیرا «هدف مشروطه برقراری حاکمیت دموکراتیک و استقرار حکومتی بوده است که تصمیم‌گیران سیاسی آن نمایندگان منتخب مردم باشند. سرتاسر تاریخ مشروطه‌خواهی ایران داستان تلاش در جهت به کرسی نشاندن حاکمیت ملی و مردمی است، ولی این تلاش، هم با مخالفت و مقاومت سلطنت و هواخواهان آن روبه‌رو شد و هم نیروهای خارجی آن را عامل بی‌ثباتی سیاسی تلقی کردند...»(۱۸۸)

بغرنج ترجمه

نجف دریابندری در گفت‌وگویی به عنوان "رازهای ترجمۀ بیلی باتگیت، اثر ای ال دکتروف" از چم و خم کار ترجمه می‌گوید و درس‌هایی که حاصل دهها سال کار جدی و پروسواس است.

جالب است که دریابندری، مترجم ورزیده‌ای که فارسی‌زبانان برخی از بهترین ترجمه‌ها را مدیون او هستند، از برگردان برخی از کارها ابراز عجز می‌کند و می‌گوید: «در واقع هر کتابی را می‌شود به نحوی ترجمه کرد، چنان که می‌کنند و می‌بینیم، اما این غیر از آن است که آدم احساس کند این داستان را می‌تواند آن طور که دلش می‌خواهد به فارسی دربیاورد.»(۲۴۷)

از رشد و توسعه

در سال ۱۳۷۷ رضا منصوری استاد دانشگاه کتابی منتشر کرد با عنوانی جنجالی: "ایران ۱۴۲۷: عزم ملی برای توسعۀ علمی و فرهنگی». نویسنده در کتاب خود چنین استدلال می‌کند که توسعۀ ایران پنجاه سال بعد، یعنی از سال ۱۴۲۷ شروع خواهد شد. او در گفت‌وگو با عده‌ای از کارشناسان و همکاران "نگاه نو" نظر خود را باز کرده است.

آقای منصوری عقیده دارد: «کشور ما در حل مسائل خودش عاجز است. مشکلات بسیار دارد، و ما به این دلیل، توسعه‌نیافته هستیم و باید سعی کنیم که توانایی حل مشکلاتمان را پیدا کنیم و بعد بشویم توسعه‌یافته.»(۳۱۸)

موانع شکوفایی ادبیات معاصر

در ميزگردی دربارۀ ادبيات امروز ايران، حورا ياوری، مسعود احمدی، اميرحسن چهل‌تن، احمد غلامی، جواد مجابی، حافظ موسوی و علی ميرزائی، كه همگی در آفرينش يا نقد ادبی دستی دارند، نظريات خود را مطرح كرده‌اند.

مباحث این میزگرد بسیار گسترده است و شرکت‌کنندگان درباره مسائل بسیاری در پیوند با پیشرفت ادبیات داستانی، از شیوه‌ها و سبکها تا نظریات ادبی، گفت‌وگو می‌کنند. مشکلی که همه بر آن توافق دارند این نکته است که سانسور از رشد هماهنگ و پیوسته‌ی ادبیات معاصر جلوگیری کرده است.

کتابی جنجال‌برانگیز

چند سال پیش پرویز جاهد، منتقد و نویسنده سینمایی، گفت‌وگویی مفصل با ابراهیم گلستان منتشر کرد به عنوان ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌"نوشتن با دوربین".

این کتاب به ویژه با لحن تندی که گلستان در اظهار نظر درباره برخی کسان به کار برده بود، بحث فراوانی برانگیخت؛ و همین باعث شد که علی میرزائی سردبیر "نگاه نو" با پرویز جاهد به گفت‌وگو بنشیند و از او درباره شرایط انجام مصاحبه با گلستان و نظریات و حرف‌هایی که در کتاب نیامده است، سؤال کند.

