Wednesday, 16 August 2017
چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶

بنيان‌گذار بنياد دکتر فريبرز بقايی
آدرس تماس:
info@fariborzbaghai.org


روشنگری گذار انسان از نارسايی خودساخته‌ی خويش است
- امانوئل کانت


Aufklärung ist der Ausgang des Menschen aus seiner selbst verschuldeten Unmündigkeit
- Immanuel Kant


Enlightenment is man's emergence from his self-imposed immaturity
- Immanuel Kant

اعلان جايزه به بهترين کار پژوهشی
از سوی بنياد فرهنگی دکتر فريبرز بقا يی

شورای علمی بنياد در نظر دارد به بهترين کار در زمينه های زير سه هزار دلار جايزه اهدا کند

۱ - تشکل های مدنی از دوران مشروطییت تاکنون و علل ناپایداری آنها
۲ - تشکل های مدنی در جمهوری اسلامی و دورنمای آینده
۳ - تکوین جامعه مدنی از اندیشه تا حضور در جامعه ایران و نارسایی های آن
۴ - چرا دمکراسی در ایران نهادینه نمی شود ونقش تشکل های مدنی در استمرار آن.
۵ - انعکاس مدرن ومدرنیته در جامعه ایران-از اغاز تا امروز
۶ - دامنه نفوذ روشنگری –به مفهوم کانتی آن - در ایران وتاریخچه آن

در ضمن یادآوری می‌شود
- کلیه رساله‌های پژوهشی برای استفاده عموم در سایت بنیاد منتشر میشود
- چاپ کلیه ر ساله‌های پژوهشی به فارسی
- چاپ ترجمه رساله‌ها در مجلات تخصصی

انگیزه این مسابقه

انتخابات دوره نخست نهمین ریاست جمهوری در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۸۴ این تز جامعه‌شناسان ایران را اثبات کرد مبنی بر این که قریب دو سوم مردم ایران تجدد طلب(۱) هستند و خواست آنها سکولار است(۲). این امر بیانگر آنست که کوشش ۱۵۰ ساله تجدد خواهان ایران از هر قشر و رسته‌ای از جمله روشنفکران این سرزمین به بار نشسته است . این خدمت را باید قدر شناخت و سپاس داشت. درعین حال نباید از تاثیر انقلاب تکنولوژی/صنعتی و به‌ویژه جهانی شدن اقتصاد و ارتباطات غافل ماند.
متاسفانه با این دستاورد بزرگ که احتمالا سرآمد کلیه کشورهای هم‌جوار و مشابه است هنوز نتوانسته نمود خود را در عرصه اجتماعی آن‌طور که شایسته و بایسته این اکثریت است عینیت بخشد. چرا؟ و علل پای لنگ تجددطلبان در کجا و در چیست؟ و بالاخره چگونه می‌توان این نارسایی را جبران کرد؟
در این زمینه‌ها متاسفانه پژوهشگران ما اقدام درخوری نکرده‌اند و شاید اصلا کار نشده است. در مورد جدال تجدد خواهی با سنت در این ۱۵۰ ساله تقریبا در کلیه زمینه‌ها از جمله تاریخ، ادبیات، صنعـت، احزاب، تشکل‌ها و شخصيت‌ها و اندیشه ایشان صدها کتاب و مقاله علمی منتشر ساخته‌اند و باید امیدوار بود که این نوع پژوهش‌ها ادامه یابد. بنا به آنچه تاکنون در اختیار داریم ایشان توانسته‌اند ذهن فرد ایرانی را برای تجددخواهی آماده کرده ولی برای به کرسی نشاندن این شیوه زندگی در سطح جامعه چاره‌ای کمتر نشان بدهند
می‌دانیم که جوهر اصلی جامعه مدرن یا جامعه مدنی که احتمالا بهتر است آن‌را جامعه شهروندی بنامیم وجود شهروند است. شهروند نیز کسی است که حقوق خود را می‌شناسد و می‌خواهد از حقوق خود در برابر اجتماع دفاع نماید. برای تحقق بخشیدن آن تشخیص می‌دهد با افرادی‌که همین مطالبات را دارند تشکلی بوجود آورد که آن‌را تشکل مدنی می‌نامیم. چون نوع، جنس و سطح مطالبات و نوع آنها بسیار گوناکون هستند تشکلات گوناگونی مانند انجمن، کانون، صنف، باشگاه، سندیکا و احزاب و اخیرا وبلاگ‌ها به‌وجود می آیند. بنا بر این خواست ذهنی فرد تبدیل به عامل اجتماعی می‌شود و درنتیجه تاثیرگذار در جامعه و حکومت. در چنین جوامعی چون فرد در سرنوشت جامعه خود موثر آن جامعه و در نتیجه دمکراتیک می‌نامیم. بنابراین لازمه دمکراسی وجود شهروند دارای وظیفه اجتماعی است. ثبات جامعه شهروندی در استمرار فعالیت اجتماعی شهروند نهفته است. چنانچه شهروند در حوزه اجتماعی غیر فعال باشد (همانند تحریم در انتخابات) دیگران که در جامعه فعالند برای او تصمیم میگرند. فرد آگاه مسئولیت اعمال خود را خود به‌عهده می‌گیرد و به‌گردن دیگری نمی‌اندازد(۳).