پس از متن گفت‌وگو با جاهد، نظر هجده نفر از اهل هنر و ادب درج شده است. در این بخش گلستان، احتمالا در دفاع از لحن خود در برابر منتقدان، توضیح می‌دهد: «قرار نبود متن گفت‌وگوی آقای پرویز جاهد با من به صورت کتاب درآید و منتشر شود، ولی او این را خواست، پافشاری کرد، و من پذیرفتم. متنی را نیز که آماده کرده بود بازبینی کردم؛ ولی کم و کیف این بازبینی به اندازه‌ای نبود که بگویم کتاب را ادیت کرده‌ام.»(۴۱۴)

کوبای کاسترو: کانون فساد و فحشا

گفت‌و‌گویی با روشن وزیری انجام گرفته، به مناسبت انتشار ترجمه کتابی به عنوان "تب تند آمریکای لاتین" به قلم آرتور دموسلاوسکی، نویسنده و گزارش‌نگار لهستانی. کتاب به فاصله اندکی پس از نسخه اصلی، لهستانی، در ایران ترجمه و منتشر شده است.

در این کتاب گزارشی تکان‌دهنده از کوبای انقلابی، به ویژه از رهبران اصلی آن فیدل کاسترو و ارنستو چه‌گوارا ارائه شده است، که جای بسی تأمل و عبرت دارد.

گفت‌و‌گوی بعدی کتاب با مهدی سحابی است، مترجم خوش‌ذوق و پرکاری که به تازگی رخ در نقاب خاک کشید. در این گفت‌و‌گو شخصیت سحابی، شوخ‌طبعی، تیزهوشی و صمیمیت بی‌شائبۀ او، بی‌کم و کاست، جلوه‌گر است.

تکیه بر "زبان زنده"

"من راه خودم را ادامه دادم. شعر من، زندگینامه خود من است. دروغ نیست، قلابی نیست، آن چیزی است که در زندگی خودم اتفاق افتاده و از صافی تخیل من گذشته و بر روی کاغذ آمده. من از هیچ کس تقلید نکردم."

احمدرضا احمدی در گفت و گو با نگاه نو

گفت‌و‌گو با منوچهر انور به مناسبت انتشار ترجمۀ نمایشنامه معروفی از هنریک ایبسن انجام گرفته، که این بار با نامی تازه منتشر شده است: عروسک‌خانه. آقای انور در ترجمه از "زبان زنده" یاری جسته و حکمت این کار را در مقالۀ مفصلی به عنوان "چند اشاره به چالش ترجمه" توضیح داده است.

انور درباره لغزش‌های متداول در ترجمه‌های امروزی، رواج معادل‌های نارسا، ثقیل و بیگانه با روح زبان فارسی، نمونه‌های جالبی می‌آورد و توضیحاتی خواندنی بیان می‌کند.

انور در انتقاد از ترجمه‌های "تحت‌اللفظی"، به مترجمان مبتدی که به کمک فرهنگ‌های زبان به ترجمۀ آثار ادبی دست می‌زنند، هشدار می‌دهد: «حواس مترجم باید مدام جمع باشد که هیچ معادلی، به صرف حضور در دیکسیونر، شخصیت خود را به معنی تحمیل نکند، و تعهد او نسبت به تک تک الفاظ، وظیفۀ او را به مجموعۀ معنی تحت‌الشعاع قرار ندهد؛ و یقین بداند که عبارات را طابق النعل بالنعل از یک زبان به زبان دیگر برگرداندن، همیشه ملازم با انتقال معنی نیست. برای معنی، هر بار که به طور طبیعی در یک قالب تحت‌اللفظی نگنجد، باید یک قالب معنایی نو تعبیه کرد.»(۴۶۰)

شعری در گریز از ایدئولوژی

آخرین گفت‌و‌گوی کتاب با احمد رضا احمدی است، شاعری که به گفتۀ خودش، اینک نوبت اوست تا با اقبال گسترده‌ی جوانانی روبرو شود، که به شعری ناب و پالوده از احکام ایدئولوژیک روی آورده‌اند.

احمدی نزدیک پنجاه سال است که با زبان و سبکی ویژه شعر می‌گوید، اما تنها در سال‌های اخیر است که قدر و جایگاه او شناخته شده است. او با حسی از سربلندی، درباره شعر خود می‌گوید: «من راه خودم را ادامه دادم. شعر من، زندگینامه خود من است. دروغ نیست، قلابی نیست، آن چیزی است که در زندگی خودم اتفاق افتاده و از صافی تخیل من گذشته و بر روی کاغذ آمده. من از هیچ کس تقلید نکردم.»(۴۹۹)

http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/03/100310_l11_negaheno_book_culture.shtml

© BBC 2010